خدایا تو خود فرمودی ناامیدی کفر است.


تمام سی‌دی‌ها و سخنان بیان‌شده از سوی استاد امین دژاکام، استاد جهان‌بینی کاربردی است و در زندگی روزمره ما هر روز رخ می‌دهد که اگر مهارت مقابل با آن‌ها را نیاموزیم به گرداب نیروهای منفی کشیده شده و انرژی ما به جای ساختن قالب صرف نیروهای منفی و قدرت گرفتن آن‌ها خواهد شد. یکی از همسفران نمایندگی صالحی برداشتی زیبا از سی‌دی «ناامیدی» نوشته است که خواندنی و جالب است،در ادامه خلاصه‌ای از این سی‌دی را می‌خوانید.



ناامیدی یکی از اضلاع مثلث جهالت است، ناامیدی یعنی شخص فکر می کند که هیچ ارزشی ندارد و به هیچ درد نمی‌خورد و انسان را در دل تاریکی نگه می‌دارد، در واقع ما را از حرکت وا‌می‌دارد و باعث می‌شود ته چاهی که افتادیم بمانیم.


مانند زمانی که مسافرم در تاریکی اعتیاد فرو رفته بود و همه اعضای خانواده من ناامید بودند و می‌گفتند اعتیاد درمان ندارد و او خوب نمی‌شود و باید از او جدا بشوی و از کلماتی استفاده می‌کردند که همیشه باعث اذیت و آزار من بود.حال می‌فهمم که نیروهای منفی خواست این را داشت که از طریق خانواده خودم حس ناامیدی را در درونم زنده کند.


ناامیدی یکی از ابزارهای نیروی منفی است؛ نیروهای منفی حس انسان را از کار می‌اندازند و انسان شروع به پنهان‌کاری می کند که همان کفر است.


وقتی حس ما بسته می‌شود انجام دادن کاری که به آن حس نداریم و از آن لذت نمی‌بریم را انجام نمی دهیم، مثال دیگر نمی‌توانیم محبت کنیم، حس محبت در ما است ولی بسته شده است و نمی‌توانیم با وجود مثلث جهالت آزادش کنیم.


من دختری بودم که در اوج تاریکی مسافرم اصلاً به این فکر نمی‌کردم که نکند او خوب نشود؟


نه اصلاً به این‌ها فکر نمی‌کردم اما خانواده من همیشه فکرشان من بودم و همین باعث می‌شد که از لحظات خوب زندگی‌شان لذت نمی‌بردند و همیشه غم و اندوه داشتند انگار که من را از دست داده بودند. آن زمان دلیل بی‌اهمیت بودنم با اعتیاد مسافرم را نمی‌دانستم بی‌اهمیت بودن در مقابل حرفهای خانواده‌ام را نمی‌دانستم اما الآن می‌فهمم که نمی‌خواستم با افکار و حرفهای دیگران وارد ناامیدی شوم. ناامیدی زمانی ایجاد می‌شود که مثلاً ما تمام راه‌های که به فکرمان رسیده را امتحان کردیم و نتیجه نگرفتیم.


ما هیچ راهی را برای ترک امتحان نکردیم و هیچ‌ وقت از او نخواستم که ترک کن شاید دلیلش این بود که پدرم 20سال اعتیاد داشت و من می‌دیدم که زجر می‌کشد.تا اینکه یک روز با کنگره 60 آشنا شدم و از مسافرم خواستم تا به کنگره برویم و او هم بدون هیچ چون و چرای قبول کرد.


ما نباید در مقابل تاریکی‌ها تسلیم بشویم و هیچ تلاشی نکنیم بلکه اگر بدانیم تمام هستی در هستی ما موجود است یعنی جهان اصغر و توانایی‌های که داریم را بشناسیم و در مسیر درست حرکت کنیم و بدانیم که دارای ارزش هستیم و می‌توانیم از ناامیدی خارج شویم.


ما الآن نزدیک به سه سال است که در کنگره60 هستیم و من از مسافرم خیلی راضی هستم.


ما باید با چیزهای که از آن‌ها می‌ترسیم روبرو شویم از افکار پریشان و آشفته دوری کنیم، تفکرات مثبت داشته باشیم، در حال زندگی کنیم ،گذشته را فراموش کنیم و به آینده فکر نکنیم و نگذاریم نیروهای منفی در ما اثر کند.


همین طور که در طبیعت مثلاً برف کم‌کم آب می‌شود و تبدیل به رودهای خروشان می‌شود انسان ناامید هم که احساس او یخ زده است ،وقتی درمان شود و آموزش ببیند کم‌کم یخش باز می‌شود و احساسش بر می‌گردد.


منبع: وبلاگ نمایندگی صالحی