برگ زرین دیگر برای کنگره 60




با یکی از اعضاء کنگره 60 که به تیم ملی تیروکمان راه پیدا کردند گفتگویی می کنیم تا با ایشان بیشتر آشنا شویم.


1: لطفاً خودتان را معرفی کنید تا بیشتر با شما آشنا شویم؟


من هادی و یک مسافر تیراندازی و یک همسفر، حدوداً 5 سال است که با کنگره 60 آشنا شده ام و از همان اوایل آشنایی با کنگره تیراندازی را شروع کردم، و 19 سال سن دارم و دانشجو هستم.


2: بیان کردید که هم مسافر هستید و هم همسفر این را برایمان توضیح دهید؟


داستان آشنایی من با کنگره 60 یک مقدار متفاوت است و این به این دلیل است که من به عنوان یک همسفر یا مسافر وارد کنگره نشدم، بلکه یکی از اعضاء کنگره که با ما آشنا بود و بعد از اینکه متوجه شدیم که جایی مثل کنگره 60 وجود دارد و ورزشی به نام تیراندازی دارد و برای کنگره 60 خدمت می کنند من هم برای تیراندازی وارد کنگره 60 شدم و فقط به عنوان اینکه به کنگره بیایم و تیر بزنم و تیراندازی کنم، مدتی گذشت و من می دیدم که آدمهای مصرف کننده وارد کنگره می شوند و ظرف مدتی معجزه ای رخ می داد و این آدمها یک آمدم دیگری می شدند و به جرآت می توانم بگویم که از یک آدم سالم هم سالم تر هستند و باز هم معجزه ای دیگر یا می توان نامش را عشق گذاشت و آدمهایی که زندگیشان از بین رفته بود و با دانستن اینکه شخص مصرف کننده است ولی همسر و یا خانواده آنها را طرد نکرده بود و با آن به کنگره آمده و همراهش مانده تا رها شده و در حال حاضر هم زندگی خوبی را تجربه می کنند و من با دیدن این اتفاقات وارد جلسات شدم و برایم خیلی جالب بود که ببینم چه اتفاقی در این جلسات رخ می دهد و یکی از دلایلی که می آیم کنگره تا تیر بزنم، فقط انداختن تیر نیست یک چیزی فرای تیر زدن می باشد و به این دلیل هم گفتم که مسافر تیراندازی هستم این است که باشگاه تیراندازی مانند یکی از نمایندگی های کنگره می باشد و یک نوع سفر داریم با نام سفر تیراندازی یعنی شما از تیراندازی استفاده می کنید که به خودت برسی، که همان سفر در کنگره است و همسفر خیلی از بچه ها هستم.


3: بیان کردی تیراندازی، منظور شما از تیراندازی چیست؟ و در چه رشته ای تیراندازی می کنی؟


منظورم تیراندازی با کمان است و به طور کلی تیراندازی با کمان به دو رشته تقسیم می شود، یکی ریکرو و دیگری کامپوننت و ریکرو همان کمان چهارخم قدیم باستانی است و یک مقدار تغییرات کوچکی کرده و کامپوننت هم همان کمان قدیمی است ولی دو عدد قرقره به آن اضافه شده و کمان کامپوننت بوجود آمده و رشته ای که من در آن تیر میزنم کمان کامپوننت می باشد.



4: اول وقت اعلام شد که شما به تیم ملی تیراندازی با کمان دعوت شدید، چگونه به این جایگاه دست یافتید و از رسیدن به این جایگاه چه حسی دارید؟


من تیراندازی با کمان را از سن خیلی پایین شروع کردم شاید سن 14 سالگی بود و آن موقع که شروع به تیراندازی کردم شاید در کل کشور تیمی به عنوان تیم جوانان تیم ملی وجود نداشت تا اینکه از سال گذشته فدراسیون تصمیم گرفت تا یک تیم برای جوانان تیم ملی تشکیل بدهد و به مسابقات اعزام کند و این شد که دو روزپیش به من خبر دادند که به تیم ملی دعوت شدم و از دیروز هم باید به اردو می رفتم ولی برای اینکه باید امروز در کنگره تیر می زدم از مربی تیم ملی اجازه گرفتم و یک روز مرخصی گرفتم و تا امروز برای کنگره تیر بزنم، در مورد تیم ملی هم بگویم که از الان شروع شده و برای اینکه دلم می خواهد در تیم ملی خوب تیر بزنم ولی هدف والاترم و الویت اول این است که یک جوری آن عمل سالم و آن پیام رهایی را به همه برسانم و علاوه بر تیر زدنم یک جور سفیر کنگره باشم.


5: وقتی یک تیر را پرتاب می کنی چه حسی پیدا می کنی تا آن اشتیاق بوجود می آید تا تیر بعدی را پرتاب کنی؟


اول بگویم که تیراندازی با کمان یک ورزش پر هزینه است و شرایط سختی دارد ولی یک چیز عجیبی که در تیراندازی وجود دارد و مانند جادو است و پدیده ای وجود دارد که باعث می شود که از صبح و توی آفتاب و در سرما و در گرما، در زمستان و در تابستان تیر بزنی و یک جوری است که نمی شود توصیفش کرد فقط می توانم بگویم که یک حس خیلی خوبی دارد، و فکر کنم که تنها ورزشی است که می شود به صورت خانوادگی و بدون هیچ محدودیت سنی انجامش داد و این یکی از مسائلی است که من دوست دارم که در تیراندازی کار کنم و اگر من تیراندازی را رها نمی کنم همین خانوادگی بودنش است، وقتی روز اول آمدم کنگره 60 و یکی از چیزهایی که من را متعجب کرد و جزب این ورزش زیبا شدم همین خانوادگی بودن این ورزش بود که مثلاً خواهر و برادرها، پدر و پسر و ... می آمدند تا با هم تیراندازی کنند و این خیلی لذت بخش است.


6: در حال حاضر چند وقت است که در کنگره 60 هستی و تاریخ تولدت چه روزی است؟


نزدیک به 5 سال است که در کنگره 60 هستم و متولد 7 تیرماه هستم.



7: خیلی جالب شد امروز 7 تیرماه سال 1392 می باشد و شما به سن 19 سالگی رسیدید و فکر می کنم اولین جشن تولدی است که در کنگره 60 می گیرید، چه حسی از اینکه در جمع و خانواده کنگره 60 تولد می گیری داری؟


کنگره 60 مانند یک خانواده است و جدیداً این مسابقات لیگ در زمین کنگره 60 برگزار می شود، من و تمام بچه ها یک هفته شبانه روز کار کردیم که این جایگاه و کمپین ورزشی و این زمین به مسابقات برسد و این کار از هیچ چیز جز یک خانواده بر نمی آید و اینجا فقط یک باشگاه تیراندازی نیست و به نظر من یک جور خانواده است و یک خانواده تیراندازی کنگره 60 است و کلاً کنگره 60 یک خانواده است و شما می بینید حتی بچه هایی که تیرانداز نبودند در آن یک هفته و در طول شب و روز خدمت می کردند و الان 2 هفته است که بچه ها 5 شنبه ها اینجا می خوابند و این فقط از یک خانواده بر می آید، در مورد حسم بگویم اینکه صبح آمدم و خودم همچین یادم نبود که تولدم است و نازنین خانم یکی بچه های کوچک اینجا است و 8 سال دارد و خیلی دختر خوبی است که 3 ماه پیش از من پرسیده بود و تا الان یادش بود و به همه گفت و همه بچه ها برای من تولد گرفتند و وقتی کیک را از یخچال در آوردند واقعاً سوپرایز شدم و من سال گذشته موفق نشدم که تولد بگیرم و امسال تولدم را در خانواده کنگره 60 گرفتم.


8: در طی این 5 سالی که در کنگره 60 بودی آموزشهایی را گرفته ای، آیا این آموزشها در زندگی شخصی ات به کار آمده و کمکت کرده است؟


بله، در کنگره آموزشی است با نام جهانبینی یعنی آن طرز تفکر و در کنگره یکی از مهمترین مسائلی که من یاد گرفتم این است که اگر من با حریفم تیر میزنم باید با آن دوست باشم و باید دوستش داشته باشم و این است که من می توانم موفق بشوم و خیلی از مسائل دیگر و اگر می بینیم که یک شخصی حال خوبی ندارد این را به حساب همه چیز آن شخص نگذاریم و شاید این آدم یک روزی حالش خوب شود مانند همان مصرف کننده ای که به درمان رسیده و 180 درجه تغییر کرده است.


9: اسم کمانت چیست و آیا تا به حال به شما صدمه زده است؟


اعتدال، شاید نشود اسمش را صدمه گذاشت، یک جور مانند آینه است و شاید یک موقع خسته ام کرده باشد و یک موقع آن کاری که می خواستم را نکرده ولی همه این خستگی هایی که برای من داشته باعث شده خیلی مسائل را بفهمم و شاید بفهمم که برای موفقیت یک موقع باید یک موقع خسته شد و باید آنقدر زحمت کشید که تا بعد از خستگی به موفقیت رسید و یک جور بازتاب درونی من بوده و کلاً تیراندازی باز تاب درون خود آدم است و یک جمله ای را آقای اشکذری می گوید که اگر آن موقع که تیر را رها می کنی حست بد باشد تمام آن کارهایی که حرفه ای هستی و درست انجام می دهی باعث می شود تیرت بد برود و اگر حس درونی ات خوب باشد آن بازتاب درونت است که باعث می شود تیرت خوب برود.



10: شما می گویید که کمانت یک جور بازتاب خودت است آیا با کمانت حرف هم می زنی و حف دلت را بیان کردی؟


ما برای کمانهایمان اسم می گذاریم و یادم است که اوایل که آمده بودم تیراندازی خانم اشکذری گفت که کمان را که در دست می گیرید حتماً یک اسم برایش انتخاب کنید و با او حرف بزنید و تمیزش کنید و وقتی تیر می زنید از او بخواهید که برایتان خوب برود و واقعاً شاید در ظاهر یک جاندار نباشد و یک جسم بی جان باشد ولی واقعاً جان دارد و مانند یک دوست و شاید هم فرزندت باشد.


11: حرف آخر یا پیام آخر؟


اگر در زندگی اشتباهی کردند فکر نکنند که همه چیز تمام شده است و همیشه یک راه بازگشت وجود دارد، برای مثال در یک مسابقه شما 20 امتیاز عقب هستید و می گویید که دیگر باخنه ام ولی اگر امیدتان را از دست ندهید و بدانید به نتیجه خواهید رسید ممکن است که حریفتان خراب کند و شما آنقدر خوب بزنید که نتیجه به نفع شما برگردد و این هم دقیقاً مانند همان مصرف کننده است که در کنگره به رهایی رسیده اند.


نگارش و مصاحبه: مسافر سجاد، 1392/04/07