جهان‌بینی چیست؟ آنچه ما نسبت به کل هستی (درون و بیرون) برداشت، ادراک، دریافت و احساس می‌نمایم.



جهان‌بینی درون، شامل تفکرات و باورها و چیزی که  انسان‌ها در خلوت خودشان به آن‌ها فکر می‌کند و تصویری که از خود و درونش دارد.


جهان‌بینی برون یعنی چطور به هستی، انسان‌ها دیگر، به کائنات و ... نگاه می‌کند.


امکان ندارد کسی جهان‌بینی بیرونش خراب باشد ولی جهان‌بینی درونش خوب باشد.


در این جهان و حتی جهان دیگر آنچه جایگاه ما را تعیین می‌کند دانایی ماست که منجر به جهان‌بینی شخص و عملکرد او می‌شود.


جهان‌بینی شخص مصرف‌کننده یا معتاد چگونه است؟


برای شخص معتاد مصرف مواد مخدر بالاترین اهمیت و جایگاه را دارد و در صدر خواسته‌هایش بوده و اولویت اول شخص معتاد  است.


پس جهان‌بینی شخص معتاد، بستگی به نشئه و خمار بودن او دارد یا همان جهان‌بینی افیونی است.


نیروهایی که در جهان‌بینی افراد تأثیرگذارند


1: نیروی حقیقی: نیرویی است که در شرایطی قرار داریم که اگر به ما نیرو وارد شود ما شتاب پیدا می‌کنیم. یعنی باعث حرکت می‌شود؛ مثل نیرویی که در انجام کار صورت می‌گرد یا وقتی یک نفر در امتحان کمک راهنمایی با تلاش خود قبول می‌شود حس و نیرویی باعث خوشحالی و تحرک و جابجایی انرژی و در نهایت لذت او می‌شود.


2: نیروی مجازی: با آنکه هیچ کاری نمی‌کنیم اما همه چیز را وارونه می‌بینیم مثل موقعی که خماریم یا نشئه‌ایم و کار  خاصی انجام نداده‌ایم و یا خبر مثبتی یا منفی را دریافت نکرده‌ایم اما خوب که دقت کنیم می‌بینیم هر لحظه حالمان دارد بد می‌شود مدام حالمان بدتر می‌شود و در اصل افکار منفی وضعیت حالمان را تغییر می‌دهد بدون اینکه کار خاصی انجام داده باشیم.


برای این است که میگویند حس یک نفر مصرف‌کننده، حس آلوده است و حس واقعی نیست.


جهان‌بینی شخص معتاد به نوع ماده مخدر هم بستگی دارد، به عنوان مثال یک نفر که شیشه مصرف می‌کند و دارای توهم در حس شنوایی و بینایی خود است باکسی که تریاک مصرف می‌کند خیلی متفاوت است.


بارها در اخبار و حوادث خوانده‌ایم که شخص مصرف‌کننده شیشه، زن و بچه‌اش خود را به قتل رساند.


باید از خود پرسید چه اتفاقی در نگرش درونی این شخص ایجاد شده است و چه نیرو و حس منفی در او ایجاد شده است و یا در اصل چه اتفاقی در جهان‌بینی‌اش روی داده است که باعث قتل بهترین افراد خانواده‌اش شده است.


پس می‌توان نتیجه گرفت که نوع مواد مخدر مصرفی و مدت زمان هم در جهان‌بینی انسان‌ها تغییر حاصل می‌کند.


جهان‌بینی یک نفر چگونه تغییر می بابد؟


در کنگره درمان اعتیاد دارای سه ضلع، جسم، روان و جهان‌بینی که باید هر سه این موارد به تعادل برسد و برای تغییر اضلاع مثلت درمان حداقل ده ماه زمان لازم است.


حالا آمدیم کنگره، می‌خواهیم که نگرش خود را تغییر بدهیم باید چه کارکنیم؟ به نظر من  آموزش دیدن و در راستای آموزش، خدمت و عمل سالم  به چیزهایی که آموخته‌ایم. در غیر این صورت اتفاق خاصی برایمان نمی‌افتد و مثل دوران مصرف و قبل از کنگره هستیم و فقط مواد خود را قطع کرده‌ایم.


