روح و جسم ما باهم در ارتباط هستند.در جهانی که زندگی می‌کنیم جهان ماده و فیزیک است.


جسم ما مانند مواد سرب و حرکت آن سنگین است.



رها شدن از دام اعتیاد مانند این است که انسان در چنگال حیوان حول ناکی اسیر است یا در زندانی است و می‌خواهد آزاد شود و باید بدانیم که ما در بندهایی هستیم که خودمان به دست و پایمان زدیم. هر چه انسان جاهل تر باشد بیشتر بند به دست و پایش می‌زند. انسان بدون تفکر و تعقل فقط بر مبنای احساس حرکت می‌کند و احساس بر مبنای جهل و نفس اماره است که مانند غل و زنجیر به دست و پای خودمان می‌زنیم.


انسان خودش مصیبت است کسی که دروغ می‌گوید و کار ضد ارزش می‌کند غل و زنجیر می زند و رها شدن از این‌ها کار آسانی نیست و مشکل بزرگی است.


بندها هم مثبت هستند هم منفی. مثلاً: دوست داشتن همنوع، محبت، گذشت و صداقت بندهای الهی هستند.


وقتی انسان از بند اعتیاد یا دروغ و غیبت رها می‌شود بندی به او گره می‌خورد که بند محبت است. بند محبت باز شدنی نیست مانند بند شخص با کنگره که حتی اگر خسته و بی‌حوصله باشد نمی‌تواند کنگره نیاید و کنگره را رها کند حتی در بدترین شرایط برف و باران و سرما- گرما باهر وسیله‌ای که باشد پیاده یا موتور و ماشین خود را به جلسات کنگره می‌رساند.


مجموعه آموزش‌ها و بندها و حرکت‌ها همان طوفان سبز است که سازنده می‌باشد و ویران‌کننده نیست. آب مایه حیات است ولی ممکن است گاهی خرابی ببار آورد مثلاً: طوفان شدید مایه ویرانی می‌شود. گردباد یا گرداب جذب به مرکز می‌شود و گریز از مرکز نیست. کل مجموعه کنگره گردباد است که همه را به مرکز جذب و هدایت می‌کند. گردباد وقتی شروع به چرخش می‌کند اگر وزن نداشته باشد به بیرون پرتاب می‌شود و فقط مقداری از چیزهای اطراف جذب مرکز می‌گردند اگر مقاومت کنند خوب می‌شود ولی اگر نخواهند به مرکز بیایند فشار گردباد آن‌ها را می‌شکند آن وقت نه کنگره و نه از مواد لذت نمی‌برند.


در نوشته‌های کنگره پند و اندرز و نصیحت نیست فقط راه را نشان می‌دهد و اختیار کامل را به خود شخص می‌دهد هر کاری می‌خواهد بکند حتی خودش را بکشد یا شیشه یا کراک بزند انتخاب با خود انسان است.


کسی که خوش‌قول است نشانه داشتن ساختار صحیح است برای رسیدن به ارزش‌ها باید بها داد. در عمل باید آن چیزی باشیم که هستیم. هر چه باشیم حقیقت خودش را نشان می‌دهد. اگر حقیقت زیر کوه البرز باشد روزی خودش را نشان می‌دهد با گذشت زمان نقاب از رخ انسان‌ها عقب رفته و حقیقت نمایان می‌گردد.


هر چیزی یاد می‌گیریم باید به کار ببندیم. در جمع بودن خیلی مهم است مانند اکسیزن که برای انسان لازم است باید بین جمع باشیم و از وجود یکدیگر استفاده کنیم.


وقتی می‌خواهیم انسان کاملی باشیم باید برای فرمان‌ها الهی آماده‌باشیم نعمت‌های الهی همه ارزشمند است هم رطب و هم زیتون هم دنیا وهم آخرت هم مادیات و هم معنویات همه ارزشمند هستند و مکمل هم می‌باشند وقتی باهم ترکیب شوند خوب است. باید در زندگی به همه چیز توجه داشت.


منبع: وبلاگ خانم نفیسه