گفتگویی می کنیم با آقای عباس کریمی یکی از بچه های سفر دوم لژیون آقای حسن بابایی (عشق، عقل، ایمان) که در امتحان کمک راهنمایی نمایندگی آکادمی قبول شدند و می خواهیم ببینیم که چگونه توانستند به این جایگاه برسند.




1: برای اینکه با شما آشنا بشویم لطفاً خودتان را معرفی کنید؟



*    سلام دوستان عباس هستم مسافر، 15 سال مصرف انواع موادمخدر، آخرین مصرفم شیشه، مدت سفر اول (طول درمان) : 10 ماه، با راهنمایی: آقای حسن بابائی، روش درمان DST (تدریجی)، داروی درمان: شربت OT، رهایی از بند اعتیاد: 3 سال و 3 ماه.


2: از زندگی قبل از کنگره مقداری توضیح دهید؟

*     زندگی قبل از کنگره، چه بگویم اصلاً زندگی نمی کردم، مدام یک سیکل را دنبال می کردم و فقط دنبال تهیه موادمخدر و مصرف آن بودم و وقتی مصرف می کردم دنبال این بودم که چکار کنم تا کسی متوجه مصرف موادم نشود، زندگی خواصی نداشتم و همه زندگی من اضطراب،  نگرانی، دردسر و کش مکش هایی بوده که تازه در حال حاضر می فهمم چه کار کرده ام و بعد از چند سال حضورم در کنگره دقیقاً به یاد ندارم که چگونه زندگی می کردم و مسائلی که به یاد می آورم همگی به مصرف مواد ختم می شود.


3: چگونه با کنگره آشنا شدید؟

*     کنگره60 را یک سال قبل از اینکه بیایم کنگره از طریق سایت آن من شناختم و همین که تصمیم گرفتم به کنگره بیایم و عزمم را جزب کردم یک سال طول کشید و در این یکسال تصمیم داشتم که خودم با روش کنگره60 موادم را کنار بگذارم و همین خودم خودمها یکسال طول کشید که دیدم نه تنها که نتوانستم درست کنم بلکه بیشتر خراب کردم تا اینکه به کنگره آمدم.


4: نظر شما در مورد سفر اول چیست؟

*     سفر اول به نظر من کسی که برای درمان به کنگره60 می آید، سفر اول فنداسیون یا پایه هایی است که بعداً که وارد سفر دوم می شود و در آینده در زندگی شخصی می تواند از آن استفاده کن، چون بیشترین پالایشها به ظاهر از تذکیه مواد شروع می شود و مواد را کم می کنید ولی در باطن خیلی مسائل دیگر را اصلاح می کنیم و خیلی از ضد ارزشها را از خود دور می کنیم و می توان گفت که سفر اول تمرینی است برای زندگی کردن در سفر دوم و در زندگی شخصی می باشد.


5: چه مدتی است که از بند اعتیاد رها شده اید؟ و حسی که در موقع رهایی داشتید را بیان کنید؟

*     تقریباً 3 سال و 3 ماه است که رها شده ام ولی آن حسی که روز رهایی داشتم را هیچ موقع فراموش نمی کنم، واقعاً حس قشنگی بود چون وارد یک مرحله دیگری از زندگی شده بودم و این حس را واقعاً نمی شود توصیف کرد و حس زیبایی است که هر شخص باید خودش آن را تجربه کند و آن چیزی که من تجربه کردم واقعاً برای من یک زندگی دوباره بود و مانند این بود که دوباره از مادر متولد شده بودم، موقعی که به من گفتند که قطع مواد شدی و گل رهایی را از دست آقای مهندس دژاکام گرفتم مانند این بود که یک بندی از من کنده شد و از یک چیزی رها و آزاد شدم و آن بند، بند اعتیاد بود و موقعی که قطع مواد شدم از آن جدا شدم.


6: سفر دوم را چگونه می بینی؟

*     سفر دوم هم دیگر برای درمان موادمخدر نیست چون جنس آموزشها فرق می کند و یک دوره سازندگی می باشد و آن چیزی که در سفر اول آموختی را در سفر دوم بیشتر اجرا می کنی، چون قوی تر شدی و دیگر آن دغدغه موادمخدر را نداری و قدرتمند تر می شوی و شروع به کندوکاش کردن در خود و هر ایرادی را که می بینی و به نوعی ضد ارزش می باشد سعی می کنی آنها را اصلاح کنی و تذکیه کنی.


7: تا به امروز چه جایگاه هایی را در کنگره60 کسب کرده اید؟

*     در کنگره به هر حال از تی و جارو گرفته تا نگهبان نظم، دبیر و نگهبان جلسه و یک دوره یکسال و نیم مرزبان نمایندگی استادمعین و در حال حاضر هم کمک راهنمایی قبول شده ام.


8: چه کارهایی را برای رسیدن به این جایگاه ها انجام دادید؟

*     خدمت کردن در کنگره مرحله ای می باشد و اینگونه است که باید یک سری خدمتهای پایین تر را انجام داده باشیم و نمی شود اگر من عباس بخواهم مرزبان بشوم یک مرتبه نمی توان مرزبان باشم و کنگره به گونه ای اینها را در نظر گرفته که من که می آیم مرزبان می شوم قطعاً و تی و جارو کشیده ام، نگهبانی و دبیری را گذرانده ام و ... و بعد تازه می شوم مرزبان.


9: تاثیر آموزشهای کنگره بر روی شما و خانواده شما بود و آیا در زندگی شخصی شما این آموزشها به کمکتان آمده؟

*     دقیقاً خیلی جاها آموزشهای کنگره اصلاً راه زندگی کردن است، شاید کنگره به ظاهر من مصرف کننده برای درمان اعتیاد می آیم ولی وقتی که از درون خودم را نگاه می کنم می بینم نه تنها در اعمال و رفتارم بلکه تفکرات کنگره60 در اعماق وجود من رخنه کرده است و هست و شاید قبلاً اینها برای من آزار دهنده نبود ولی وقتی که یک کار ضد ارزشی انجام می دهم با آموزشها به یک قوه تشخیصی رسیده ام که می توانم تشخیص دهم بد را از خوب و ارزش را از ضد ارزشها و وقتی یک کار ضد ارزشی انجام می دهم خیلی اذیت می شوم چون واقف به این هستم که کار اشتباهی می کنم ولی وقتی کار ارزشی انجام می دهم و به نوعی خدمت می کنم از انجام آن لذت می برم.


10: فرمودید که در امتحان کمک راهنمایی قبول شده اید، برای آینده چه هدفی را دنبال می کنید؟

*     به هر حال دوره خدمتی کمک راهنمایی در کنگره تعریف شده و شناخته شده است و از زمانی که شروع به تشکیل لژیون می کنی به نظر من تازه شروع سفر دوم می باشد، چیزی که در این مدت است که در کنگره60 هستم و تجربه کرده ام وقتی که شخصی لژیون می زند تازه شروع سفر دوم به معنای واقعی می باشد و این یک حسی بود که من در چند سال اخیر شاید تلاشی برای قبول شدن در آزمون کمک راهنمایی نمی کردم و اینکه خیلی شنیدم و گفتند سبب شد که بیشتر تلاش کنم و این جایگاه را هم حس و درک کنم چون مانند جایگاه های دیگر کنگره60 می گفتند که شما باید به این درجه برسی و این را انجام بدهی تا خودت درک کنی و این نیست که بشود گفت و برای من این یک انگیزه شد که بیایم به این جایگاه برسم و خودم به شخصه تجربه کنم و ببینم که کمک راهنما و لژیون داری چگونه است و اصلاً چه آموزشهایی در آن نهفته است.


11: آیا روزی را می بینید که در یکی از نمایندگیهای کنگره60 لژیون داشته باشید؟

*     بله، در آینده خیلی نزدیک و من در حال حاضر در دوره ای هستم که کار آموزی هایم را انجام می دهم و انشاالله اگر خدا بخواهد لژیون هم می زنم و تصمیم دارم در این پروژه چهار ساله که برای کمک راهنمایی است این خدمت را انجام دهم که بتوانم بهتر باشم و چون همیشه خوب دشمن بهتر بودن است و در کنگره یاد گرفتم که دنبال بهتره باشم و سعی کنم روز به روز بهتر باشم.


12: آیا همسفر دارید و برای همسفران دیگر در کنگره60 چه پیشنهادی داری؟

*     بله من هم همسفر دارم، من فکر می کنم که بیشتر از اینکه مسافرها از آموزشهای کنگره استفاده می برند بیشتر برای همسفران خوب است و گفتم آموزشهای کنگره یک بخشش درمان اعتیاد می باشد و هر کسی که از بیرون هم ببیند به ظاهر می گویند که یک NGO برای درمان اعتیاد است ولی در باطن و وقتی که کسی در عمل قرار می گیرد آموزشها و آیین زندگی درونش نهفته شده است و هر کسی با این آموزشهای شاید به ظاهر آسون می تواند در زندگی اش قطعاً تاثیرات مثبتی دارد.


13: اولین تعبیری که از شنیدن این کلمات به ذهن شما می رسد را برای ما بیان کنید؟

*     مصرف کننده: همه چیزش را از دست داده    *     سفر در کنگره: اصلاح


*     کنگره 60: یک تفکر                                 *     مهندس دژاکام: نور چشم


*     همسفر: بال پرواز                                   *     راهنما: چراغ راه


14: چه آرزویی داری؟


*     آرزو دارم که یک لژیون موفق داشته باشم و در امر کمک راهنمایی بتوانم موفق باشم و بتوانم کسانی را به درمان برسانم و آن حسی را که یک زمانی راهنما های دیگر می گفتند و آن لذت رهایی رهجو را حس کنم.


15: پیام آخر:

*     حرف آخرم برای کسانی است که به نوعی درگیر مصرف مواد مخدر هستند و می گویم قبل از اینکه برای ترک اقدام کنند سعی کنند با دید بازتری اقدام کنند و بی راهه نروند که باعث شود نا امید بشوند و بقیه عمرشان را به اعتیاد برگشت بخورند و اگر راه صحیح را انتخاب کنند می توانند برای بار آخر پرونده اعتیاد را ببندند و واقعاً درمان قطعی می شوند، به نظر من کنگره60 حرف اول و آخر را در دنیا در درمان اعتیاد می زند و من وقتی در سایتهای دیگر می خوانم و می بینم خیلی ها برای ترک اعتیاد که بتوانند یک هفته موادمخدر مصرف نکنند، مانده اند ولی این امر برای کنگره60 یک چیز عادی شده است و یکی از مسائل جزعی در کنگر درمان اعتیاد است و در خیلی دیگر از مسائل زندگی انسان کار می شود.

تهیه گزارش: مسافر سجاد اسماعیلی