مصاحبه با آقای رضا قلی پور یکی از کمک راهنمایان گروه خانواده کنگره 60 . . .
فرصت مناسبی را به دست آوردم و از آقای رضا قلی پور یکی از کمک راهنمایان گروه خانواده کنگره60 خواهش کردم که لحظاتی را جهت مصاحبه در خدمتشان باشم و ایشان هم با روی باز پذیرفتند.
1: برای اینکه با شما آشنا شویم، لطفاً خودتان را معرفی کنید؟
سلام و تشکر از شما مسافر عزیز آقا سجاد، من همسفر و کمک راهنما رضا قلی پور هستم، دبیر باز نشسته آموزش و پرورش، از سال 1350 تا 1380 خدمت کردم و در حال حاضر حدود 5 سال می باشد که با کنگره60 همکاری دارم.
2: لطفاً از دنیای قبل از کنگره60 و تخریبهای مسافرتان یا خودتان بیان کنید؟
البته مسافر من محمد تصادف کرده بود و آثار تصادف بر روی صورتش بود و به خاطر این تصادف درون صورتش پلاتین گذاشتند و برای درمان این موضوع ما اقدام کرده و 3 یا 4 سال ما گرفتار این مشکل بودیم، ولی گویا داروهایی که مصرف کرده بود جواب نداده و محمد گرفتار شیره و تریاک هم شده بود ولی ما خبر نداشتیم، بعد برای اینکه می دیدیم که قرص زیاد از حد معمول مصرف می کند، ناراحت بودیم و به دکتر جراهش مراجعه کنیم شاید مصرف قرصش بخاطر پلاتینهایی است که درون صورتش است و برای جلوگیری از درد و ناراحتیش و خوردن قرص زیاد به دکتر مراجعه کرده و فرمودند که این پلاتینها را اگر در بیاوریم چون نزدیک عصب است ممکن است که مشکلش زیادتر شود ولی ما در جریان مصرف شیره و تریاک نبودیم و بعد از اینکه به کنگره60 آمدیم و در کنگره راهنما انتخاب کرد هم قرصش تیپر شد و بعد هم شیره و تریاکش و به لطف خدا به درمان هم رسید و بعداً خودش اعلام کرد که موادمخدر هم مصرف می کرده.
3: زمانی که متوجه شدید مسافرتان مصرف کننده است چه برخوردی داشتید؟
من خوشبختانه قبل از اینکه متوجه بشوم که فرزندم مصرف کننده است، یکی از دوستان حدوداً 2 سال قبل از ورودم به کنگره با من تماس گرفت و فرمود که ما به کنگره60 می رویم برای سمیناری تالار شقایق که در رابطه با اعتیاد و پیشگیری و مهار است بیایید که برویم چون من دبیر آموزش و پرورش بودم از این جهت دوست داشتم که در رابطه با آسیبهای اجتماعی اطلاعاتی داشته باشم و در آن سمینار شرکت کردم و در نتیجه پکیج و نشریات کنگره60 را تهیه کردم و با کنگره60 تا حدودی آشنا بودم و وقتی هم متوجه مصرف فرزندم شدم لازم نشد که برخورد و یا مشکلی داشته باشیم و مستقیم مراجعه کردیم به کنگره و مسافرم هم در اوایل زیر بار مصرف نمی رفت ولی راهنمای خودم گفتند که شما خودتان بیایید انشاالله محمد هم خواهد آمد و من هم همین کار را کردم و بعد از 4 ماه و نیم محمد پذیرفت که مشکل دارد و به کنگره60 آمد و راهنما انتخاب کرد و به لطف خدا نتیجه گرفت.
4: فرمودید که از طریق یکی از دوستان با کنگره60 آشنا شدید، آیا وقتی با کنگره60 آشنا شدید از اینکه یکی از آشنایان شما را ببیند و راز شما را فاش کند مشکلی داشتید؟
نه، این مسئله که به کنگره بیایم را یک حرکت ضد ارزشی نمی دانم و آسیبهای اجتماعی وجود دارد و من گفتم که بدون اینکه بدانم فرزندم مصرف کننده است برای افراد اجتماع هم این آسیب وجود دارد و مانند این بود که برای خودم یا خانواده ام پیش آمده و دوست داشتم که کمکی بکنم، از این جهت خودم علاقه مند بودم که با این نوع NGO ها آشنا باشم و توانستم از اطلاعات علمی و روشهای درست آنها استفاده کنم و مشکل خودم هم که پیش آمد با کمک کنگره60 حل کنم.
