جلسه لژیون امروز دوشنبه مورخ 1392/03/27 با استادی جناب آقای بابائی در خصوص "هیزم شکن قسمت 2" برگزار گردید که خلاصه ای از سخنان را تقدیمتان می نمایم.



حاضرین: 14 نفر     سفر دومی: 8 نفر      سفر اولی: 5 نفر      کارآموز: 1 نفر

خلاصه‌ای از سخنان استاد:


هر راهنما در لژیون خودش قانون خود را دارد ولی در کل شعبه تابع قانون شعبه است و به همان ترتیب شعب نیز تابع کل کنگره هستند. هر شعبه استقلال خود را دارد ولی در کل یک ساختار مستحکم هستند.


مرگ واقعی زمانی است که هاله تابان از بین برود پس تا زمانی که هاله باقی است موجود زنده است. تشخیص ابزاری دارد به نام دانایی، دانایی ماهیت خواسته‌ها را مشخص می‌کند. آیا نیاز است یا هوس. تا قبل از کنگره اعتیاد یک مسئله غیر قابل حل بود ولی در کنگره این مسئله حل شد. آقای مهندس ابتدا این مسئله را به صورت مسئله قرار داد، یعنی تشخیص. سپس در ادامه راه این مسئله را حل کرد حالا چی میشه که ما در بازی درمان گیر می‌کنیم. دوران مصرف چقدر راحت وارد تاریکی شدیم، حالا چرا در درمان خود گیر می‌کنیم چرا راحت سفر نمی‌کنیم. حداقل در کنگره باید تفکر را یاد بگیرم در مسائل مختلف ما تفکر نمی‌کنیم بلکه دچار شور و منیت می‌شویم. ولی باید تفکر کنیم در خصوص تصمیمات باید مثلث دانائی را در نظر بگیریم. بسیاری از آموزش‌های کنگره مانند نفس کشیدن برای ما تکراری و عادی شده است در نتیجه متوجه اهمیت آن نیستیم. به همین دلیل در اکثر مسائل زندگی گیر داریم. فکر می‌کنیم می‌دانیم ولی نمی‌دانیم. باید ببینیم گیر ما کجاست. باید تشخیص دهیم مشکل کجاست. در مورد هر مسئله‌ای باید با کسانی که آن مسئله را حل کرده‌اند مشورت کنیم.وقتی همه چیز مثل سابق است یعنی فلز وجودی ما تغییر نکرده است. هنوز خیلی مشکلات داریم. تمام این مسائل وقتی دست به دست هم می‌دهند ما را دچار حال خرابی می‌کند. دوران مصرف نمی‌دیدیم که چه تخریب‌هائی بوجود آورده‌ایم اما حالا بازی در آگاهی هست. تمام این تخریب‌هایی که الان می‌بینیم در گذشته نیز وجود داشته ولی ما نمی‌دیدیم. حالا باید با تفکر جبران کنیم.


درمان کنگره رایگان است ولی مفتی نیست. رهایی بها دارد، باید بدانیم چه چیز را باید برای کسب این جایگاه از دست دهیم. رهایی من به چه اندازه اهمیت دارد. از گذشته‌ی خودم باید خجالت بکشم. حالا که در حال درمان هستم باید با افتخار سرم را بالا بگیرم و بدانم که تا رها نکنم رها نمی‌شوم. در سفر همه چیز باید تغییر کند تا تبدیل انجام شود. مگر نه اینکه ما می‌خواهیم درمان شویم، پس باید نشریات راجدی بگیریم، خدمت را جدی بگیریم، اینها ابزار سفر هستند هیچ علمی بغیر از کنگره بدرد درمان من نمی‌خورد. وقتی در مسیرعلم کنگره نیستیم چطور توقع درمان داریم. وقتی ما داروهایمان را به موقع استفاده نمی‌کنیم، چگونه می توانیم از دکتر ایراد بگیرم، می‌بایست به حرف کنگره به طور کامل عمل کنیم. در کنگره یاد می‌گیریم مسائل از ریشه باید حل شود. گزینه‌ای عمل نمی‌کنیم. اکثر مواقع در تشخیص مشکل داریم، تشخیص بسیار مهم است. کنگره یک سری کلیدهایی به نام معرفت و یا شناخت به من می‌دهد که خودمان را بشناسیم. هر چقدر خودم را بشناسم از حاشیه‌ها کنده می‌شوم و این یعنی قوانین الهی را یاد می‌گیرم و نتایج آن رسیدن به نور و روشنائی است.


در ضمن:


* روز شنبه 01/04/92 موضوع جلسه "ظرفیت و مسئولیت (قبله گم کردن)" می‌باشد.


* روز دوشنبه 03/04/92 موضوع جلسه "وادی پنج سال 91" می‌باشد.