خورشید انرژی . . .
بیش از یک سال است که با مکانی بنام کنگره ۶۰ آشنا شدهام. در این مدت نه چندان طولانی احساس میکنم که زندگی من دگرگون شده است .چه زندگی شغلی ... چه زندگی خانوادگی و چه رابطهام با تنها فرزندم. به قول استاد امین در دوران بیداری قرارگرفتهام.
اکنون فهمیدهام که زمان با انرژی رابطهای تنگاتنگ دارد. چقدر کوته نظرانه انرژی خود را از افیون دریافت میکردم و از انرژهای نابی چون کنگره ۶۰ محروم بودم. اکنون دریافتهام که خواستههای من بی حد و حصر است اما برای تحقق آنها باید به دقت الویت بندی شده و یکی از آنها در صدر قرار گیرد. و آن چیزی نیست جز رهایی. وقتی چنین خواستهای به صدر لیست میرود دیگر همه چیز دنباله روی آن خواهد شد. زمان به صورت حیرتآوری در خدمت انرژی و دریافت آن قرار میگیرد.گویی همه چیز با افزایش انرژی ساده میشود. کارهای دشوار و عذابآور قبلی تبدیل به کارهای لذتبخش میشود.
وقتی خاری در پای ماست هرچقدر بیشتر بدویم زخم و جراحت بدتر میشود.افکار بیهوده مانند خار در پا باعث جراحت ما میشوند. انرژی را میمکند و با کاهش آن باعث رنج بیفایدهای برایمان میشوند .
آنچه کنگره میآموزد تفکر است نه فکر ... محبت است نه دلبستگی ... و ایمان است به معنای امنیت واقعی.
در چنین مکانی است که رهجو آهسته آهسته در صراط مستقیم قرار میگیرد. دیگر مشکلات به راحتی نمیتوانند حال و اندیشه او را خراب کنند. در چنین محیطی است که دشواریهای زندگی به انسان نگرشی میدهند که خود را از گذشتهای که شور و شوق او را خفه کرده بود رها شود. به قادر مطلق به عنوان یگانه مرجع ترس بنگرد و دچار حیلهها و مکر نفس نگردد. پیوند خواستههای او و خواست خداوند عمیقتر شده و در مییابد که اگر به خواستهای نرسید و در صراط مستقیم بود ... به خواست پروردگار احترام بگذارد. بی اندیشد و مسیر و تلاش زندگی خود را در راهی دیگر جستجو کند.
کنگره به من آموخت ... آنچه را که هستم فدای آنچه میتوانم بشوم کنم. کنگره به من آموخت که با عشق از ترسهایم عبور کنم. کنگره به من آموخت که با عشق مسیرم را تغییر دهم. کنگره به من آموخت که فقط تغییر جهان بینی است که امکان عقبنشینی را صفر میکند و در آخر اینکه کنگره به من آموخت که لایههای تاریکم را کنار بزنم تا درخشش دو خورشید یکی در درون خود و دیگری خورشیدی بنام کنگره ۶۰ را ببینم.
مسافر شهاب
اکنون فهمیدهام که زمان با انرژی رابطهای تنگاتنگ دارد. چقدر کوته نظرانه انرژی خود را از افیون دریافت میکردم و از انرژهای نابی چون کنگره ۶۰ محروم بودم. اکنون دریافتهام که خواستههای من بی حد و حصر است اما برای تحقق آنها باید به دقت الویت بندی شده و یکی از آنها در صدر قرار گیرد. و آن چیزی نیست جز رهایی. وقتی چنین خواستهای به صدر لیست میرود دیگر همه چیز دنباله روی آن خواهد شد. زمان به صورت حیرتآوری در خدمت انرژی و دریافت آن قرار میگیرد.گویی همه چیز با افزایش انرژی ساده میشود. کارهای دشوار و عذابآور قبلی تبدیل به کارهای لذتبخش میشود.
وقتی خاری در پای ماست هرچقدر بیشتر بدویم زخم و جراحت بدتر میشود.افکار بیهوده مانند خار در پا باعث جراحت ما میشوند. انرژی را میمکند و با کاهش آن باعث رنج بیفایدهای برایمان میشوند .
آنچه کنگره میآموزد تفکر است نه فکر ... محبت است نه دلبستگی ... و ایمان است به معنای امنیت واقعی.
در چنین مکانی است که رهجو آهسته آهسته در صراط مستقیم قرار میگیرد. دیگر مشکلات به راحتی نمیتوانند حال و اندیشه او را خراب کنند. در چنین محیطی است که دشواریهای زندگی به انسان نگرشی میدهند که خود را از گذشتهای که شور و شوق او را خفه کرده بود رها شود. به قادر مطلق به عنوان یگانه مرجع ترس بنگرد و دچار حیلهها و مکر نفس نگردد. پیوند خواستههای او و خواست خداوند عمیقتر شده و در مییابد که اگر به خواستهای نرسید و در صراط مستقیم بود ... به خواست پروردگار احترام بگذارد. بی اندیشد و مسیر و تلاش زندگی خود را در راهی دیگر جستجو کند.
کنگره به من آموخت ... آنچه را که هستم فدای آنچه میتوانم بشوم کنم. کنگره به من آموخت که با عشق از ترسهایم عبور کنم. کنگره به من آموخت که با عشق مسیرم را تغییر دهم. کنگره به من آموخت که فقط تغییر جهان بینی است که امکان عقبنشینی را صفر میکند و در آخر اینکه کنگره به من آموخت که لایههای تاریکم را کنار بزنم تا درخشش دو خورشید یکی در درون خود و دیگری خورشیدی بنام کنگره ۶۰ را ببینم.
مسافر شهاب
منبع: نمایندگی گیلان
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲ ساعت 14:40 توسط سجاد اسماعیلی
|

این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .