برنامه شروع خوب با حضور خانم شانی دژاکام با موضوع نقش خانواده در مساله پیشگیری از اعتیاد(قسمت اول) .
روز سه شنبه 1392/11/8 برنامه شروع خوب با حضور خانم شانی دژاکام و آقای دکتر رضا دانشمند با موضوع نقش خانواده در مساله پیشگیری از اعتیاد از شبکه 3 سیما پخش شد.
ابتدا آقای امیر معافی برنامه را با معرفی مهمانانشان شروع کردند:
سلام عرض می کنم خدمت تمام بینندگان شبکه سه و همراهان برنامه شروع خوب. در این برنامه در خدمتان هستیم تا در مورد امر پیشگیری از اعتیاد در خانواده ها به بحث بنشینیم. وجود دارند خانواده هایی که به واسطه اعتیاد عضوی از اعضای آن خانواده درگیر مساله اعتیاد شده اند ، امیدوارم در این بخش از صحبت هامون بتوانیم پیامی به این خانواده ها برسانیم تا مشکلشان را حل کنند. به همین مناسبت امروز در خدمت جناب آقای دکتر رضا دانشمند ، یکی از چهره های شناخته شده در امر درمان در کشورمان هستیم که در برنامه های مختلف تلویزیونی ایشان را زیارت کرده ایم و خود من شخصا از صحبت هایشان استفاده کرده ام و همچنین در خدمت خانم شانی دژاکام درمانگر حوزه اعتیاد هستیم.
به عنوان اولین سوال آقای امیر معافی از دکتر دانشمند پرسیدند:
- آقای دکتر چند سال در زمینه اعتیاد فعالیت دارید؟
فکر کنم به طور تخصصی حدود هشت یا نه سال است که به صورت مستقیم درگیر اعتیاد هستم.
- آقای دکتر ما در برنامه قبل پیشگیری را کامل شکافتیم اون پیشگیری ابتدایی که مستقیم اشاره نمی کرد به فرد.یه سری سوالات در ذهن من هست که بر می گردیم به بحث درمان حتما.آقای دکتر لطفا بفرمایید که چه سیاست گزاری هایی در امر پیشگیری باید می شده که نشده و واقا ایراد کار کجاست ؟
جوابی که خدمتتان عرض می کنم تجربیات شخص من در این 8 یا 9 سال است. چند مسئله است که برای ما خیلی مهم است؛
1- ما تا به حال مواد را چه طور و با چه زبانی معرفی کرده ایم به خانواده ها و به نوجوان ها در مورد اعتیاد چه اطلاعاتی داده ایم ؟ مثلا مواد مخدر چیست؟ چه عوارضی می تواند داشته باشد؟ چه آسیب هایی می تواند به جای بگذارد؟ چه می شود که یک فرد به سمت مواد مخدر می رود؟ و ...
2- علاوه بر این که معرفی کردیم چه خدمات جای گزینی و فرایند های جایگزینی را برای این که یک فرد به اعتیاد کشیده نشه را فراهم کرده ایم؟ اگر یک فرد دچار استرس هست ما چه آموزش هایی به او داده ایم تا از آن استفاده کند و استرسش را پایین بیاورد؟ اگر فردی به دنبال مواد و لذت و تفریح باشد ، چه خدمات ورزشی-تفریحی فراهم کرده ایم تا بتوانیم مقداری از فضاهای خالی را که یک فرد در خودش احساس می کند را پر کنیم؟ این ها نکاتی هستند که به صورت خاص می توانیم در زمینه اعتیاد در مورد آن ها صحبت کنیم.
3- ما چه مهارت هایی را به بچه هامان آموزش داده ایم تا بتوانند سطح سلامت روان خود را بالا بیاورند؟ ما بسته هایی تهیه کرده ایم به نام مهارت های اعتیا که چند سالی است روی آن ها کار می شود و در سطح شرکت ها، نهاد ها و دوستان دیگری که در وزارت خانه ها مشغول فعالیت هستند عرضه شده.
بسته های مدیریت زندگی چند سالی هست که در اداره ها و فرهنگ سرا های محله ها و...توزیع شده. این بسته های مهارتی زندگی به عنوان یک جزوه آموزشی جدی در خیلی از کشورها و در دروس ابتدای شان لحاظ می شود.
- آقای دکتر، شما خودتان در کدام یک از این بخش های دولتی فعال هستید یا هم کاری می کنید؟
ترجیح می دهم که بگویم یک درمان گر خصوصی هستم ، البته در مرکز ملی مطالعات مقطعی کار کردم و کارهای پژوهشی انجام داده ام اما تجربه خصوصی خودم را ارایه می دهم، آن چه را که در درمانگاه خصوصی خودم در رابطه با بیماران خودم می بینم را می گویم.
- با این تفاسیر اضافه کردن این مکان های ورزشی و ارزان کردن و در دسترس قرار دادن آن ها در جلوگیری از شیوع این بیماری موثر است.
- خانم دژاکام خیلی خوش آمدین می توانم بپرسم چند سالتان است؟
بنده 27 سالم است.
- خانم دژاکام، چه تحصیلاتی دارید و مشغول چه فعالیتی هستید؟
کارشناسی کارگردانی تئاتر دارم و خیلی سال است که در کنار پدرم در حوزه ی درمان اعتیاد و کاهش آسیب های آن فعالیت می کنم. تقریبا از سن 14 سالگی این داستان برای خانواده ما شروع شد و در جایی به خودم اومدم و دیدم که من هم کمک راهنما شدم و در کنار خانواده مشغول این فعالیت ها هستم.
- خانم دژاکام،در رابطه با رشته تحصیلی تان مشغول کار هستید؟
تازه فارغ التحصیل شدم و می خواهم یه مدت استراحت کنم.البته قبل از این که بخواهم وارد رشته تئاتر بشوم نبرد درون را کار کردم که در مرکز نمایش های بین المللی اجرا شد و در حیطه درمان و اطلاع رسانی بود. خوب در آن سالها یعنی سال 83 این تابو ها در جامعه ما شکسته نشده بود که مثلا بگذارند یک عده مصرف کننده حرف بزنند . در این رابطه برنامه های کمی بود و جای زیادی برای مفعالین نبود. از آن سال پدر خیلی من را حمایت کرد با این که 16 سال داشتم با بچه هایی که درمان شده بودند شروع به کار کردم. در گروهمان از مصرف کننده هرویین داشتم تا کارتن خواب، یه اکیب 30 نفری شدیم و با هم کار کردیم تا بعد از 2سال از ما خواستند در جشنواره بین المللی اجرا کنیم و مطمئنم که تا دو سال پیش حدودبیست هزار سی دی از این نمایش بخاطر این که جنبه درمانی داشت به فروش رسید. به این خاطر که جنبه اطلاع رسانی برای خانواده ها داشت ، جزء یک پکیج آموزشی قرار گرفت و پخش شد.
- خانم دژاکام،شما تجربه یک دختر خانمی را دارید که پدرش اعتیاد داشته، خیلی ها الان هستند که می توانند این حس و حال شما را داشته باشند، دختر خانم هایی هستند که پدرانشان درگیر مصرف مواد مخدر هستند. من فکر می کنم تمام زندگی یک دختر پدرش است و تصوراتی را که در مورد یک مرد دارد را اول در پدرش می بیند، تکیه اش پدرش است. دوست دارم احساس اون زمان تان را بگویید که می دیدید که پدر مصرف کننده است درگیر مصرف است و مطمئنا وضعیت خوبی نداشتند. اتفاقاتی توی خونه می افتاد شما بالاخره می دیدید و احساسش می کردید یه کم در مورد اون موقع می فرمائید ؟
من زمانی که فهمیدم پدر مصرف کننده بود ایشون دیگر درمان شده بودند و راه درمان را پیدا کرده بودند .واقعیت این است که برای دختر ها، پدر مثل یک کوه می ماند، در خانواده پدر نقش کلیدی دارد البته نقش مادر هم کلیدی است، هر کدام دروازه ای را به روی بچه ها باز می کنند. پدر جنبه حمایتی دارد، زمانی که از چیزی وحشت کنی جایی هست که می توانی به آن پناه ببری من می دیدم که یک اتفاق هایی درست نیست، یه چیزهایی داشت خراب می شد، یه چیزهایی درست نبود ، شیشه های الکل بود که خالی می شد. 8 سالم بود اما می دیدم بابا هر شب با یک شیشه در دست به خانه می آید،آن را تمام می کند و بعد شب بخیر گفته و نگفته می رود که بخوابد، این ها همه برای من سوال بود. اما خدا را شکر که در اوج مصرف پدر هم هیچ وقت ندیدم که صداشون تو خونه بالا بره یا مادر صدا شون رو بالا ببرنر. این رو به این خاطر عرض می کنم که ممکن است مصرف کننده هایی باشند که این برنامه را ببینند و دلیل نمی شود یک مصرف کننده بگوید که: چون من مصرف کننده هستم ،خمارم ،حالم بد است و... بتوانم هر رفتاری از خود نشان بدهم. البته مصرف مواد مختلف با هم فرق می کند و من بیشتر مصرف کنندگان تریاک مد نظرم بود. این رفتارهای پرخاشگرانه به شخصیت آدم ها و مصرف کننده ها بر می گردد. این مساله را به این خاطر مطرح کردم که مصرف کننده هایی که برای درمان اقدام می کنند از این مساله سوء استفاده نکنند که مثلا ما در حال درمان هستیم، خماریم و حالمان خوب نیست، پس هر کاری که دلمان خواست می توانیم انجام دهیم و خانواده باید ما را درک کند.
- آقای دکتر، در بین خانواده هایی که در گیر اعتیاد هستند، ممکن است مصرف کننده آن ها پدر خانواده باشد، مادر خانواده باشد، پسر خانواده باشد و یا دختر خانواده که متاسفانه مصرف مواد مخدر در بین دختر خانم ها رو به افزایش است. از نظر شما به عنوان کسی که سالیان سال در این زمینه تجربه دارید، برخورد با این افراد که گاهی هم قابل کنترل نیستند چه طور باید باشد؟
به چند شکل می شود به این برخورد ها نگاه کرد؛ اول اینکه یک پدر یا مادر یا عضوی از یک خانواده مواد مصرف می کند و در حین مصرف ممکن است رفتارهایی از خودش نشان بدهد که جنبه پرخاشگرانه داشته باشد .من چه برخوردی با این تیپ رفتارها می توانم داشته باشم؟ و دوم اینکه من چه رفتاری داشته باشم که او را هدایت کنم به سمت یک زندگی بهتر؟ اتفاق بسیار بدی که بعضی اوقات بین خانواده ها می افتد به خصوص در رابطه با بیماران وابسته به موادی که شاید آروم تر باشند و خیلی رفتارهای پرخاشگرانه نداشته باشند این است که خانواده انکار می کنند که پدر یا عضوی از آن ها مصرف کننده است می گویند: مصرف می کند کارش را هم دارد و ...پس دیگر مهم نیست که مصرف می کند یا نه . نمی بینند که پشت این مصرف و آرامش و روال عادی زندگی چه اتفاقی می افتد و چقدر کارکرد افت می کند. یا اینکه خودشان مواد را تهیه می کنند و در اختیار مصرف کنند شان می گذارند تا در خانه مصرف کند صرفا به این خاطر که یک آرامش نسبی ایجاد کرده باشند یا فرار کرده باشند شروع می کنند اعتیاد فرد را تقویت کردن.
- آقای دکتر، ممکن است که عضوی از خانواده مصرف کند فقط به این خاطر که بتواند کار کند؟ آیا این چیز خوبی است؟
نه، اتفاق بسیار بدی است و فرایند درمان را به عقب می اندازد و باعث میشود که کم کم رفتارهای پرخاشگرانه هم بروز کند.خانواده برای این که حفظ آبرو کند روی اعتیاد سرپوش می گذارد یا ابه اصطلاح با اعتیاد کنار می آیند و هیچ گونه مداخله ای انجام نمی دهند.این نگرش شیوع این بیماری را افزایش می دهد .
- باید چکار کنیم؟
ما چگونه یه مصرف کنندمان را مجاب کنیم تا به سمت بهبودی حرکت کند؟ این بحثی است که قدم به قدم باید انجام داد.البته این نباشد که رفتار تندی داشته باشیم و به عناوین مختلف او را تهدید کنیم.
- قدم اول چی است؟
قدم اول هماهنگی کل اعضای خانواده است.
- خانم دژاکام نظر شما چی است؟قدم اول به نظر شما چی است؟
من فکر می کنم قدم اول برای خانواده ها این است که خانواده ها بدانند که نمی دانند یعنی اول نادانی را بدانند. کلمه نادان بودن یا جاهل بودن ناسزا محسوب می شود در صورتی که این ناسزا نیست ما در هستی که درونش زندگی می کنیم خیلی چیزها را نمی دانیم شاید دکتر باشیم مهندس باشیم ولی در نحوه ارتباط برقرار کردن با همسرمان دچار مشکل بشویم قدم اول این است که یک خانواده بپذیرد که در این حیطه علمی ندارد. می خواهد از هر قشر جامعه باشد فرقی نمی کند اعتیاد چیزی به عنوان قشر نمی شناسد در تمام سطوح جامعه داریم که در حال مصرف مواد هستند . از نظر من این قدم اول است.
- خانم دژاکام، چه طور می شود خانواده ها را راهنمایی کرد؟ آقای دکتر اشاره ای کردند که متاسفانه اولین چیزی که به ذهن خانواده ها می رسد طلاق است و این اصلا خوب نیست چون در این میان بچه ها آسیب زیادی می بینند.
بیشتر فعالیت من در زمینه درمان با خانواده هااست. خانواده ها در سال هایی که درگیر اعتیاد بوده اند آسیب های زیادی از نظر روحی و روانی خورده اند ، درست مثل این که در جایی نارنجکی منفجر شود و ترکش هایش به اطرافیان اصابت کند.اولین چیزی که ما از خانواده ها می خواهیم این است که به دنبال دلیل اعتیاد و محکوم کردن مصرف کنندشان نباشند، دنبال قضاوت کردن در مورد او نروند. در یک جمله،اولین گامی که با ید برداشته شود این است که روی یک سری تعصبات و دانشی که بسیار ناقص است و از قبل درون خانواده ها ریشه دوانده و دید آن ها را بسته خط بکشند، چون اولین اتفاقی که برای خانواده ها می افتد این است که با یک دنیای ناشناخته آشنا می شوند، نوجوانی و جوانی یک دنیای ناشناخته است حالا اگر اعتیاد و آسیب های آن هم اضافه شود دنیایی بسیار خطرناک و ناشناخته از آب در می آید و ناشناخته همیشه ترسناک است.مثل این که شما در یک اتاق را باز می کنید که کاملا تاریک است و تا به حال داخلش نرفته اید، نا خودآگاه ترس درونتان ایجاد میشود. ترس و خشم دوروی یک سکه هستند. یک مادر یا پدری وقتی بفهمند پسرشان در یک مهمانی حشیش کشیده اولین واکنشی که انجام می دهند این است که از او می پرسند:با کی بودی چرا رفتی ؟ و یکی سیلی به او می زنند که دیگر از این کارا نکن، چه قدر وحشتناک است و چه عواقب بدی دارد و...این موجب می شود که بین آن ها و فرزندشان یک شکاف عمیق و پر رنگ ایجاد شود. یعنی اولین شکاف با اولین خشم و واکنش که خانواده نشان مدهد، این شکاف پر رنگ می شود و بعد به جایی می رسد که کسانی که به من مراجعه می کنند می گویند: مادر و پدر من را نمی فهمند ، قدیمی هستند، با من دعوا می کنند و اگر می گویم بی خوابی دارم من را درک نمی کنند.
- آقای دکتر، خانم دژاکام فرمودند برخورد قهری شرایط را حاد تر می کند. نظر شما چیست؟
دقیقا، وقتی پسری وارد خانه می شود که لباسش بوی سیگار می دهد 2 حس ایجاد میشود؛
1- این پسر ممکن است خودش احساس گناه داشته باشد در مورد این که قواعد را شکسته ، سیگار کشیده یا در یک مهمانی حشیش کشیده
2- خانواده نگرانی خودش را به صورت خشم و پرخاشگری نشان دهد، حمله کند که چرا این کار را کردی؟ دیگر نباید این کار را بکنی و... پسر خانواده بار بعدی که سیگار کشید ادکلون می زند و بعد وارد خانه میشود. وقتی می خواهد به مهمانی طوری زمان بندی می کند که وقتی همه خواب هستند به خانه برسد .در واقع اگر احساس گناه همراه با خشم و پرخاشگری باشد باعث می شود کم کم رفتارهای پنهان کارانه در فرد مصرف کننده ، سرعت حرکت به سمت مواد و تجربه های آسیب رسان بیشتر شود.چه اتفاقی می افتد اگر خانواده با فرزندش به آرامی صحبت کند؟
- اگر یه زمانی این اتفاق افتاد و خانواده با نرمی با فرزندشان برخورد کردند، این نرمی باعث نمی شود که او به کار خودش ادامه بدهد؟
این از آن ور بام افتادن است . نه آن برخورد قهری و خشمگین و نه این رفتار مصالحه گر را داشته باشیم و اصلا به روی خودمان نیاوریم .یه اتفاقی افتاده و این خوشایند ما نیست می توانیم سخت بگیریم یا زیر سیبیلی ردش کنیم و به روی خودمان نیاوریم که همچین اتفاقی افتاده یا این که سر زمان خوب با هم صحبت کنیم که من دیدم دیشب این اتفاق افتاده و این بر خلاف قوانین زندگی ماست به این دلایل این اتفاق پذیرفتنی نیست.باید بنشینند پای بحث که چرا او این تجربه را کرده؟ چه اتفاقاتی پشت این تجربه وجود رخ می دهد؟ چه آسیبهایی می تواند در پی داشته باشه؟ چه لذت هایی می تواند داشته باشه؟ و فضای بحث را باز بکنیم . در واقع آن چیزی که در خانواده مهم است این است که والدین و فرزندان بتوانند با هم تعامل برقرار کنند، راجع به احساساتشان حرف بزنند. فرزند خانواده به راحتی بگوید که اگر سیگار کشیده چرا این کار را کرده؟ چه کمبود و نیازی را احساس می کرده؟ یا چه واکنشی در دوستانش او را برانگیخت تا مصرف کند.
- خانم دژاکام، شما به عنوان یه جوان که درس خواندید و به واسطه پدر که یک مصرف کننده بودن در این زمینه فعالیت میکنید ، مصرف نکردید؟ دوست نداشتین مواد مصرف کنید؟ به آگاهی لازم رسیدید که مواد مصرف نکردید یا نه، اصلا ترسیدید.چه چیزی در درون شما شکل گرفت که باعث شد یک دختر خانم 27 ساله مواد مصرف نکند؟
نکته خیلی قشنگی را گفتید،گفتید ترس یا آگاهی.استثنایی برای من وجود نداره درهر جوانی می تونه شکل بگیره.در مورد آگاهی، اول باید بدانیم آگاهی چی است؟ منظورمان از آگاهی چی است که از آن می گذریم؟ ما میگوئیم باید اطلاع رسانی بکنیم ،فرهنگ سازی بکنیم، باید خانواده ها آگاه شوند ،خوب این آگاهی باید یک ساختاری داشته باشد، باید یک شکلی داشته باشد، آگاهی چیست؟ همانطور که آقای دکتر فرمودند پدری که می خواهد با بچه اش صحبت کند ،چه مقدار می داند؟ چه چیزی را باید بداند؟ چه دانشی را باید اضافه بکند؟ فرزندان در تمام خانواده هایی که درگیر مسئله اعتیاد می شوند به شدت آسیب پذیر هستند ،بیشتر بچه های این خانواده ها دچار مشکلات روحی زیادی هستند، نا هنجاری دارند، متفاوتند،درست مثل این که یکی در روشنایی زندگی کرده و هر امکاناتی داشته و دیگری در جهنم بزرگ شده ،تو تاریکی زندگی کرده . کسی که در تاریکی بزرگ شده یا حداقل بخشی از خانه ای که در آن بزرگ شده تاریک بوده احساساتش و گیرایی حس هایش متفاوت با انسانی است که در روشنایی مطلق رشد کرده.به خاطر شرایطی که پدر داشت من هم در برهه ای دچار فراز و نشیب هایی شدم اما خدا خواست و این راه جلوی خانواده ام قرار گرفت و من می دیدم خانواده ای که دچار آسیب شده بود داشت شکل می گرفت و ساخته می شد و قوای خودش را پس می گرفت. پدرم روز به روز روی پاهای خودش استوارتر می شد ولی من روز به روز متزلزل تر می شدم، اگر من فرزند آن خانواده بودم باید با پدرم بالا می رفتم ، پس چرا من روز به روز بم ریخته تر می شدم؟ چرا من پرخاشگر می شدم؟ چرا دوست داشتم زمان بیشتری با دوستام باشم؟ من هم دچار این مشکلات بودم. گاهی به جایی می رسی که می خواهی از خانه فرار کنی، به جایی می رسی که می خواهی از خودت فرار کنی، به جایی میرسی که می خواهی از زندگی فرار کنی، خودکشی کنی. بچه های ما به این نقطه ها می رسند و این نقاط درد ناکی است. چرا یه جون 22 ساله تمام فکرش باید این باشه که وقتی در خانه تنها شد رگ خودش را بزند؟
- این اتفاق برای شما هم افتاده بود؟
من بارها این مسئله در ذهنم می چرخید که چرا من باید به این نقطه برسم؟ در صورتی که اتفاق های دیگری در حال رخ دادن بود، خانواده رو به بهبود بود. به قل یکی از استادان: زندگی با مشکلات پی در پی جلو می رود. واقعا هم همینطور است، باید بدانی که گاهی یک مسئله را می دانی، یعنی از آن اطلاع داری ،کتاب می خوانی ،می دانی اما زمانی هست که دانسته های شما به یقین تبدیل میشود. من در آن مقطع اگاهی هایی را جذب می کردم ولی فقط جذب می کردم و به دانایی نرسیده بودم .
- نمی توانستید اجرایشان کنید؟
بله به دانایی موثر نرسیده بودم. ما می گوئیم دانایی مثلثی است که از سه ضلع آموزش، تفکر و تجربه شکل گرفته. من در آن مقطع در ضلع تجربه بودم و بعد آموزش شروع شد و به نقطه ای رسیدم که تفکر به آن اضافه شد . بخواهم جمع بندی کنم، در یک جمله ، در درجه اول خانواده است که می تواند جوان را درک کند، خانواده ای که خودش بداند که نمی داند و بداند که چه چیزهایی را باید بداند. یعنی در عین این که شما دکترید، مهندسید، در رابطه با علم حفظ خانواده و علم اعتیاد صفرید .
- آقای دکتر ؟
صحبت های خانم دژاکام من رو یاد یک کاریکاتور انداخت که از طریق ایمیل یکی از دوستان فرستاده بود و یک پدر و پسری را نشان داده بود که پسر پشت کامپیتر نشسته و پدر یه صندلی عقب تر فاصله داشت و می خواست یه سری مسائل را با پسرش مطرح کند، می گفت: پسرم الان وقتشه که یه مقدار در مورد مواد و اعتیاد با هم صحبت کنیم. پسر رویش رو بر گردوند و گفت: بله راست می گوئی، چه چیزهایی را می خواهی تا برایت بگویم؟ الان عصر ارطباتات است الان اگه من اطلاعات کافی نداشته باشم و آگاهیم را افزایش ندهم فرزند من به مراتب بیشتر از من اطلاعاتش را افزایش می دهد و آگاهی را کسب می کند و گاهی این اطلاعات نادرست است من باید به عنوان پدر خانواده اطلاعاتم را زیاد کنم، البته اطلاعات درست. ما در اجتماع زندگی می کنیم، به مهمانی می رویم و ممکن است با این آسیب هایی روبرو شویم، این ها چیزهایی است که من می دانم . حال مطالعه کرده ام یا از کسانی که تجربه داشتند پرسیده ام ،چه درمانگر و چه مصرف کننده ای که در حال درمان است. از آن به بعد اگر اطلاعات بیشتری نیاز باشد و احساس کنم که کماکان در خطر هستم باید به دنبال آموزش و یادگیری بیشتری بروم.
با سپاس فراوان
نویسندگان ،همسفران فریده و مهسا
تهیه شده در تاریخ 92/11/08
منبع: وبلاگ نمایندگی قزوین




این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .