" وادی اول و تاًثیر آن روی من "

در وادی های کنگره موضوعات و مطالب بسیار ارزشمندی نهفته است و شاید مقداری از آنها در موردشان تفسیر هم شده باشد. اما آنچه مسلم است این است که همه این مطالب راهگشا خواهد بود. آنها ابزاری هستند برای رسیدن به هدف و هر کدام از آنها با اندیشه و صبر در جایگاه خود قرار گرفته اند. اما اینکه چگونه وادی اول صحبت از تفکر می کند و شروع تفکر با حرکت آغاز می شود، جای تعمق دارد. کسانی که وادی های کنگره 60 را یک به یک پشت سر می گذارند و در تلاش هستند که آنها را خوب در زندگی به کار گیرند، میدانند که به راستی وادی اول و تفکر اولیه به راستی با لیاقت کامل در جایگاه نخست وادیها قرار دارد و این جایگاه برازنده ترین جایگاهی است که می توانسته باشد.

صحبت از جایگاه شد... براستی جایگاه هر چیز، هر کس، هرشخص، هر واقعه ای و خلاصه هر بود و نبودی را چه تعیین می کند؟ آیا باید برای فهمیدن تفکر هم فکر کرد؟ آیا برای اینکه بدانیم ساختار فکری چیست، نباید تفکر کرد و ساختاری ساخت؟ آیا نمی بایست برای معمار خوبی بودن، در شروع کارگری خوب بود؟ و آیا برای ساخت ساختارهایمان نمی بایست مصالحی تهیه کنیم؟ نباید بدانیم جنس مصالحمان از چیست؟ و اگر این مواد را لحاظ نکنیم، محکوم به نیستی نخواهیم بود؟


در وادی اول جناب مهندس دژاکام، بنیان کنگره 60 به خوبی و به بهترین شکل ممکن، از وادی یک سخن می گویند و امروز که من در مورد این وادی مطلبی را مینویسم، هر نقطه از این صفحه را مدیون آموزشهای این بزرگوار هستم. همیشه فکر می کردم شبها موقع خواب مرد متفکر و اندیشمندی هستم و در این تفکرات خود تصمیمات بسیار مهمی را هم میگرفتم. اما افسوس که صبح همه چیز فراموش میشد و تمام آنچه بافته بودم با چرتی به پنبه تبدیل میگشت. سالها طول کشید تا تفاوت این تخیلات و شاید افکار بدون ساختار و هدف را با تفکرات سالم و انجام شدنی را بفهمم. امروز معتقدم تفکر و وادی اول برایم دو وجه دارد. برای کسانی که وارد کنگره میشوند و قصد قطع مواد خود را دارند، یک وجه سطحی اما تاثیرگذار دارد. اما به محض اینکه با آموزشهای کنگره و آموزگاران خود آشنا میشوند، وجه دیگری از تفکر نمایان میشود. کلمات و جملات رنگ دیگری میگیرند. برداشت و استنباط ما تغییر میکند و البته اگر چنین نباشد و تغییری حاصل نشود، پس تبدیلی در کار نخواهد بود و در نتیجه ترخیصی هم در کار نمیباشد.


اما گاهی کسانی می آیند و حتی به مرحله اول تفکر هم وارد نمی شوند. آنها کسانی هستند که متضرر خواهند شد و ادامه راه برایشان بسیار سخت و دشوار خواهد بود. کسانی که تفکر را سرلوحه سفر خود قرار ندهند، خلاقیت هایشان را از دست خواهند داد. نوشتن جوهریست که از تفکر تراوش می کند و این مطالب قابل توجه و تعمق است.


پس میتوان گفت که تفکرات مسافران در کنگره در مقاطع مختلف سفرشان متفاوت خواهد بود. برای رسیدن به نقطه قوتی در نوشتارها و منابع کنگره گاهی میبایست منابعی را استفاده کرد تا این مخازن اندیشمند باعث شود که ما شروع به تفکر کنیم و در نتیجه شروع به نوشتن و خلاقیت کنیم. تفکر همچون استارت اتوموبیل است. اما اگر نتیجه آن حرکت نباشد، گویی که ساعتها در روز را در اتوموبیل روشن نشسته ایم و بی حرکت وقت میگذرانیم. باید دنده اتوموبیل را فعال کرد. به عقیده من فعال کردن تفکرات یک مسافر نوشتن است. گویی که با نوشتن، بهتر میتوان تفکرات خود را عملی کرد. انگار که باورمان قوی تر می شود.


شاید کسانی باشند که بگویند ما به محض رسیدن به قطع مواد مخدر خود به سراغ کارمان میرویم چرا که سالهاست از دیگران عقب افتاده ایم. اما انسان ذاتا کمال گراست و میخواهد بهترین را داشته باشد. از این جهت نظر آنها هم محترم است. اما اینکه بالاخره آیا هر تفکری که به قول آقای مهندس دژاکام در صفحه سفید نقاشی ذره ذره پدیدار میشود و هم از پیرایش آن هم زشت و هم زیبا قابل رویت خواهد بود، چگونه باید به فعل درآید؟ چرا که چنانچه تفکر یک اندیشمند برجسته جهانی نتواند در زندگی شخصی خود وی نتیجه ای داشته باشد، پس باید گفت این تفکرات راهگشا و قطعی نخواهد بود. حتی در مواردی میتوان گفت بعضی تفکرات زائد بوده و وقت انسانها را از بین خواهد برد. گاهی لازم نیست در مورد بعضی مطالب فسفر مغز خود را بسوزانیم. حتی گاهی میشود گفت بعضی از مطالب ارزش خواندن هم ندارد و میتوان از آن زمان بهره دیگری برد.


 کسانی که در کنگره 60 مسافران و همسفران موفقی بوده اند و هر روز از پله های ترقی بیشتر و بیشتر بالا می روند، کسانی هستند که بعد از گذر از سفر اول، نگاهی ویژه و متناسب با زمان خود به تفکر سالم میپردازند و هدفهایشان را یکی پس از دیگری فتح میکنند و دوباره اهدافی سالم و دست یافتنی دیگری را ترسیم میکنند. این خصلت دانش آموخته های کنگره60 است و همه شاگردان و استادان کنگره فراموش نخواهند کرد که پله اول و شروع، از آن بزرگواری همچون مهندس دژاکام است. درود بر ایشان و نظر بلند این بزرگوار که ما را با راه راستی آشنا کرد.


با احترام ، مسافر علی صداقت 1391/7/3