در گنگره 60 الهامات از طبیعت جایگاه والا و پرارزش دارد. الگو گرفتن و داشتن تصویر مستند از موضوعی باعث فهم و درک و لمس بهتر و بیشتر آن موضوع می‌شود. وجود درختان و گیاهان در طبیعت امری است ضروری و مهم چون باعث اکسیژن سازی و اعتدال هوا و غیره … می‌شود.



اما اگر به چند هزار سال پیش برگردیم این تنوع که الان در درختان و گیاهان و میوه‌ها می‌بینیم وجود داشته است؟ خیر. شاید آلو یا سیب یا انار وجود داشته اما نه از نظر کمیت و نه کیفیت به شکل امروزی نبوده‌اند. درختان جنگلی یا وحشی میوه می‌دادند نه به صورت امروزی مثلاً درختی مثل درخت آلو میوه می‌داده اما میوه‌اش درحد خوردن نبوده و از نظر اندازه یا تعداد هم در حد درختان (اهلی) امروزی نیست یا نبوده چرا؟


اولین دلیلش این است که درخت جنگلی در شرایطی به سر می‌برد که برای کسب نور و انرژی به خاطر نزدیک بودن درختان به هم در جنگ باشد و بیشتر انرژی و قدرت خود را صرف جنگیدن و زنده ماندن می‌کند و از نظر تولید چه کمی و چه کیفی نتیجه ای ندارد.اما همین درخت را انسان به جای دیگر با شرایط و مکان بهتری که مناسب حالش باشد انتقال می‌دهد. انسان یا باغبان شرایط نور کافی و آب را در اختیار درخت می‌گذارد و درخت میوه‌هایی شیرین تر و از نظر تعداد بیشتر می‌دهد چون دیگر هزینه‌ای صرف نمی‌کند یا برای کسب انرژی نمی‌جنگد و محیط اطراف برایش راحت و خوب می‌باشد.اما ارتباط این موضوع با انسان - آنجا باغبان و درخت و باغ و جنگل را داریم و اینجا راهنما و اجتماع و انسانی را داریم با خوی وحشیگری و این انسان دایماً با خود با اجتماع با خانواده خود و یا اطرافیانش در جنگ است. اگر درخت وحشی را به مکان دیگر ببرید در شرایطی دیگر به تولید می‌رسد و رشد می‌کند اما فرق بین انسان و این مثال درخت در این است که درخت را می‌توان جا به جا کرد اما انسان را خیر.


انسانی که می‌خواهد به تولید و رشد می رسد و خوی وحشیگری خود را کنار بگذارد اول باید با خودش کنار بیاید تا استاد یا راهنما بتواند او را راهنمایی کند.یکی از نشانه‌های خوی وحشیگری این است که فردی که خوی وحشیگری دارد خود را در ظاهر فردی آرام و متین و بااخلاق نشان می‌دهد اما در ادامه و در طی به شتر شدن ارتباطش با دیگران درون وحشی و جهنمی‌اش نمایان می‌شود چون این‌گونه انسان‌ها مجبورند که نقاب بزنند تا جهنم درونشان برملا نشود اما بر عکس افرادی که اهلی هستند ظاهری یا رفتاری سفت و محکم دارند که در برخورد اول خوشایند نیست اما در ادامه ارتباط متوجه می‌شویم که به خاطر اینکه کسی به بهشت یا آرامش درونشان آسیبی نرساند مجبورند که ظاهری سفت و محکم داشته باشند.


یکی دیگر از نشانه‌های خوی وحشیگری زودرنج بودن است یعنی حرف کسی خیلی زود رفتار و کردار شخص را برهم می‌زند و شخص بر صدد تلافی بر می‌آید و این رفتار زایش و تولید را متوقف می‌کند و باعث می‌شود شخص زودرنج آموزش نگیرد و تولیدی نداشته باشد و این موضوع یعنی برخوردن موضوعی یا زودرنجی بزرگ‌ترین عامل و مانع در اهلی شدن است. و انسانی که خوی اهلی و وجودی آرام و مثبت داشته باشد و اهلی شدن در زمینه‌های مختلف برایش واقع شود در آن زمینه‌ها که اهلی است کاری باکسی ندارد و فقط به درستی و صحت عمل خود و به تولیدی که در آن به وجود می‌آورد می‌اندیشد.


با احترام مسافر مسعود نوروزی

منبع: نمایندگی وحید