5: آیا در حین سفر مسافرتان برای مسافرتان مشکلی پیش آمد؟
اصولاً نه، محمد وقتی که به کنگره60 آمد راهنما انتخاب کرد و آقای امیر ابولحسنی به خوبی توانستند با توانایی که داشت توانست به راحتی مسافر من را راهنمایی کند تا مسافر من به نتیجه برسد.
6: شما همسفر چند مسافر در کنگره60 هستید؟
دو مسافر سفر دومی دارم.
7: از احساسی که روز رهایی این دو عزیز داشتید برایمان بگویید؟
خوب انسان خوشحال می شود، ولی چون به صورت منطقی حرکت کردند و من بهبود مسافرانم را کاملاً مشاهده می کردم و مثل یک باغبان رشد درختش را می بیند، می دیدم که این حرکت عظیم به درستی ادامه پیدا می کند در طول سفر کاملاً خوشحال بودم و طوری نبود که ذوق زده بشوم و از خود بی خود بشوم، و کاملاً برایم منطقی بود و مثل کسی که می داند که این میوه بالاخره میرسد و می تواند آن را بچیند برایم طبیعی بود.
8: جایگاه فعلی شما در کنگره60 چیست؟
من بعد از اینکه آمدم و تجربه کسب کردم به عنوان یک همسفر در کنار مسافرانم بودم، با علاقه و پشت کاری که داشتم در امتحانات کمک راهنمایی شرکت کردم و قبول شدم و در حال حاضر به عنوان یک کمک راهنما به دوستانی که فرزندانشان یا اعضاء خانواده شان گرفتار اعتیاد به موادمخدر هستند مشاوره می دهم و به عنوان یک کمک راهنما در خدمت آنها هستم.
9: انگیزه شما برای ادامه سفر چیست؟
خوب فکر می کنم مطالبی که در کنگره60 آموزش داده می شود در واقع مسائل زندگی است و منحصر به قطع موادمخدر نیست و علاوه بر درمان برای رسیدن به تعادل نیز می باشد و مسئله بالاتر از بحث اعتیاد می باشد و شاید اعتیاد یک قسمت بسیار کوچکی از مسائل زندگی و آسیبهای اجتماعی باشد و کنگره60 برای من محیطی است که خیلی کمک می کند که بتوانم از زندگی لذت ببرم و شرایط خوبی را داشته باشم کنگره60 که اسمش را گذاشته اند جمعیت احیاء انسانی برای من آن مفهوم واقعی اش را دارد.
10: زمانی که راهنما شدید چه احساسی پیدا کردید یک مقدار برایمان بگویید؟
برای اینکه این جایگاه خدمتی را داشته باشم خیلی علاقه مند بودم و با علاقه در خدمت عزیزانی که به کلاس من یا لژیون من تشریف می آورند و آموزشهای کنگره60 را انتقال می دهم به عزیزان دیگر لذت می برم.
11: چه مدت است که به درجه کمک راهنمایی رسیده اید؟ و آیا وقتی از مشکلات رهجویان خود با خبر می شوید به یاد مشکلات سفر اول خودتان می افتید؟
من حدوداً 3 سال است که به مرحله کمک راهنمایی رسیده ام. اینکه من بخواهم به صورت احساسی به یاد آن موقع بی افتم به آن شکل نه، ولی بخاطر استفاده از تجربه خودم ممکن است بخاطر مسائلی که با آن مواجه شدم و راه حلش را با قوانینی که در کنگره آموزش دیده ام از آنها استفاده کنم و این مطالب وقتی به آن رهجوی انتقال داده می شود ممکن است کمک کند تا مشکل آن رهجو هم حل شود یا راه حل مشکلش را پیدا کند.
12: آقا رضا چند کلمه می گویم و شما اولین برداشتی که به ذهنتان می آید را بیان کنید؟
کنگره 60: یک دانشگاه به تمام معنا برای انسان سازی،
مهندس حسین دژاکام: یک عارف دلسوز و درد آشنا،
راهنما یا کمک راهنما: کسی که با تمام توانش و با دلسوزی تجربه هایش را برای حل مشکلشان به دیگران انتقال دهد،
مصرف کننده ای که در خیابان می بینید: بیماری که به هر دلیلی گرفتار است و نیاز به کمک دارد.
