جشن تولد نهمین سال رهایی آقای مجتبی دهقان ایجنت نمایندگی استادمعین . . .
روز دوشنبه ۲۱ بهمن ماه نود دو با خوشحالی و شادی فراوان تولد آغاز نهمین سال رهایی ایجنت مهربان؛ آقای مجتبی دهقانی رهجوی آقای علی جلالی را در نمایندگی استاد معین جشن گرفتیم.
سخنان استاد:
من خیلی خوشحالم که این روز را دوباره می بینم؛ مجتبی عزیز از خدمت گزاران کنگره است که اکثر دوستان ایشان را می شناسند. زمانی که مجتبی وارد کنگره شد بر خلاف ظاهر آرامی که الان مشاهده می کنید؛ درون بسیار آشفته ای داشت و از لحاظ طرز تفکر بهم ریخته بود و در زندگی به دنبال چیزهای عجیب و غریبی می گشت. در آن زمان مجتبی همیشه یک دفتر به همراه داشت و هرشب با فرزند خردسال خود و با دفتری که زیر بغلش بود به مغازه ای که من و آقای امین دژاکام در آنجا بودیم می آمد و صحبتها و سئوالاتی را از داخل دفترش مطرح می کرد که نه من و نه آقای امین از پس پاسخش برنمی آمدیم یعنی واقعا" در دنیای دیگری سیر می کرد. ولی در ادامه خداوند اینگونه خواست و مجتبی حرف گوش داد و توانست به رهایی برسد. موقعی که به درمان رسید با یکسری از دوستان مثل آقای حسن بابایی و آقای هنربخش برای خدمت کردن مسیر شعبه سمنان را پیش گرفتند و این مسیر را هر هفته رفتند و آمدند تا اینکه مجتبی عزیز امروز به این نقطه رسید.
ما در کنگره معتقد هستیم که درمانگر؛ خود فرد است؛ اما اگر قرار باشد کسی کمکی را به یک فرد بکند و یا مسیری را به او نشان بدهد من مطمئنم که سهم من کمترین بوده چون اساتید بسیاری مانند آقای امین دژاکام و آقای خدامی در کنار مجتبی بودند و این عزیزان نیز در این مسیر بسیار به مجتبی کمک کردند. من این روز را از صمیم قلب به خانواده ی محترمش؛ به همه ی اعضای لژیونش؛ به اعضای نمایندگی استاد معین تبریک می گویم؛ یک تبریک هم به حسن بابایی می گویم چون این دو نفر دو یار بودند که همیشه در کنار هم بودند و در پایان این روز را به ایشان تبریک می گویم و برایش آرزوی بهترینها رادارم.
پیام تولد:
اعلام سفر مسافر:
سلام دوستان مجتبی هستم مسافر:
آنتی ایکس مصرفی تریاک و شیره؛ مدت سفر اول هشت ماه و دوازده روز؛ روش درمان دی اس تی؛ رشته ی ورزشی تیراندازی با کمان؛ راهنما آقای علی جلالی؛ آزادی و رهایی هشت سال و سه ماه
آرزوی مسافر:
آرزوی قلبی من این است که خداوند کمک کند تا دانایی ما را افزایش پیدا کند در این مقطع حس می کنم هیچ چیز بهتر از این نیست که در این مکان مقدس سطح دانایی ما افزایش پیدا کند و من این نیاز را در درجه ی اول در درون خودم بیشتر حس می کنم.
سخنان مسافر:
از شما تشکر می کنم؛ بعضی از بچه ها از سمنان آمده اند و این نشان محبت است. اول از همه از راهنمای عزیزم آقای علی جلالی تشکر می کنم. همانطور که ایشان گفتند در روز های اول من با حال خراب وارد کنگره شدم و تنها چیزی که توانست من را نگه دارد محبت آقای علی جلالی بود. من نمی فهمیدم که کجا آمده ام و باید چه کار کنم ولی فقط یک چیز را احساس می کردم که باید بیایم و این در سایه ی لطف و محبت آقای علی جلالی بود. ایشان واقعا" به من محبت کردند و اجازه دادند که در لژیون ایشان بنشینم و آموزش ببینم. من تا ابد خودم را مدیون لطف ایشان می دانم. حضرت علی ابی طالب(ع) می فرمایند: هر کس کلمه ای به من یاد بدهد مرا بنده ی خودش گردانیده است و من این حس را در قبال آقای جلالی دارم. از جناب مهندس دژاکام تشکر می کنم؛ آقای دژاکام؛ البته بعضی مفاهیم بیان کردنی نیست و شاید در کلام تشکر کردن را انجام می دهیم اما چیزی که من به آن رسیدم ؛ سپاسگزاری باید در عمل و عملکرد انسان نمایان باشد. من با همه ی وجودم از خداوند می خواهم که کمکم کند تا در صراط مستقیم حرکت کنم و فکر می کنم این بهترین شکرگزاری است نسبت به کاری که جناب مهندس و کنگره60 در حال انجام آن هستند.
من با گذشت زمان؛در هر مقطعی از خودم سوال می کنم که؛ چرا به کنگره می آیم؟ اگر جواب درستی برای آن پیدا کنم به مشکل برنخواهم خورد. وقتی در سفر اول از خودم می پرسم که چرا به کنگره می ایم باید دلیل محکم و قانع کننده ای داشته باشم. در سفر دوم و در هر مقطعی نیز به این صورت است.
بیوگرافی و سایر صحبتهایی که عزیزان در مشارکتها بیان کردند؛ نشان لطف و محبت است و در تولدها رسم به این گونه است که از خوبی ها و نقاط قوت شخص صحبت می شود ولی بعضی از این خوبی ها و مطالبی که در مورد من عنوان شد غلو بود و لااقل من خودم در درونم اینقدر خوبی را نمی بینم. حدود هفت سال پیش آقای امین دژاکام در سایت تیر و کمان پارک طالقانی مطلبی را از قرآن کریم بیان کردند که هر چه خوبی است لطف خداوند است و هر چه بدی است از نفس ما برمی خیزد. حال اگر صحبت از خوبی های من می شود؛ اینها خوبی ها همه لطف کنگره است و این تعارف نیست. این آموزشهایی است که در کنگره وجود دارد و حال اگر من بخش کوچکی از آن را دریافت کرده و اجرا کنم؛ نشانی می شود که قابل مشاهده ی همه ی عزیزان خواهد بود. ولی اگر من تنها بودم حتی توانایی این را نداشتم که از عهده ی یک بچه بر بیایم؛ اگر خیلی کارها بواسطه ی من انجام شده بخاطر لطف خداوند است که اذن این را داد تا من در کنگره یک وسیله باشم. اگر کسی در لژیون به رهایی می رسد این لطف خداوند است و کار کنگره است من به عنوان یک راهنما یک وسیله ام.
این که من از خودم سئوال می کنم که من برای چه به کنگره می آیم؛ باعث می شود که بدانم به دنبال چه می گردم و هدفم در کنگره چیست؟ بعضی اوقات که از این موضوع قافل شدم؛ دیدم که فقط در حال آمدن و رفتن هستم و متوجه شدم که یا حالم خراب است یا پشت سر دیگران در حال سرزنش کردن هستم و هیچ تغییری در کار نیست ولی وقتی این سئوال را از خودم می کنم؛ خودم را ملزم به آموزش گرفتن و تغییر می دانم. رهایی یک انسان؛ کاری که در کنگره انجام می شود عمل عظیمی است و شاید به ظاهر ساده به نظر می رسد اما در واقعیت کار عجیبی انجام می شود.
بایستی گاهی از خود سئوال کنیم که: من از آمدن به کنگره به دنبال چه هستم؟ مطرح کردن این سئوال؛ در ادامه باعث می شود در مسیر چیزهایی قرار بگیرم که باید آنها را بفهمم و یاد بگیرم. در پایان از لطف همه ی شما عزیزان سپاسگزارم.
نگارش و تنظیم گزارش: مسافر محمد رضا امیریان
لژیون: آقای سروش برقع وش
تاریخ: ۹۲/۱۱/۲۲
منبع: نمایندگی استاد معین








این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .