دستور جلسه این هفته (فضولی و آسایش) . . .
پس نگذشته است بر گذرگاه سخت ، چه چیز دانا کرد تو را که چیست گذرگاه سخت ، رهانیدن گردنی است .
درمان اعتیاد و عبور از این گذرگاه سخت و درک این سختی ، به حرف و سخن نیست ، کسانی این سختی را درک می کنند و به آن واقف هستند که از جهنم اعتیاد گذر کرده اند ، آنها می دانند که برای عبور از این گذرگاه سخت ، مسائل بسیاری را باید آموخت . در این سفر سخت و برای عبور از این گذرگاه سخت ، بایستی تمام انرژی ها را جمع نمود و به کار گرفت تا بتوانیم از جاذبه میدان بسیار قوی و مغناطیسی نیروی منفی خارج شویم ، در غیر اینصورت ، قادر به خروج از این میدان نخواهیم بود .
در دستور جلسات سالانه کنگره 60 موضوعاتی وجود دارد که به شکل مستقیم به ما می آموزد که انرژی خود را بی جهت هدر ندهیم و برای خودمان نگه نداریم . انرژی در دنیای درون مانند پول در دنیای بیرون است .همان گونه که پول در دنیای بیرون و زندگی ما نقش حیاتی دارد و امور زندگی ما به آن وابسته است ، در دنیای درون نیز همه چیز به انرژی بستگی دارد ، انرژی مانند پول به سختی به دست می آید ، بنابر این در خرج و صرف آن نیز بایستی نهایت دقت را مبذول داشت .
افرادی که از سطح انرژی بالایی برخوردارند دنیا را طور دیگری می بینند .وقتی سطح انرژی بالاست ، مشکلات بسیار کوچک جلوه می کنند و انسان قدرتی در خود احساس می کند که گویی قادر است هر مشکلی را حل کند . سطح انرژی که مد نظر ماست از نوع مثبت و سازنده است که ناشی از حرکت در صراط مستقیم و دوری از ضد ارزش هاست . زمانی که سطح انرژی بالاست ، احساس ، تفکر و جهان بینی ما متفاوت است . حتی چهره و سیمای ما ارتباط مستقیم با سطح انرژی دارد . ناامیدی ، یاس ، احساس ضعف و شکست ، احساس ترس و نتوانستن ، برای شخص معنا و مفهومی ندارد . در این حالت است که قادر خواهیم بود از پیچ و خم ها و پستی بلندی های سفر اول و درمان اعتیاد با موفقیت عبور نماییم.
این مقدمه ، ما را متوجه اهمیت دستورجلسه این هفته یعنی فضولی و آسایش می نماید ، زیرا ممکن است درنگاه اول نتوانیم بین این دستور جلسه و درمان اعتیاد رابطه مستقیم و شفافی برقرار کنیم ، اما اگر دقت کنیم متوجه می شویم که بین این دستور جلسه و مقوله سطح انرژی و درمان اعتیاد ، رابطه ای مستقیم وجود دارد .
اگر به معنی لغوی فضولی مراجعه کنیم ، مشخص است که فضولی از ریشه فضل ، فضیلت و اظهار فضل کردن است ، وقتیکه ما بخواهیم دانایی خود را به رخ دیگران بکشیم و به همه و درهمه جا بگوییم که ما هم هستیم و می دانیم .
در معنی عامیانه ، فضولی به مفهوم دخالت بی جا در امری و یا کاری و یا موضوعی است که به ما ارتباطی ندارد .
در مورد معنی لغوی فضولی ، اگر به کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر استناد کنیم متوجه می شویم که فضولی عین نادانی است ، زیرا انسانی که بیان می کند که من می دانم ، خود دلیل بارزی است بر نادانی و در مورد دوم نیزکه کاملا مشخص و نیازی به توضیح نیست که دخالت بی جا در امری که به ما مربوط نیست ، امری منفی و ضد ارزش است که توضیحی جز نادانی ندارد .
فضولی یعنی اینکه ما به جای زیر نظر گرفتن خودمان و عملکرد خودمان ، عملکرد دیگران را زیر ذره بین ببریم و تازه به این هم اکتفا نکنیم و سعی کنیم که دخالت هم بکنیم و اظهار نظر کنیم یا راهنمایی کنیم .
این مسئله یکی از مهمترین کانال هایی است که انرژی ما را تخلیه می کند و به هدر می دهد ، اول اینکه انرژی ما به جای اینکه صرف امور خودمان بشود ، صرف بررسی دیگران می شود و دوم اینکه این حرکت معمولا بازتاب بدی دارد و عکس العمل دیگران در مورد چنین حرکت هایی باعث می شود که حال شخص خراب شود .
ممکن است بعضی ها تصور کنند که فضولی همان کنجکاوی است . اما باید بگوییم که اگر کنجکاوی قرار باشد در امور دیگران صورت گیرد و ما کنجکاو باشیم که از زندگی شخصی دیگران سر در بیاوریم و بخواهیم در کارهای دیگران دخالت کنیم ، دقیقاً فضولی است . کنجکاوی هم مانند بسیاری امور دیگر می تواند بار منفی داشته باشد و یا بار مثبت . کنجکاوی زمانی مفید و مثبت و سازنده است که در امور خودمان صورت گیرد و یا در حوزه مسایل خارج از این دست ، مانند مسایل علمی و غیره و در جهت تحقیق وکشف مجهولات علمی و گره گشایی از مشکلات باشد که در این صورت بسیار مفید ، سازنده و ارزشمند خواهد بود .
از پیامبر بزرگ ، مسیح ( ع ) نقل است که " چون است خسی را در چشم دیگران می بینی ، اما چوب را در چشم خود نمی بینی " گاهی اوقات ما رفتار و عملکرد دیگران را موشکافی می کنیم و به دنبال عیب و ایراد می گردیم ، شاید اگر با همین دقت در اعمال خودمان کنکاش کنیم ایرادات بزرگی پیدا کنیم .
در این دنیا و در روی زمین شاید انسان بدون مشکل و ایراد پیدا نشود . همه آمده اند که آموزش ببینند و ایرادات و کاستی های خود را بر طرف نمایند .
ما در کنگره می آموزیم که اگر به یک صفحه سفید که در آن یک نقطه سیاه وجود دارد ، نگاه می کنیم ، ابتدا یک صفحه سفید بیینیم که در آن یک نقطه سیاه کوچک هم وجود دارد ؛ نه اینکه بدون در نظر گرفتن صفحه سفید ، فقط بگوییم یک نقطه سیاه می ببینیم .
تجسس در امور شخصی دیگران ، برای پیدا کردن نقاط سیاه ، یکی از منفی ترین و ضدارزش ترین حالاتی است که یک انسان می تواند دچار آن شود .
ما مسئول کارهای دیگران و اشتباهات دیگران نیستیم ، گناهان و اشتباهات دیگران را به پای ما نمی نویسند ، هر کس در هر جایگاهی مرتکب اشتباه شود ، در جای خود پاسخ آن را خواهد گرفت . نیازی نیست که ما به خاطر اشتباهات دیگران که ممکن است هیچ ربطی به ما نداشته باشد ، عصبانی شویم ، به هم بریزیم و بخواهیم دخالت کنیم .
به قول آقای امین دژاکام ، اگر با اشتباهات دیگران سخت به هم می ریزیم و از تعادل خارج می شویم ، این می تواند نشانه ای باشد از اینکه خود ما هم شاید پتانسیل چنین اشتباهاتی را داشته باشیم .
البته ممکن است در جایی مسئولیت فرد اقتضا کند که در مورد اشتباهات دیگران ( بدون به هم ریختگی و عصبانیت ) عکس العمل نشان دهد و لازم به پیگیری باشد ، بحث ما در مورد دخالت های بی جایی است که ربطی به ما ندارد .
فضولی ، در زندگی روزمره و برای انسان بسیار مخرب و ویرانگر است چه رسد به شخصی که دوره درمان اعتیاد را می گذراند .مصرف کننده ای که به کنگره 60 مراجعه می کند و سفر اول خود را برای عبور از گذرگاه سخت و طولانی درمان اعتیاد آغاز می کند ، در همان مراحل آغازین سفر می آموزد که انرژی خود را برای اصلاح امور خود به کار گیرد نه دیگران ،
ما نمی توانیم دیگران را تغییر بدهیم ، تغییر دهنده فقط و فقط خداوند است و خواست خود فرد.
در کلام الله شریف آمده است :
««« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا »»»
ای کسانی که ایمان آورده اید، بسیار اجتناب کنید از ظن، همانا بعضی از ظن ها گناه است و تجسس نکنید
تجسس در امور شخصی دیگران که ربطی به ما ندارد یکی از ضد ارشهایی که تا می توانیم بایستی از آن دوری کنیم .
نگهبان کنگره 60 در جلسه روز چهارشنبه ، در مورد دستور جلسه این هفته مطالب زیر را بیان نمودند :
دستور جلسه هفته آینده آسایش و فضولی می باشد که مسئله ای پیش پا افتاده است، چنین بحث هایی ما در جامعه نداریم، خیلی ساده می توان گفت آسایش و فضولی دو نقطه مقابل همدیگر هستند اگر شما در کار دیگران فضولی کنید آسایش را از دست خواهید داد، این دو ضد همدیگر می باشند، کسانی که در کار دیگران دخالت و فضولی می کنند با این عمل آسایش خودشان را از بین می برند.
گاهی اوقات بهتر است خیلی چیزها را انسان نداند. دانستن همه چیز خوب نمی باشد.
لازم نیست همه چیز را بدانید، زمانی که راهنما بودم اگر فردی می خواست مسائلی را به من بگوید، مانع می شدم و می گفتم مسائل شخصی تو را نمی خواهم بدانم زیرا اگر بدانم آسایش من نیز سلب خواهد شد.
فضولی زمانی است که هیچ فسادی انجام نمی گیرد مگر آن که ما لباس تقوا به آن بپوشانیم یعنی هیچ کار زشتی انجام نمی گیرد ولی ما یک لباس زیبا تن آن می کنیم و می گوییم این کار برای محض رضای خدا می باشد مثلاً زنی را سنگسار می کنیم تا گناه از زمین برچیده شود، یک قتل یا جنایت را انجام می دادند و یک لباس تقوا را به تن می کردند که با این کار گناه از روی زمین برچیده خواهد شد.
ما نیز همین کار را انجام می دهیم، در کار دیگران فضولی کرده و می گوییم ما کنجکاوی می کنیم یعنی اسم دخالت در امور شخصی دیگران را کنجکاوی می گذاریم یا در کار دیگران دخالت می کنیم و اسم آن را خیرخواهی می گذاریم مثلاً پدر خانواده لوازم شخصی دخترش را بازرسی می کند و کیف و موبایل او را می گردد به این اسم که او را کنترل می کند و در حال تربیت او می باشد، تربیت کردن به شکل درست نمی باشد. تربیت کردن به این معنا نیست که شما به حریم شخصی یک دختر نوجوان یا جوان وارد شوید، شما اجازه این کار را ندارید، اگر می خواهید فرزند خود را تربیت کنید باید در بسیاری از مسائل دیگر این کار را انجام دهید، باید ببینید مشکلی ندارد، شما به مواردی از جمله دانشگاه، وضعیت مالی و ... کاری ندارید و تنها موبایل او را بررسی می کنید، دخالت در حریم شخصی هر فرد فضولی می باشد.
فرزندان من به گونه ای تربیت شده اند که اگر به آنها گفته شود از جیب کت من فلان مبلغ پول بردار، این کار را نکرده و کت را می آورند تا من این مبلغ را به آنها بدهم یعنی حتی با اجازه خود من نیز این کار را انجام نمی دهند و دست در جیب من نمی کنند، این دخالت در حریم اعضای خانواده فضولی است.
شما باید حرف همسر خود را قبول داشته باشید و نباید لحظه به لحظه او را چک کنید.
دخالت در امور شخصی دیگران و همچنین خانواده فضولی به حساب می آید، زن و شوهری که زیر یک سقف زندگی می کنند نیز دارای یک حریم شخصی برای خود می باشند، هر انسانی برای خود یک حریم دارد که باید این حریم محترم شمرده شود حتی حریم دو نفر به اسم این که زن و شوهر هستند نیز نباید شکسته شود، در وادی هشتم که اجرا می کنید، عنوان کرده ام هیچ احدی نمی تواند غیر از خداوند صدای شما را بشنود، به خاطر حفظ حریم هر فرد و انسانی می باشد، شکستن این حریم ها فضولی است.
بعضی اوقات دو نفر در حال صحبت و بحث هستند و نفر سومی وارد بحث آنها می شود، این نیز فضولی است، گاهی اوقات من اگر ببینم دو نفر در حال دعوا با یکدیگر هستند برای جدا کردن آنها اقدامی نمی کنم، ممکن است در این دعوا من آسیب ببینم که مواردی این چنین را بارها دیده ایم.
ما یک سری موارد را در کنگره آموزش می بینیم که با انجام دادن آنها می خواهیم به آسایش برسیم، برای رسیدن به آسایش باید مواردی را رعایت نمائیم.
آن چیزی که به ما مربوط نمی شود را نباید دخالت کنیم، دخالت در آن فضولی محسوب می شود.
پایان نقل قول .
تنها افراد و انسانهایی که از وظایف و مسئولیت های خود غافل هستند می توانند در امور دیگران تجسس کنند و نابجا وارد شوند و فضولی کنند ، انسانی که سرش به کار خودش مشغول است و اهمیت وظایف خود را می داند ، دیگر چه فرصتی برای کنکاش و فضولی درامور دیگران دارد ؟
در کنگره 60 به کرات مشاهده و تجربه شده است ، مسافران سفر اول و حتی سفر دوم که نتوانسته اند موضوع خودداری از فضولی را در دستور کار خود قرار دهند ، به نحوی از انحا دچار مشکلات متعدد شده و همین مسئله به عنوان یک عامل بازدارتده جدی بر سر راه آنها مطرح شده و منجر به توقف آن ها شده است . توقف نیز همه می دانیم که مقدمه سقوط است .
فضولی و آسایش ، در کنار یکدیگر قرار نمی گیرند ، مادامی که فضولی وجود دارد ، خبری از آسایش و آرامش نخواهد بود .فضولی نقطه مقابل آسایش است .
فراگیری این دستور جلسه و سعی در اجرای آن در پروسه درمان اعتیاد و در ادامه ، در امور زندگی ، هرچند دشوار و سخت است اما ما را به جایگاهی می رساند که فارغ از این مسائل به آسایش و آرامش ناشی از غور در امور خودمان برسیم .
انسان زمانیکه که به مسائل خویش رسیدگی می کند و کاری به امور دیگران که به او مربوط نیست ندارد ، از ناآرامی ها و مسایلی که از او سلب آسایش و آرامش می کند فارغ می شود . در این وضعیت سطح انرژی شخص رفته رفته بالاتر می رود و درکنار رعایت سایر مسایل ، آرام آرام به جایگاهی قدم می گذراد که می تواند از امور خویش سر در بیاورد و بالتبع مسلط به امور خویش گردد و این یعنی بدست آوردن کلید شهر وجودی و به دست گرفتن فرماندهی شهر وجودی که ارزشمندترین جایگاهی است که مسافر در طول سفرهای خویش به دست می آورد .

این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .