گوشه نشینی (دلنوشته) . . .
زمانی که انسان قالب
جسمانی را از دست می دهد هیچ چیز از او کاسته نمی شود یعنی مرگ باعث نمی
شود چیزی از انسان کاسته شود اگر دانشمند بود همان دانشمند است اگر جاهل
بود همان جاهل است.
غم و اندوه همه سرچشمه
بدی ها نیست . غم بزرگ یا اندوه بزرگ می تواند انسان را به پایین ترین نقطه
مقام خاص الهی یا می تواند به بالاترین مقام الهی برساند بسته به خود
انسان است که ازاین واقعه که اتفاق افتاده سقوط کند.
یا صعود و این اتفاق برای همه رخ می دهد . علتش مهم نیست ممکن است عوامل متعددی باشد که این قضیه را به وجود بیاورد چون بیشتر علت ها به خواست قدرت مطلق صورت می گیرد. البته این علت ها هم حساب و کتابی دارد.
زمانی که در بعد خودمان
داریم هیچ دوام ندارد و لحظه به لحظه تمام می شود و به هیچ طریقی نمی
توانیم زمان را مهار کنیم و باید حداکتر زمان را ببریم . در این خصوص که
زمان دوام ندارد باید تعمق زیادی داشته باشیم و به تقدیر هم کاری نداشته
باشیم. در کتاب شریف آمده: بعضی چیزها تقدیر است که البته روی حکمت و حساب
الهی است.
مرگ شما نوشته شده نه یک
ثانیه کم می شود و نه یک ثانیه زیاد می شود و یا بعضی ازوقایع در زندگی
تقدیر است . تقدیر یعنی نامه پیشین که از قبل نوشته شده و این نامه پیشین
نوشته شده بر اثر یک سری مسائل روی یک حساب و کتابی است.
انیشتن می گوید:
خداوند برای اداره جهان تاس نمی ریزد این تقدیرات تاس ریزی نیست که به تو یک چیزی را بدهند و به دیگری چیزی دیگر.
زندگی انسان بر مبنای دو پارامتر حرکت می کند.
* تقدیرات
* تفکرات
1. تقدیرات نامه پیشین
است که در چه خانواده ای به وجود می آییم چه هستیم و چه نوع ژنی داریم، در
چه شهری زندگی می کنیم، عمرمان چقدر است و همسرمان چه کسی می شود و وقایع
متعدد.
2. تفکرات که ما دائما در حال تفکر و تعقل هستیم. ما در این مسیر منتظر تقدیر نیستیم و نمی خواهیم ببینیم که چه می شود . مثلا مریض می شویم و می گوییم که این تقدیر من است و هر چه خدا بخواهد اگر قرار است بمیریم که می میریم و اگر قرار است زنده بمانم که می مانم و دنبال مداوای آن نباشیم. بنابراین تقدیر بازی خودش را دارد. تقدیر مثل گلوله تفنگ است که شلیک می شود و می رود تا به هدف بخورد.
در تمام خصوصیات و یا
خصلت های خودمان باید تجربه پیدا کنیم حتی در همه موارد . در بدن انسان
نیروهای زیادی نهفته است. مثل کوه ها ی آتشفشان که اگر به حرکت در بیایند
چه می شود.
نیروهای که در درون
انسان خفته است تصور نکنیم که یک نیروهای فرشته و سفید جامه هستند ممکنه
نیروهای بسیار مخرب باشند پس احتیاج داریم که پالایش و تزکیه کنیم.
نتیجه گیری:
1. پیکره های ظاهری ما وقتی از بین می رود چیزی از انسان کاسته نمی شود.
2. غم و اندوه سرچشمه بدی ها نیستند.
3. غم و اندوه ها می توانند انسان را سقوط بدهند یا صعود و بسته به ما است که چگونه از این غم و اندوه ها استفاده کنیم.
4. به تقدیرکاری نداشته باشیم ولی تقدیر کار خودش را انجام می دهد.
5. نیروهای خفته درون ما همه سفید جامه و فرشته نیستند باید برای آن ها پالایش انجام گیرد و برای پالایش باید فعالیت و تلاش کنیم.

این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .