روز سه شنبه مورخ 1391/12/08 نهمین جلسه از دور جشن همسفران سفر دوم نمایندگی آکادمی با استادی سرکار خانم ناهید و نگهبانی سرکار خانم مهشید و دبیری آقای محمد و با دستور جلسه نقش خانواده و همسفر در درمان اعتیاد (هفته همسفر) برگزار گردید. در ضمن این مراسم با شکوه که به همت گروه مرزبانی شعبه آکادمی برگزار گردیده بود، با اجرای موسیقی زنده توسط گروه موسیقی  مسافران شعبه آکادمی و تجلیل از همسفران توسط مسافرین و اهداء گل توسط گروه مرزبانی به اتمام رسید.



سخنان استاد:


امروز خدا را شکر میکنم که خداوند این فرصت را به من داد تا در این جایگاه قرار بگیرم و در کنگره خدمت کنم و از کنگره60 خیلی تشکر میکنم که این موقعیت برای ما همسفران بوجود آورد تا بتوانیم برای درمان خود و مسافرانمان خدمت کنیم.


هفته همسفر را ابتدا به خانم آنی و خانم شانی و آنی کماندار و آقای امین دژاکام تبریک میگویم که اینان همسفران آقای مهندس بودند و این روز زیبا را به تمامی همسفران گرامی تبریک میگویم و خیلی خوشحال هستم که امروز در این جایگاه قرار دارم.


همانطور که میدانید برای بوجود آمدن هر بیماری یک بستر لازم است و این بستر می تواند خیلی از مسائل باشد و میدانید که اعتیاد هم یک بیماری هست و برای بوجود آمدن اعتیاد میتوان هزاران دلیل داشت ولی باید بسترش نیز ایجاد شود و برای درمان نیز باید بستری ایجاد شود و ما خوشبختانه برای درمان اعتیاد بستر بسیار مناسبی داریم که آقای مهندس دژاکام با روش تدریجی این بستر را بوجود آورده تا بیماران اعتیاد بتوانند به درمان برسند و ما همسفران باید به کلاسهای خودمان بیاییم و آموزشها را بگیریم تا بتوانیم این بستر را در خانواده خود آماده کنیم در کنار مسافرمان تا مسافرمان بتواند این سفر را بدون دغدغه بتواند انجام دهد.



به نظر من همسفر نقش بسیار پر رنگی دارد و میدانید که همسفر دو بال پرواز است برای یک پرنده و هر پرنده ای مهمترین عضو بدنش بالهایش است و همسفران هم همین حالت را برای مسافرشان دارد، باید توجه کنیم که همسفر بال یک پرنده است و به پرواز آن پرنده کمک میکنیم تا به پرواز در بیاید و به سمت رهایی برود، اگر ما این بالها را خیلی سریع به هم بزنیم، مسافرمان ممکن است از ما عقب بماند و برایش پرواز مشکل شود و همینطور اگر آهسته بال بزنیم مسافرمان نیز بخاطر ما از پروازش عقب می ماند و نمیتواند به آرامش برسد و ما همسفران برای اینکه مسافرانمان به پرواز در بیایند تا به رهایی برسند باید زحمت زیادی بکشید و مهمترین قسمتش این است که آموزشهایی که در کنگره60 است را یاد بگیرید تا بتوانید در زندگی خود به اجرا در بیاورید و ما همسفران میدانیم که باید در کنگره60 برای درمان مسافرمان در کنار آنها باشیم نه در مقابلشان باشیم، قبل از اینکه به کنگره بیاییم در مقابلشان بودیم و هر روز با هم برخورد می کردیم و زندگی خوبی نداشتیم و باید در کنار مسافرانمان این آموزشها را انجام دهیم حتی کسانی که مسافرشان هنوز به کنگره60 نیامده اند، ما همسفران باید آنقدر تغییر کنیم و به آرامش برسیم که خود مسافر احساس کند و از ما جویای این باشد که کجا این آموزشها را گرفته اید که این تغییر در شما ایجاد شده است.



یک نکته کلیدی وجود دارد که همسفران هرگز و هرگز نمیتوانند مسافرشان را به اجبار به کنگره60 بیاورند، چونکه خود همسفر به اجبار به کنگره60 نیامده است و با پای خود به کنگره آمده اید و در نتیجه اگر مسافر نیز به اجبار بیاید (همانطور که هیچ انسانی زور را قبول ندارد، چون اختیار دارد) اگر سفر هم انجام دهد و به سفر دوم برسد نیز به مشکل خواهد رسید، زیرا به اجبار آمده و خودش نبوده که آمده و به خاطر دیگران سفر کرده نه بخاطر خودش و در زور و جبر این اتفاق که به رهایی کامل برسد نمی افتد.



من از این فرصت استفاده میکنم و از سفر خودم و از موقعی که به کنگره آمدم میگویم، وقتی که من به کنگره60 آمده و به عنوان یک همسفر را به خود دادم، سال 1382 بود و مسافرم به کنگره نیامد ولی من آمدم و کنگره را قبول نکرد ولی من آمدم تا چهار سال واقعاً احساس خوبی نداشتم از اینکه مسافرم به کنگره60 نیامده و روزهای چهارشنبه به رهایی ها نگاه می کردم و گریه می کردم و افسوس می خوردم، بعد از مدتی سرکار خانم آنی به من لطف کردند و من را به شعبه کرج فرستادند تا آموزشهای کمک راهنمایی را ببینم، تازه آنجا احساس کردم که من می توانم همه مسافرانی که به رهایی میرسند را مثل مسافر خودم بدانم و چهار، پنج سال من با عشق تمام این مسافرانی که به درمان می رسیدند را مثل مسافر خودم می دیدم و روزهای چهار شنبه که مسافران گل رهایی می گرفتند لذت می بردم و در لژیون خودم نیز همینطور بود و بچه هایی که به رهایی می رسیدند را با جون دل و با محبت و با عشق مانند مسافر خودم میدیدم، چون عشق و محبت در هر جایی باشد حتماً به نتیجه خواهد رسید ولی اگر عشق و محبت نباشد، اگر کاری هم انجام بگیرد یک چیز خشک و بی معنی خواهد بود و تمام رهایی هایی که در شعبه کرج دارم با عشق و محبت بود و این عشق و محبت را من در کنگره60 یاد گرفتم، تا دیگران را دوست داشته باشم و عاشق همه عزیزان باشم نه اینگونه که فقط برای مسافر خودم آمده باشم و همین گونه شد که من در شعبه کرج دو سال خدمت کردم و بعد از حدود هشت سال که به کنگره60 می آمدم مسافرم یک روز آمد به کنگره60 و سفرش را شروع کرد و در این لحظه حدود یک سال و نیم است که به رهایی رسیده، پس ما همسفران باید یاد بگیریم که صبر و بردبار باشیم و آموزش بگیریم و با آرامش برویم جلو و اگر قرار باشد که با عصبانیت و در مقابل مسافر بودن برویم جلو هیچ موقع به نتیجه نخواهیم رسید.


در ادامه گروه مرزبانی آقایان و خانمها و دیدبانان کنگره60 به عنوان یاد بود هدیه ای به سرکار خانم آنی همسفر گرامی آقای مهندس دژاکام تقدیم کردند.






در پایان جلسه و جشن همسفر با موسیقی زنده ادامه پیدا کرد که شما را به دیدن تصاویر این جشن دعوت می کنیم.





در پایان جشن مسافران برای قدر دانی از زحمات همسفران خود هدایایی به آنها تقدیم کردند.







و در نهایت گروه مرزبانی دور یازدهم نمایندگی آکادمی به تمامی همسفران حاضر در جلسه، هدیه ای به عنوان یادبود تقدیم کردند و پذیرایی انجام شد.





همسفران کوچک نمایندگی آکادمی در روز همسفر.


 


تعداد حاظرین در جلسه 385 نفر