13: حرف آخر؟
امیدوارم که فرهنگی که من در کنگره دیده ام بتواند جهان شمول بشود و همه انسانهای گرفتار و خارج شده از تعادل در تمام امور زندگیشان از آن استفاده کنند.
سلام و تشکر از شما مسافر عزیز آقا سجاد، من همسفر و کمک راهنما رضا قلی پور هستم، دبیر باز نشسته آموزش و پرورش، از سال 1350 تا 1380 خدمت کردم و در حال حاضر حدود 5 سال می باشد که با کنگره60 همکاری دارم.
2: لطفاً از دنیای قبل از کنگره60 و تخریبهای مسافرتان یا خودتان بیان کنید؟
البته مسافر من محمد تصادف کرده بود و آثار تصادف بر روی صورتش بود و به خاطر این تصادف درون صورتش پلاتین گذاشتند و برای درمان این موضوع ما اقدام کرده و 3 یا 4 سال ما گرفتار این مشکل بودیم، ولی گویا داروهایی که مصرف کرده بود جواب نداده و محمد گرفتار شیره و تریاک هم شده بود ولی ما خبر نداشتیم، بعد برای اینکه می دیدیم که قرص زیاد از حد معمول مصرف می کند، ناراحت بودیم و به دکتر جراهش مراجعه کنیم شاید مصرف قرصش بخاطر پلاتینهایی است که درون صورتش است و برای جلوگیری از درد و ناراحتیش و خوردن قرص زیاد به دکتر مراجعه کرده و فرمودند که این پلاتینها را اگر در بیاوریم چون نزدیک عصب است ممکن است که مشکلش زیادتر شود ولی ما در جریان مصرف شیره و تریاک نبودیم و بعد از اینکه به کنگره60 آمدیم و در کنگره راهنما انتخاب کرد هم قرصش تیپر شد و بعد هم شیره و تریاکش و به لطف خدا به درمان هم رسید و بعداً خودش اعلام کرد که موادمخدر هم مصرف می کرده.
3: زمانی که متوجه شدید مسافرتان مصرف کننده است چه برخوردی داشتید؟
من خوشبختانه قبل از اینکه متوجه بشوم که فرزندم مصرف کننده است، یکی از دوستان حدوداً 2 سال قبل از ورودم به کنگره با من تماس گرفت و فرمود که ما به کنگره60 می رویم برای سمیناری تالار شقایق که در رابطه با اعتیاد و پیشگیری و مهار است بیایید که برویم چون من دبیر آموزش و پرورش بودم از این جهت دوست داشتم که در رابطه با آسیبهای اجتماعی اطلاعاتی داشته باشم و در آن سمینار شرکت کردم و در نتیجه پکیج و نشریات کنگره60 را تهیه کردم و با کنگره60 تا حدودی آشنا بودم و وقتی هم متوجه مصرف فرزندم شدم لازم نشد که برخورد و یا مشکلی داشته باشیم و مستقیم مراجعه کردیم به کنگره و مسافرم هم در اوایل زیر بار مصرف نمی رفت ولی راهنمای خودم گفتند که شما خودتان بیایید انشاالله محمد هم خواهد آمد و من هم همین کار را کردم و بعد از 4 ماه و نیم محمد پذیرفت که مشکل دارد و به کنگره60 آمد و راهنما انتخاب کرد و به لطف خدا نتیجه گرفت.
4: فرمودید که از طریق یکی از دوستان با کنگره60 آشنا شدید، آیا وقتی با کنگره60 آشنا شدید از اینکه یکی از آشنایان شما را ببیند و راز شما را فاش کند مشکلی داشتید؟
نه، این مسئله که به کنگره بیایم را یک حرکت ضد ارزشی نمی دانم و آسیبهای اجتماعی وجود دارد و من گفتم که بدون اینکه بدانم فرزندم مصرف کننده است برای افراد اجتماع هم این آسیب وجود دارد و مانند این بود که برای خودم یا خانواده ام پیش آمده و دوست داشتم که کمکی بکنم، از این جهت خودم علاقه مند بودم که با این نوع NGO ها آشنا باشم و توانستم از اطلاعات علمی و روشهای درست آنها استفاده کنم و مشکل خودم هم که پیش آمد با کمک کنگره60 حل کنم.
5: آیا در حین سفر مسافرتان برای مسافرتان مشکلی پیش آمد؟
اصولاً نه، محمد وقتی که به کنگره60 آمد راهنما انتخاب کرد و آقای امیر ابولحسنی به خوبی توانستند با توانایی که داشت توانست به راحتی مسافر من را راهنمایی کند تا مسافر من به نتیجه برسد.
6: شما همسفر چند مسافر در کنگره60 هستید؟
دو مسافر سفر دومی دارم.
7: از احساسی که روز رهایی این دو عزیز داشتید برایمان بگویید؟
خوب انسان خوشحال می شود، ولی چون به صورت منطقی حرکت کردند و من بهبود مسافرانم را کاملاً مشاهده می کردم و مثل یک باغبان رشد درختش را می بیند، می دیدم که این حرکت عظیم به درستی ادامه پیدا می کند در طول سفر کاملاً خوشحال بودم و طوری نبود که ذوق زده بشوم و از خود بی خود بشوم، و کاملاً برایم منطقی بود و مثل کسی که می داند که این میوه بالاخره میرسد و می تواند آن را بچیند برایم طبیعی بود.
8: جایگاه فعلی شما در کنگره60 چیست؟
من بعد از اینکه آمدم و تجربه کسب کردم به عنوان یک همسفر در کنار مسافرانم بودم، با علاقه و پشت کاری که داشتم در امتحانات کمک راهنمایی شرکت کردم و قبول شدم و در حال حاضر به عنوان یک کمک راهنما به دوستانی که فرزندانشان یا اعضاء خانواده شان گرفتار اعتیاد به موادمخدر هستند مشاوره می دهم و به عنوان یک کمک راهنما در خدمت آنها هستم.
9: انگیزه شما برای ادامه سفر چیست؟
خوب فکر می کنم مطالبی که در کنگره60 آموزش داده می شود در واقع مسائل زندگی است و منحصر به قطع موادمخدر نیست و علاوه بر درمان برای رسیدن به تعادل نیز می باشد و مسئله بالاتر از بحث اعتیاد می باشد و شاید اعتیاد یک قسمت بسیار کوچکی از مسائل زندگی و آسیبهای اجتماعی باشد و کنگره60 برای من محیطی است که خیلی کمک می کند که بتوانم از زندگی لذت ببرم و شرایط خوبی را داشته باشم کنگره60 که اسمش را گذاشته اند جمعیت احیاء انسانی برای من آن مفهوم واقعی اش را دارد.
10: زمانی که راهنما شدید چه احساسی پیدا کردید یک مقدار برایمان بگویید؟
برای اینکه این جایگاه خدمتی را داشته باشم خیلی علاقه مند بودم و با علاقه در خدمت عزیزانی که به کلاس من یا لژیون من تشریف می آورند و آموزشهای کنگره60 را انتقال می دهم به عزیزان دیگر لذت می برم.
11: چه مدت است که به درجه کمک راهنمایی رسیده اید؟ و آیا وقتی از مشکلات رهجویان خود با خبر می شوید به یاد مشکلات سفر اول خودتان می افتید؟
من حدوداً 3 سال است که به مرحله کمک راهنمایی رسیده ام. اینکه من بخواهم به صورت احساسی به یاد آن موقع بی افتم به آن شکل نه، ولی بخاطر استفاده از تجربه خودم ممکن است بخاطر مسائلی که با آن مواجه شدم و راه حلش را با قوانینی که در کنگره آموزش دیده ام از آنها استفاده کنم و این مطالب وقتی به آن رهجوی انتقال داده می شود ممکن است کمک کند تا مشکل آن رهجو هم حل شود یا راه حل مشکلش را پیدا کند.
12: آقا رضا چند کلمه می گویم و شما اولین برداشتی که به ذهنتان می آید را بیان کنید؟
کنگره 60: یک دانشگاه به تمام معنا برای انسان سازی،
مهندس حسین دژاکام: یک عارف دلسوز و درد آشنا،
راهنما یا کمک راهنما: کسی که با تمام توانش و با دلسوزی تجربه هایش را برای حل مشکلشان به دیگران انتقال دهد،
مصرف کننده ای که در خیابان می بینید: بیماری که به هر دلیلی گرفتار است و نیاز به کمک دارد.
13: حرف آخر؟
امیدوارم که فرهنگی که من در کنگره دیده ام بتواند جهان شمول بشود و همه انسانهای گرفتار و خارج شده از تعادل در تمام امور زندگیشان از آن استفاده کنند.
تهیه گزارش: سجاد اسماعیلی، 1391.12.18
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۱ ساعت 21:2 توسط سجاد اسماعیلی
|

این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .