وقتی انسان‌ها به سوی موضوعات منفی حرکت می‌کنند، خداوند، خیر و برکت را از آن‌ها می‌گیرد. اعتیاد از لغت عود می‌آید، لغت عود یعنی: برگشت، عادت از برگشت سر چشمه  می‌گیرد. بر فرض مثال: یک انسان عادت دارد که هر روز ساعت 9:00 صبح، صبحانه بخورد و هر روز برگشت می‌کند و این عادت قدیمی را انجام می‌دهد. پس این انسان اعتیاد دارد به این موضوع و هر روز این کار را انجام می‌دهد.


این عمل در همه موضوعات می‌تواند وجود داشته باشد. تمام تعاریف، و تمام واژه‌ها و مطالبی که در مورد، رفتار و کردار معتاد، بیان شده است همه برگرفته از قشر معتادان است. در زمان‌های قبل موقعی که مصرف‌ کننده‌های مواد مخدر به صورت انفرادی  بودند هیچ موضوعی در میان نبود و هیچ صدایی از آن‌ها به گوش کسی نمی‌رسید. مفاهیمی که امروزه بر روی کلمه اعتیاد چسبیده شده است در گذشته وجود نداشته‌اند.



موقعی که از غرب آمدند و در موضوع اعتیاد دخالت انجام دادند، اعتیاد به سمت دیگری حرکت کرد و برچسب‌ها و مفاهیمی متعدد به آن ربط پیدا کرد مانند: دزدی. کلاه‌برداری و غیره ... بعد از گذشت زمان، روزی سر رسید که افراد معتادی که به درمان رسیده بودند، دچار مشکل بزرگ‌نمایی، شدند و شروع به پخش کردن اطلاعات غلط  کردند، (در غرب) این اطلاعات غلط شامل این موضوعات بود: ما از بچگی ضعف شخصیتی داشته‌ایم و معتاد بوده‌ایم دزد بوده‌ایم و این بیماری  قابل‌ درمان نیست و همیشه با ما هست و غیره ... این موضوع در گروه‌ها پشت سر هم تکرار شد و در حال حاضر در سراسر ایران این موضوع  وجود دارد و تکرار می‌شود. این اطلاعات غلط به سمت دانشگاه‌ها و متخصص‌ها هم حرکت کرده‌اند و آن‌ها را هم در گیر موضوع  کرده‌اند.


یکی از دلایلی که انسان‌ها، معتاد می‌شوند این است که در انجام دادن؛ یک سری موضوعاتی توانایی ندارند و مواد مخدر این توانایی را به آن‌ها می‌دهد تا آن کار را انجام دهند. برای اینکه موضوع روشن تر بشود یک مثال زده می‌شود: در قدیم شخصی برای دعوا حرکت می‌کرد و به خاطر این که جرئت پیدا کند الکل مصرف می‌کرد و طرف مقابل را با چاقو مورد ضربه  قرار می‌داد و زخمی می‌کرد.


در معتادان گفته می‌شود که ما لذت جو هستیم و این جمله غلط است، لذتی در مصرف مواد مخدر وجود ندارد، شاید اوایل مصرف اندکی  وجود داشته باشد ولی هر چه پیش برود دیگر لذتی در کار نیست. و اگر مواد به شخص مصرف‌کننده نرسد شخص دچار مشکل می‌شود.


کسانی که به کنگره می‌آیند، دیگر کسی نمی‌تواند به آن‌ها معتاد بگوید، چون  از دام حرف‌های غلط  و چرخش‌های پی در پی به دور خود آزاد می‌شوند. در کنگره لغت معتاد حذف شده است و کلمه مسافر شکل گرفته است. مسافر یعنی کسی که در حرکت است و به سمت هدفی پیش می‌رود، هیچ مسافری بدون هدف نیست و همه هدف‌دارند و مشخص است. در کنگره 60 هدف همه رسیدن به آرامش و سلامت و صلح، زندگی خوب و آرام است.


انسانی که خلافی انجام می‌دهد، اگر آن خلاف را مرتب تکرار کند، آن مهم می‌شود و قدرت به دست می‌آورد. برای مثال: گروه‌هایی مانند، القاعده اگر اسمی از آن‌ها برده نشود از بین می‌روند، ولی وقتی به صورت مداوم آن‌ها را بیان می‌کنند، مهم می‌شوند و قدرت می‌گیرند. انسان‌ها اگر افکار منفی خود را به صورت مداوم تکرار کنند و از آن‌ها اسم ببرند، آن افکار قوی می‌شوند و قدرت به دست می‌آورند. کسی که وارد کنگره می‌شود، اگر مدام بر روی کلمه گریز و انجام گرفتن آن تفکر و تمرکز کند، دچار انجام گریز می‌شود، و این موضوع قدرت می‌گیرد. انسان‌ها باید تفکر خود را بر روی نقاط مثبت قرار دهند و تمرکز داشته باشند بر افکار (مثبت)


"در انســان اگـــر نفس اصـــلاح  نشـــود، تعالــــی  را بـــه عقـــب مــی‌رانـــد"


موضوع عقب‌ گرد فقط در انسان رخ می‌دهد، در حیوان‌ها و موجودات دیگر این موضوع وجود ندارد. در انسان‌ها این موضوع وجود دارد که به جایگاهی بالا می‌رسند، ولی یک دفعه عقب‌گردی انجام  می‌گیرد و به جایگاه‌های پایین تری می‌روند. نفس مخرب طالب تخریب  و خواستار موضوعات دور از حقیقت است، که فقط دور محور خود در چرخش است. کسانی که نفس مخرب دارند، از نظر فکری در تعادل نیستند، کسی که دچار نفس اماره باشد نفس آن مخرب حساب می‌شود. نفسی که به مرحله تعالی‌یافته، یعنی همان مرحله بالا برسد ، برگشت به عقب ندارد. نفسی که به روشنایی رسیده باشد و نور به دست آورده باشد دیگر در آن تاریکی وجود ندارد. انسان باید نفسی که به دنبال موضوعات تخریبی می‌باشد را تبدیل به نفسی کند که به تعالی رسیده است، دانایی  پیدا کرده است و روشنایی به دست آورده است انسان‌هایی که در حال گذراندن، مراحل کمال و تعالی خود می‌باشند، یک مرتبه اسیر شیطان می‌شوند، و جایگاه  آن‌ها عوض می‌شود، سرگردان می‌شوند. ابزارهای متفاوتی برای از مسیر خارج کردن انسان و به سرگردانی و عقب‌گرد بردن وجود دارند، مثل مواد مخدر و غیره ...


ابزارها فقط بیرونی نیستند، امروزه بزرگ‌ترین ابزارها، با کمالات درونی خلق می‌شوند، انسان‌ها با تفکر و اندیشه درونی خود، ابزارهایی را به وجود می‌آورند و جنگ اندیشه‌ای را درست می‌کنند که بزرگ‌ترین سلاح است، برای از چرخه خارج کردن نیروهای زیادی از انسان، و انسان‌ها را از کار می‌اندازد. انسان‌ها همیشه باید کلام خداوند که همان اجرای فرمان‌های خداوندی هست را انجام دهند و در چرخه فرامین خداوند حرکت کنند.


تهیه گزارش: توسط مسافر حامد

منبع: وبلاگ نمایندگی اصفهان