یکی از سفرهایی که باید سفر دومی انجام دهد، سفر از قطع مواد مخدر تا رسیدن به خود است. و این رسیدن نیاز به آموزش و تزکیه و پالایش دارد وگرنه بعضی از آدم‌های بیرون کنگره هستند که حالشان از من خوب تر است.


در نتیجه باید مثلث دانایی خود را تبدیل به دانایی موثر کنیم.


در کنگره وقتی به جای معتاد از کلمه مسافر استفاده می‌شود بار و انرژی منفی را از روی شخص بر می‌دارد.


وقتی می‌گوییم معتاد، یعنی عادت و برگشت و عود کردن، برای همین در بیرون از کنگره می‌گویند که ما تا آخر عمر معتاد هستیم و امکان دارد یک روز عود کنیم و برگردیم و دوباره مواد بزنیم اما در کنگره وقتی می‌گویند مسافر، دارای یک مبدأ و یک مسیر حرکت و یک مقصد و هدف مشخص است و کسی که به مقصد رسید دیگر نیاز به بازگشت به عقب ندارد بلکه آغاز هدف بزرگ‌تری است زیرا پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.


زیرا در کنگره نگرشمان نسبت به مواد مخدر مصرفی (شربت تریاک) عوض شده است  و به آن به عنوان داروی درمان خود نگاه می‌کنیم نه به عنوان لذت و نشئه بازی. و یاد گرفتیم که بعد از رهایی و رسیدن به سفر دوم نسبت به مواد مخدر نه تنفر داریم و نه عشق، و برای همین است که من راهنما بارها شربت تریاک رهجو را برایش اندازه کرده‌ام و به او آموزش داده‌ام و  در زمان قدیم که شربت نبود، تریاک را در دست گرفته‌ام و به رهجو آموزش داده‌ام که صد سوت چه اندازه است و ...  و هیچگاه حالم خراب نشده است و حسی در من ایجاد نشده است. زیرا نگرش و جهان‌بینی من عوض شده است.


اما به نظر من چند تفاوت مهم در نگرش و جهان‌بینی شخص معتاد و مسافر عبارت‌اند از:


معتاد: دلیل اعتیاد من دوستان، خانواده، جامعه و ... بودند و همه مقصرند.


مسافر: دلیل اعتیاد من یک مجهول دارد و آن هم جهل و نادانی خودم بوده است.


معتاد: اعتیاد درمان ندارد و در من این بیماری و اژدها خفته است و روزی امکان بیداری دارد و تا آخر عمر باید مواظب باشد چون فقط به مدت کوتاهی مواد را قطع کرده اما تا آخر عمر معتاد هستم.


مسافر: اعتیاد درمان قطعی دارد زیرا کل سیستم جسم روان  جهان‌بینی من ساخته شده است.


معتاد: وسوسه دارم، اگر مواد مخدر ببینم حالم خراب می‌شود.


مسافر: هیچ وسوسه‌ای ندارم و از مواد مخدر نه بدم می‌آید و نه خوشم می‌آید و حساب من با خودم و با مواد مخدر تسویه شده است.


معتاد: من می‌خواهم خوب شوم همه باید به من کمک کنند، زن، بچه، پدر، مادر و ...


مسافر: من خودم باعث تخریب خود و دیگران شدم و خودم باید این موضوع را اصلاح کم و بار مسئولیت را خودم به دوش بکشم و اگر حرکت کردم آنگاه به خداوند توکل نمایم.


معتاد: چند سال که مواد نمی‌زنم اما حالم خوب نیست همه با من مشکل‌ دارند و هیچ‌چیز و هیچ کس لذت نمی‌برم و احساس می‌کنم کسی مرا دوست ندارد.


مسافر: مواد نمی‌زنم اما حالم خوب است و خوب و بد بودن حالم به دیگران ارتباطی ندارد همه چیز در درون خودم است و اگر درونم عشق و محبت باشد، همین را در دیگران می‌بینم.


منبع: لژیون مسافر محمود اسماعیلی