چند روزه به این فکر می کنم که چقدر انسان موجود پیچیده ای ست آنقدر که در بروز عکس العمل هایش، برخوردهایش، واکنش هایش و تمامی رفتارهای برونی او لایه ها و رموز پیچیده ای وجود دارد ...



به این نتیجه رسیدم که شناخت انسان بسیار مشکل است حتی هر کسی در شناخت خود، دچار ناشناخته های بسیاری ست ... و حیرت انگیزتر آنجاست که حتی درمورد خود، علت خیلی از رفتارها و برخوردها، احساسها و بروزها را متوجه نمی شود ... این مجموع درونیات و برونیات انسانیست که حتی در ریشه یابی، درک و شناخت عوامل آن، قاصر و نسبی است.


بنابراین برای کشف بیشتر آنچه در زیرین ترین لایه های درونی ماست، خوب است که دست به تمهیدات  ِ زمینه ساز بزنیم ... دست به روش های برملاء کننده ی ِ سطوح خود... خود ِناخودآگاه و غریزه های  ِ رویی تر، خود  ِ آگاه و هوشمند و در نهایت خود  ِ برتر ...


و همین راهها و روشهای شناخت بیشتر، هر چند آگاهی بیشتری به همراه دارد اما برای تغییرات در افکار و اندیشه اغلب توام با رنجی آشکارست و گاها دردی که خود به استقبال آن می رویم ... تا دستاوردی داشته باشیم برای درک نزدیکتری از خود ...


در مواجه با رخدادهای بیرونی، و حتی تکاپوی درون و بیرون مان، و تعاملات ِ ذهنی و رفتاری، هر روز دریچه ای تازه است ... و تا آدمی خود را بهتر و ریشه ای تر نشناسد قادر به درک بهتر زندگی دیگری و جهان پیرامونش نخواهد بود ...


بیایید به درون خویش بنگریم و به تمامی برخوردهایمان، انتخاب هایمان، تصمیم هایمان، خشم هایمان، ترس هایمان، اضطراب هایمان، احساس هایمان، تفکراتمان و هر آنچه از درون و برون ما بروز می کند ...


معجزه حیات در زمان است در واقع فرصت و زمانی برای آن نیازمند است تا قادر به رمزگشایی ِ بعضی از آنها باشیم. این مسیریست که هر کس از اولین لحظه ی حیات، در آن قدم گذاشته است اما در شتاب  ِ گذر زمان، عادتی میشود که از یادمان میرود خود نیز بر آن تایید و تاکیدی داشته باشیم و بسیار بیاندیشم ...


اعتقاد و باور دارم دانستن دانش جهان بینی بکارگیری  ِ خرد و اندیشه ایست که مظهر ِ اثبات ِاشرفیت مخلوقات است...


منبع: وبلاگ نمایندگی سعادت آباد