مصاحبه با آقای حسن بابائی از کمک راهنمایان محترم کنگره 60 . . .
در خدمت آقای حسن بابائی هستیم یکی از راهنمایان کنگره ۶۰ که لژیون ایشان در نمایندگی آکادمی بسیار فعال و برقرار می باشد.
* نگاه شما به نوع و مسیر DST که راه خود را در درمان اعتیاد باز کرده چیست؟
من خودم شخصاً روشهای موجود به جز عوض کردن خون را انجام داده و نتیجه نگرفتم و با وجود احترام برای تمام روشها اما شخصاً هیچکدام را قبول ندارم هر چند زحمت می کشند ولی آب در هاونگ کوبیدن است چرا که به مسئله اعتیاد وارونه نگاه میکنند برای همین است که نه فقط ایران بلکه کل جهان در برابر اعتیاد زانوی عجز به زمین گذاشته و سر تعظیم فرود آورده و نظریه هایی ارائه شده در حد تئوری و روی کاغذ باقی مانده و هیچکدام نتیجه نهایی را که همان حال خوش و درمان یک انسان میباشد را نداده اما در مورد DST که همان درمان تدریجی با کاهش مواد (شربت تریاک ) OT می باشد سیستم بیوشیمی شخصی که طی مصرف مواد منهدم و مختل شده به مرور طی فرآیند زمان و طبق اصول کاملاً علمی و کارشناسی زیر نظر راهنما متعهد و مجرب احیاء شده و شخص به طور کل از وابستگی به هر نوع مواد و حواشی آن و تفکرات افیونی خلاصی پیدا میکند در متد DST اعتقاد بر این است که برای درمان اعتیاد پارامتر جسم روان و جهانبینی شخص به تعادل برسد و همین نگاه هوشمندانه موجب فرق اساسی بین روش و سایر روشهای مرسوم و عمدتاً نادرست در زمینه ترک اعتیاد می باشد.
* نظر شما درباره رسیدن به سفر سوم چیست؟
همان گونه که مهندس فرموده اگر در 100 سال یکنفر به سفر سوم برسد کار خیلی بزرگی انجام داده من به سفر سوم نرسیدم و این سفر را درک نکردم و نمیتوانم نظر خوب و جامعی بدهم و فکر نکم کسی به سفر سوم رسیده باشد بغیر از جناب مهندس دژاکام و با فکری که دارم ر سیدن به سفر سوم یعنی درک وادی چهاردهم با تک تک سلولها.
* دید شما نسبت به کسی که ترکهای مختلف را امتحان کرده و از NGO های مختلف وارد کنگره شده معتادانی که این تجربه را ندارند و به کنگره 60 می آیند چگونه است؟
دید من به عنوان کمک راهنما شخصاً فرق می کند و کسانی که خواهان رهایی میباشند من در کنگره 60 با کمال میل در خدمت آنها هستم ولی ناگفته نماید که کارکردن با آنها که تجربه ترک موادمخدر را در NGO های دیگر تجربه کردند و موفق نبودند بسیار مشکل است و سختر چون خیلی سخت است که باورهایشان را کنار بگذارند. روزهای اول وقتی میآیند در حال مقایسه روش درمان کنگره 60 با دیگر NGO ها و مکانهای دیگر برای روشهای دیگر ترک موادمخدر و درمان هستند و در درون خودشان در حال مقایسه هستند و مدام با روشهایی که تجربه کردند میآیند امتحان میکنند و این باعث کندی حرکت آنها میشود و این باعث توقف این عزیزان در مقاطعی از سفر آنها میشود کار کردن راهنماییها با این افراد مقداری مشکلتر است ولی خیلیها بودند که آمدند و به رهایی از اعتیاد رسیدند و راهنمای عزیز بنده هم که آقای علی جلالی باشند حتماً یادشان است که من وقتی آمدم 2 سال ترک اعتیاد در NGO دیگر بودم و بعد از 2 سال ترک آمدم و برای ترک اقدام کردم چند ماه اول سفر از نظر ظاهری بسیار خوب بودم ولی از درون باورها و برداشتهای غلطی از ترک اعتیاد آدمهای دور و برم و درمان داشتم این ماجرا که عوض شد و اصلاح شد سفر بسیار خوبی را تجربه کردم این افرادی که مثل من هستند اگر تمام این عادتها را بیرون در کنگره 60 بگذارند و به قول معروف با ظرف خالی وارد کنگره 60 بشوند حتماً سفر خوب و پرسودی نسیبشان میگردد.
مثال: شخصی اگر بخواهد به کتابفروشی برود و حتما باید کوله پشتی اش را خالی کند هر چقدر هم کتابهای خوبی همراه داشته باشد ما نمیگوییم تمام تجربه ها غلط و نادرست است ولی شخص ناخود آگاه میآید در مقام مقایسه قرار میگیرد و آن را به غلط می اندازد بیاید هر روشی که امتحان کرده اگر نتیجه گرفتند که نیاز به کنگره ندارد وقتی به کنگره میآید یعنی نتیجه نگرفته پس نیاز به روشهای علمی تر , اصولی تر , اخلاقی تر و مطمئن تر دارد حال که میخواهد این روش را امتحان کند باید تمام و کمال و در بست در خدمت سیستم و روش باشد چند ماه بدون قضاوت وارد کنگره بشود و اگر نتیجه نگرفت برود که قطعاً نتیجه می گیرد و لازم به رفتنش نیست.
* آقای بابایی چرا بعضی از افراد با رسیدن به سفر دوم که تعداد آنها بسیار قلیل است باز به دامن اعتیاد بر می گردند آیا ربطی به باز شدن حس افراد دارد که با کنترل نکردن به نوعی افسار این حسها باز به آغوش اعتیاد باز می گردند؟
حس باز شدن میدانید که اعتیاد یک نوع حجاب و پوشش است که جلوی دانایی شخصی را میگیرد حس باز شدن هم خوب و هم بد است وقتی شخص حسهایش باز میشود شخص هم با نقاط مثبت و قوت خود آشنا میشود و هم با نقاط ضعف خود وقتی این حجاب کنار میرود سن حس متوجه میشود که من چه تواناییهایی داشتم که در بحث اعتیاد مانده بودم و نا امید از طرفی مشخص میشود که من چه ضعفهایی دارم که باعث برگشت من میشدند حس باز شدن دو روی یک سکه است و آشنا شدن با نقاط ضعف و قوا و تقویت آنها همه بستگی به شخص دارد این است که کسانی که حس آنها باز میشود ممکن است آنها را بردارد که به قول خودمان ممکن است فاز عجیب و غربیبی بگیرد و از آن طرف سوم بیو فتر در آنجا است که تعادل نقش خود را ایفا میکند و کسی که با تعادل رو به جلو حرکت کند حس که باز میشود قطعاً از نقاط ضعف خود وحشت نمیکند و نا امید نمی شود میبینید که میشود بر تمام ضعفها چیره بشود و بر نقاط مثبت خود قرمز و مغرور نمیشود بعضی ها که خراب میکنند یا نقاط ضعف خود را بقدری بزرگ می بینند که دیده عقب میزنند یا اگر نقطه قوتی در خود پیدا کنند مثبت آنها پی میگیرد و این موجب خرابکاری و سقوط انها میشود.
* چرا در کنگره رنگ سفید تا حد زیاد مهم است؟
اگر کلاً بگویم رنگ سفید بسیار قشنگ است رنگ الهام بخش و سرشار از انرژی است کسی که سفید میپوشد انگار تمام رنگ های رنگین کمان را برتن خود کرده رنگ قشنگ و ارزنده است نشانه روشنی و پاکی است این در مورد رنگ سفید.
در مورد روسری سفید تا حالا سر نکردم ولی همسرم که سر میکند بسیار دوست دارم در مورد شال سفید تا حال تجربه نکردم اگر خدا قسمت کند و لیاقت داشته باشم.
اگر به جایگاه دیده بانی برسم و به جایگاه شال سفید برسم خدا را هزاران بار شکر می کنم و یکی از آرزوهایم است.
و در مورد پیراهن سفید بقدری با این پیراهن اجین شدم که زمانی که در کنگره نیستم بیشتر پیراهن سفید بر تن میکنم چون در سطح انرژی خود و برخورد با دیگران و نگاهم به آنها تأثیر بسیار مثبت دارد کنگره بسیار به من کمک کرد چون من اصلاً پیراهن سفید در بین پیراهنهایم نداشتم و حالا پیراهن رنگی ندارم و اصلاً یادم می رود بپوشم و وقتی پیراهن سفید میپوشم احساس آرامش و احساس انرژی می کنم .
زیبا شناختی و پاکیزگی در پیراهن سفید به طور آشکاری وجود دارد و اگر لکی و کثیفی در آن وجود داشته باشد برای از بین بردن لک آنها تلاش میکند وقتی لباس تیره می پوشد انسان خیلی از آلودگیها را نمیبیند و لباس سفید در روحیه شخص قطعاً تأثیر گذار است.
* آخرین صبحت شما برای کسانی که اعتیاد ندارند؟
الزام نیست که انسان اعتیاد داشته باشد و بیاید راهی مثل راه کنگره 60 را تجربه کند شناخت انسان و موادمخدر و رابطه بین آنها فکر میکنم آگاهی و شناخت موادمخدر نیست اعتیاد به هر مادهای که سرما را به زمین بند کند و از نگاه کردن ما به آسمان ما را باز نگه دارد اعتیاد یعنی وابستگی , اعتیاد یعنی گرفتن شخصیت یک نفر و بی شخصیت کردن آن لازم است برای هر انسانی حتی از کودکی که اعتیاد شناخته شود مثلاً اعتیاد به پول جایگاه شهرت هرچی مثل اعتیاد به موادمخدر که هر روز با شکل و شمایل جدید وارد بازار می شود و از این ابزارهای شیطان است و باید شناخته بشود و فرد آزاد است وقتی راههای مختلف را شناخت خود را واکسینه میکند اعتیاد ترس ندارد شناخت اعتیاد یعنی واکسینه کردن فرد و بالا بردن آگاهی و دانایی در مورد اعتیاد به هر چیز و از هیچ دیگر ومیکروبی نمیترسد و انشاء ا... هیچ موقع در گیر هیچ اعتیادی نمی شود.
تهیه و تنظیم: عطا
منبع: وبلژیون آقای علی جلالی


این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .