راه کج به مقصد نمی رسد!!! . . .
یه روز صبح روزنامه نگاری داشت می رفت سرکار ولی به خاطر تصادفی که شده بود توی ترافیک گیر افتاده بود.
اون وقتی دید ترافیکه و سر ساعت به محل کارش نمی رسه تصمیم گرفت همینجا کارش رو انجام بده و از تصادف یه خبر داغ تهیه کنه .
جمعیت زیادی دور محوطه تصادف جمع شده بودن و این نشون میداد یه اتفاق خیلی بدی افتاده .
بنابراین خبرنگار برای رسوندن خودش به محل تصادف فکری کرد و بعد فریاد زد .
بذارید رد شم... خواهش میکنم بزارید رد شم... من پسرشم! من پسرشم !
ولی وقتی به صحنه ی تصادف رسید فکر میکنید،چی دید ؟!
.
.
.
.
...................... یه الاغ !!!
«« با کمی تامل و تفکر می توان راه صحیح را یافت »»
+ نوشته شده در جمعه ۲ تیر ۱۳۹۱ ساعت 3:38 توسط سجاد اسماعیلی
|

این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .