نگاهی به سی دی گره عشق استاد امین دژاکام . . .
اگر عشق چيز خوبی است پس چرا باعث مرگ و نابودي و جنون و همچنين نابودي زندگي مي گردد. در كنگره آموختيم: هر چيزي دو شكل يا دو صورت دارد. عشق مانند انفجار باروت است اين انفجار باروت مي تواند براي شكافتن صخره ها استفاده شود و يک راه جديدي براي حيات وزندگي انسان به وجود آورد و يا مي تواند اين انفجار در صحنه جنگ در عمليات انتهاري اتفاق بيافتد. در واقع اين همان شكلي از عشق است كه تبديل به نفرت مي شود و باعث تخريب و ويراني مي گردد.
سوال: چرا انسان وقتي يك شخصي را مي بيند ممكنه در او جاذبه و كششي به وجود بيايد كه تمام احساسات و افكار و تمام زندگيش را در بر گيرد؟
وقتي انسان سفر خودش را به اعماق تاريكي ها آغاز كرد و ورود به تاريكي مستلزم اين بود كه بسياري از توانايي ها و صفات خودش را از دست بدهد. اصولا ورود به تاريكي يعني از دست دادن يعني چيزي را بايد از دست بدهد كه وارد ظلمات و تاريكي شود و هر چه عمق اين تاريكي بيشتر باشد چيزهاي بيشتري را از دست مي دهد.
اكنون اين انسان مي خواهد از عمق تاريكي خارج شود و اين مستلزم يک پل و يا تونلي است كه بتواند ازاين اعماق خارج شود و به روشنايي برسد. وقتي انسان چيزهاي زيادي كه مال خودش است كه همان صفات و توانايي ها و حتي كساني كه دوستشان دارد از دست داده باشد موقعي كه كسي را مي بيند كه همان صفات و ويژگي كه خودش از دست داده در اوست كشش و جاذبه به وجود مي آيد. در اينجا چيزي كه به وجود مي آيد آن خلع و يا فضاي خالي كه در خودمان داريم كه مكملش در كسي است كه همان صفت را دارد و مي تواند آن خلع را پر كند وقتي اين برخورد و رويارويي اتفاق مي افتد آن نيمه خالي را پر مي كند. پر شدن خلع مساوي است يا تغيير شديدي از احساس يعني چيزي كه انسان سالها گم كرده پيدا مي كندو صفاتي را كه از دست داده به دست مي آورد. مثال: اگر شما پولي را گم كرده باشيد با پيدا شدن آن خيلي خوشحال مي شويد حالا فكر كنيد اين در مورد صفات باشد خيلي بيشتر خوشحال مي شويد و اين تاثير گذارتر است. در اينجا آن تكانه و يا نيروي كه به شخص وارد مي شود در ابتدا احساس شادي و خوشحالي به وجود مي آورد ولي در ادامه خيلي سخت مي شود و اختلالات زيادي در سيستم خمر به وجود مي آورد. اينجا آن نقطه اي است كه انسان بايد انتخاب كند كه آيا از اين باروت براي شكافتن صخره استفاده كند. البته صخره تمثيل. تاريكي ها كه انسان را محاصره كردند و اورا از جهان روشنايي و از جهان حقيقت و واقعيت دور نگه داشته است. حالا بايد از باروت استفاده كند و وجود خود را سوراخ كند اگر توانست اين كار را انجام دهد در نهايت به جهان روشنايي مي رسد ولي اگر موفق نشد از آن باروت براي منفجر كردن خودش و ديگران استفاده مي كند.
بست احساسي كه اينک وا شدي
كهنه عشقي آمد و شيدا شدي
آنچه دادي شد مثال دانه ها
عشق مخلوقت نخ تسبيه ها
ياد وي در جنبش برگي زباد
وا نكرده چشم مي آيد به ياد
هر چه كردي اندرونش حس او
در نگاهت هاله اي تصوير گو
خود بدان وابستگي آگه نهي
پايه هايت برش توست مي نهي
گر كه دلبر از تو رويش برگرفت
شد همان تسبيح و نخ راپس گرفت
تا بريزد بر زمين آمال تو
پوچ و بي معنا شدي اموال تو
بر زمين گويد كه بگشايد دهن
تا ببلعد پيشي از تمام سخن
ناتواني عاقبت مايوس وار
خسته و نااميد از ديدار يار
البته آزرده شده دانم تو را
وصف حالت از زبان ما روا
چون خمار عشق وبيماري شدي
در پي درمان بيزاري شدي
تهیه گزارش: خانم افسانه
منبع : وبلاگ لژیون خانم راد

این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .