- چطور با کنگره 60 آشنا شدید و سفرتان را آغاز کردید و چطور به فکر ترک اعتیاد افتادید؟


من از طریق فیلم مسافر با کنگره آشنا شدم، اوایل برای مصرف آمده بودم ولی بعدأ ماندگار شدم و کم کم فهمیدم که چکار باید بکنم، البته چیزی که خیلی به دردم خورد این بود که داخل کنگره 60 باید فقط خدمت کرد و اگر امروز من ماندگار شدم فقط برای خدمت کردن مانده ام.


- سفرتان را چطور آغاز کردید و ادامه دادید؟ آیا شرایط شما مثل شرایط کسانی که الآن سفر می کنند بود؟


خیر، شروع سفر من مثل الآن نبود، زمانی که من وارد کنگره شدم، اولأ قطع مصرف روی یک گرم 30 روز نبود، من یک گرم 12 روز قطع مصرف شدم، آن موقع راهکار خاصی نداشتیم، من مصرف هروئین داشتم، اول سفرم با کم کردن هروئین بود بعد با شیره تریاک و تقریبأ اواخر سفرم متد سفر با تریاک آمد، به طوری که مصرف کننده هروئین باید سه روز سقوط آزاد باشد و بعد با تریاک سفرش را ادامه دهد، من هم این طور سفر کردم، البته با گریزهائی که در وسط سفرم داشتم.


- امروز چه تغییراتی در زندگیتان نسبت به زمان مصرف دارید؟


بزرگترین تغییرم این است که آن زمان من زندگی نداشتم ولی امروز دارم زندگی می کنم.


- از این که سفر کنید و ترک اعتیاد کنید، ترسی هم داشتید؟


خیر، چون من به نیت کنار گذاشتن مصرف نیامده بودم، آمده بودم که مصرفم را ادامه بدهم ولی در طول مسیر، کم کم جاده مصرفم به جاده درمان وصل شد و ناخودآگاه در مسیر درمان قرار گرفتم و تا مدتی هم باورم نمی شد که واقعأ دیگر مصرف نمی کنم ولی دیگر نیازی به مواد مخدر نداشتم.


- سفر اولتان چطور گذشت، آیا سخت بود؟


بله، سفر اولم خیلی سخت بود چون زیاد گریز می زدم و مدام خراب کردن و دوباره درست کردن بود و بالا و پایین های زیادی داشتم.


- سفر اول شما چند ماه طول کشید؟


تقریبأ یک سال.


- چه عوامل یا اشخاصی در رهایی شما نقش داشتند؟


مهمترین و اصلی ترین عامل، روش DST بود که باعث شد من به درمان برسم و اگر روش یا کار دیگری می کردم، به درمان نمی رسیدم چون من کسی نبودم که بتوانم با سقوط آزاد قطع مصرف کنم، در کنار آن خدمت کردن، راهنما، دوستانی که آن موقع کنارم بودند، خانواده و پدر و مادرم و بعد همسرم تأثیرگذار بودند. در واقع در مسیر مثبت که قرار بگیریم، در و دیوار و تمام دنیا هم کمک می کنند، این اتفاقی بود که برای من افتاد.


- چطور یک مصرف کننده مواد مخدر را جذب کنگره کنیم؟


بستگی دارد در چه موقعیتی باشیم، راهنما بیرون از کنگره حق مشاوره دادن را دارد ولی یک سفر دومی فقط در حد یک آدرس دادن می تواند کنگره را معرفی کند البته اگر بخواهیم به کسی کمک کنیم اولین چیز که باعث می شود مصرف کننده بتواند حرفش را بزند و بداند که او را می فهمیم، این است که با جرأت بگويد من خودم مصرف کننده بودم و مثلأ هشت سال هروئین مصرف می کردم و الآن درمان شده ام و وقتی ببنید شما اعلام مصرف کردید او هم اعلام می کند، من خودم از این روش استفاده می کنم و این را از مهندس درس گرفتم چون ایشان در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر، اول خودشان را معرفی می کنند.


- آیا ورزش را جدی می گیرید؟ یک سفر اولی چطور باید ورزش کند؟


من روزانه پیاده روی می کنم و هر هفته هم گاهی اوقات فوتبال یا پیگ پنگ بازی می کنم البته رشته ورزشی من در اصل راگبی است ولی به خاطر سنم و فشارهای کاری و توان بدنی ام بازنشسته شده ام و دیگر کشش سابق را ندارم ولی هر جمعه پارک طالقانی هستم و فعالیت مداوم دارم.


اوایل برای سفر اولیها ورزش ممنوع بود اما در حال حاضر با تائید راهنما باید ورزش کنند و محدودیتی ندارد، حتی باید یک رشته ورزشی انتخاب کنند و به دستور آقای مهندس در اعلام سفرشان بگویند مگر این که راهنما تشخیص دهد که مسافر نباید ورزش کند.


- اگر ورزش برای مسافر حرفه باشد، می تواند آن را ادامه دهد؟


بنا به تشخیص راهنما اشکالی ندارد.


- چه چیز باعث می شود هنوز هم به کنگره 60 بیائید؟


خدمت کردن، لژیونم، افراد و مسئولیت هایی که در کنگره دارم.


- وابستگی قلبی و عاطفی هم به کنگره دارید؟


نمی دانم عاطفی است یا چیز دیگری ولی فکر این که در کنگره نباشم را هیچ وقت نمی کنم.


- کنگره در زندگیتان چه جایگاهی دارد؟ چقدر از وقتتان را پر می کند و آیا به زندگی و شغلتان صدمه نمی زند؟


بستگی دارد صدمه دیدن را از چه دیدی نگاه کنیم، اگر بگویم کنگره وقتم را می گیرد ولی در عمل اگر کنگره نباشد وقتم بیشتر گرفته می شود یا اگر بگویم با کنگره درآمدم مثلأ 100 هزار تومان بود ولی در عمل بدون کنگره درآمدم کمتر از این است. جایگاه کنگره هم گاهی اوقات در زندگی ام رتبه اول را دارد و بعضي وقتها هم خانواده ام رتبه اول را دارند، همیشه سعی می کنم تعادل را رعایت کنم و در کل به طور میانگین روزی سه تا چهار ساعت در کنگره هستم.


- برای محمد صداقت شدن چه راهی به کسانی که سفر می کنند پیشنهاد می کنید؟


"خنده" آقای مهندس می گفتند: یک روز پدری از پسرش پرسید در آینده می خواهی چه کاره بشوی، پسرش گفت می خواهم مثل شما سرهنگ بشوم، پدر پسرش را دعوا کرد و گفت، من می خواستم رئیس جمهور شوم، سرهنگ شدم، تو که می خواهی مثل من بشوی پس سرباز صفر هم نمی شوی بنابراین دنبال این نباشید مثل محمد صداقت باشید باید سعی کنید خودتان باشید به نظر من اسم آدمها مهم نیست که چه کسی باشیم، آدمها را تفکرشان و عملکردشان و جایگاه خدمتی شان می سازد، در کنگره بودن خوب است ولی مهم اینست که در کنگره چکاره ایم و چقدر اعتبار داریم و چقدر عملکرد درست داریم که همان چقدر رعایت کردن قوانین کنگره است، رعایت کردن قوانین شاید زمان ببرد ولی مطمئن باشیم که در آینده می توان به دیگران خدمت کرد.


- حرف آخر؟


فقط و فقط خدمت کردن چون خودم خدمت کردن را دوست دارم و توصیه ام اینست که اگر می خواهید در کنگره باشید و به آرامش برسید فقط باید خدمت کنید، این مائیم که به خدمت کردن نیاز داریم، خدمت به ما نیازی ندارد و چه خدمتی، فرقی نمی کند باید ببینیم خودمان به چه خدمتی نیاز داریم و تلاش کنیم همان خدمت را انجام دهیم تا به آرامشی که می خواهیم برسیم.


تهیه و تنظیم: مسافر رضا


منبع: وبلاگ نمایندگی مشهد