علم پیچیده نیست، هر چیزی کلیدی دارد. قرن ها است که انسان با نگاه کردن به طبیعت قوانین را آموخته است و از نظم آن الگو گرفته است. مسئله سینرژی یا هم افزایی در طبیعت وجود دارد و کنگره 60 با تشکیل لژیون از این قانون به نحو احسنت بهره برده است.


هم افزایی یا سینرژی به این صورت تعریف می شود:


هنگامی که دو یا چند عنصر، جریان یا عامل با هم همیاری یا برهم کنش (تعامل) داشته باشند انرژی به وجود می آید، اگر این انرژی از میزان انرژی تک تک عناصر بیشتر شود می گویند که هم افزایی رخ داده است.


در طبیعت می توان هم افزایی را در حرکات دسته جمعی و V شکل غازهای وحشی مشاهده کرد و یا در یک گروه موسیقی هماهنگی آلات موسیقی و در نهایت صدای گوش نواز به وجود آمده مثال خوبی برای فهمیدن مفهوم سینرژی می باشد.


در لژیون نیز می توان مفهوم سینرژی را به خوبی مشاهده کرد، سریع تر شدن فرآیند آموزش و به وجود آمدن درمان اعتیاد از تأثیرات هم افزایی در لژیون است. در نوشتارهای کنگره 60 آمده است که تکامل در جمع صورت می گیرد و نیز گفته شده است که انسان اگر خود جستجو نکند اگر با تمامی کاوش گران ماهر نیز، هم نشین باشد به موضوع واقعی نخواهد رسید. قرار دادن این دو مطلب در کنار هم تأثیر گروه بر فرد و نیز نقش فرد در گروه را روشن می کند.


هنگامی که افرادی در کنار هم قرار داده شوند که هدف مشترکی دارند و برای رسیدن به آن هدف به صورت دسته جمعی تلاش می کنند، رسیدن به آن هدف راحت تر اتفاق می افتد، در یک مسابقه دوچرخه سواری که به صورت تیمی برگزار می شود اعضای یک تیم پشت سر هم در یک خط حرکت می کنند و جای نفر اول به صورت مداوم عوض می شود، این عمل باعث بالا رفتن راندمان تیم می شود.


کنگره 60 برای اولین بار از لژیون ها برای درمان بهره برده است، لژیون در کنگره 60 حکم خانواده در اجتماع را دارد، اعضای یک لژیون از یکدیگر حمایت می کنند و نتیجه تلاش گروهی آنها رهایی اعضای آن لژیون از تاریکی اعتیاد است. با وجود لژیون، وظایف اشخاص کاملأ مشخص است و هر فرد بعد از اتمام جلسه گروه درمانی جای خود را می داند و این گونه از حاشیه و مشکلات آن در امان خواهد بود.


در قرآن نیز بر همکاری در کارهای نیک توصیه شده است و انسان از همکاری در کارهای شر بر حذر داشته شده است:


"تَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ" <در نيكوكارى و پرهيزگارى با يكديگر همكارى كنيد و در گناه و تعدى دستيار هم نشويد و از خدا پروا كنيد كه خدا سخت ‏كيفر است>



لژیون نمونه ای از همکاری در کار نیک است، اگر قبول داشته باشیم که اعتیاد تاریکی است و مایه رنج انسان است لذا جدا شدن از آن کاری پسندیده به حساب می آید و این هدف در اولویت اهداف لژیون قرار دارد.


امروزه در کنگره 60 هر لژیون در فضای مجازی نیز فعال است و وبلاگ مختص به خود را دارد که نوشتارهای اعضای آن لژیون و نیز دستور جلساتی که در لژیون مورد بحث قرار می گیرد را بازتاب می دهند. دستیابی به وبلاگ لژیون ها از طریق سایت کنگره 60 قسمت وبلاگ نویسان کنگره 60 امکان پذیر می باشد.


تاریخچه لژیون در کنگره 60 از کلام آقای مهندس دژاکام:


کنگره 60 نقاط زیادی را روشن کرده و یکی از نقاط مهم و بارز کنگره لژیون می باشد و تا آنجا که من اطلاع دارم در هیچ گروه درمانی لژیون وجود ندارد و امیدوارم در سالهای آینده در سطح دنیا آگاه شوند و این سیستم را برای خود راه اندازی کنند حتی گروه سازمان معتادان گمنام (NA) که یک گروه بسیار قوی و خوب و با تجربه ای است، راهنما دارند ولی چیزی به نام لژیون ندارند، لژیون محاسن بسیار زیادی را برای ما و کنگره 60 به ارمغان آورده، یکی از مسائل بارزی که در کنگره 60 امنیت و آسایش و انضباط و نظم و احترام را برقرار کرده فقط به خاطر این لژیونها است، شما نمی توانید که تجسم کنید اگر این لژیونها نبود کنگره 60 نیز مانند بعضی از گروههای بی نظم می شد.


بچه های قدیمی یادشان است که چه سیاستی پیش آمد که ما این لژیونها را درست کردیم که مقداری از آن را برایتان می گویم، هر قضیه ای که باعث مشکلات شد ما از آن درس گرفتیم و چیزی که کنگره 60 را پیش برد تا اینجا درس گرفتن از مشکلات بوده و اگر انسان از مشکلاتی که در زندگی برایش پیش می آید درس بگیرد حتماً در زندگی پیشرفت خواهد کرد، ما در میدان انقلاب شعبه ای داشتیم، چون سالهای اولیه بود جلسه تشکیل می شد و راهنما هم داشتیم ولی چیزی به نام لژیون نداشتیم و وقتی جلسه تمام می شد همه بیکار بودند و در این بیکاری یک سری کارهای خوب و یک سری کارهای بد از هم یاد می گرفتند و بعد از جلسه یک سری با هم می رفتند مواد مخدر مصرف می کردند و یک مدتی گذشت.


در آن زمان، هم به صورت تدریجی درمان داشتیم و هم به صورت سقوط آزاد و کارمان خیلی سخت بود که بخواهیم کارمان را به صورت تدریجی جلو ببریم و خیلی کم بودند کسانی که به این صورت درمان شوند و اکثراً سقوط آزاد بودند و راهنما هم زیاد نداشتیم و یک سری افراد بودند که جلسه که تمام می شد با هم جمع می شدند و بین آنها چند نفر نخاله پیدا شد که در همه جا پیدا می شود که ظاهراً ترک کرده بودند و آنها بچه ها را می بردند خانه هایشان و با هم مواد مصرف می کردند و به صورت گروه هم شده بودند و دیدیم که 4 یا 5 گروه هستند و هر چه ما پنبه می ریسیدیم آنها دوباره پنبه می کردند و من بر روی این قضیه خیلی فکر کردم.


بعد از مدتی به این تفکر رسیدم که ما هم در کنگره گروه و باند درست کنیم و اگر آنها 3 یا 4 گروه درست کرده اند ما 50 گروه درست می کنیم و اشخاصی را هم بالای سر آنها می گذاریم که آموزش دیده اند و امتحان جهانبینی و فنی را داده اند و آدمهای صالحی هستند و کسانی هستند که شاگرد می گیرند و آنها هر کدام گروهی را تشکیل می دهند و نام آن گروه را لژیون می گذاریم و گفتیم که هیچ کسی در کنگره 60 به صورت آزاد نمی تواند باشد و باید حتماً یک لژیونی داشته باشد، بنابراین به خاطر این قانون لژیونها در کنگره 60 تشکیل گردید و هر استادی با شاگردهای خودش بنشیند برای آموزش دادن و الحق شاگردها وقتی نشستند دیگر کسی سر پا نبود که بیکار باشد و معرکه گیری کند و افرادی را جمع کند.


نویسنده: مسافر احسان رنجبر