سلام محمد هستم یک مسافر ...


حدود هفت، هشت سال پیش من یه مریضی گرفته بودم و یک‌دفعه سرم گیج می‌رفت و چشمانم رو به سیاهی می‌رفت و یک‌دفعه بدنم داغ می‌شد و عرق می‌کردم، رفتم دکتر یک آزمایش کامل برام نوشت رفتم آزمایش کامل دادم و جواب رو گرفتم، رفتم پیش دکتر، دکتر یه نگاهی کرد و گفت غلظت خون داری، بعد رو به من کرد و گفت یکی از آنزیم های کبد تو زیاد تولید میشه، مشکوک به هپاتیت هستی و باز یه آزمایش هپاتیت نوشت و من رفتم و جواب را که آوردم گفت نه هپاتیت نداری، اون موقع من سیگار می‌کشیدم و مصرف‌کننده مواد نبودم، خلاصه برای غلظت خون که گفت یا حجامت کن یا خون بده برای کبدم هم گفت اگر کلی بخواهی به زبان ساده  بدانی دو آنزیم اصلی کبد دارد:


1- آنزیمی که با مصرف سیگار و مواد مخدر از تعادل خارج می‌شود.


2- آنزیمی که با مصرف مشروبات الکلی از تعادل خارج می‌شود.



که آنزیم اول برای من زیادی تولید می‌شد البته این که من گفتم به صورت کلی بود برای اینکه من را متوجه کنه که کمتر سیگار بکشم. بعد یه مشت قرص و دارو نوشت برای کبدم که من نخوردم ولی خون را دادم.


تا گذشت و من طی اتفاقاتی رو به مصرف شیشه آوردم مدت 4 سال مصرف کردم، تا با کنگره آشنا شدم.


اول کنگره را قبول نداشتم و خودم قبل از اینکه به کنگره بیایم هزینه‌هایی زیادی کرده بودم برای ترک (انرژی‌ درمانی و ...) و هیچ فایده‌ای نداشت و اطرافیان مصرف‌کننده‌ام می‌گفتند این‌طور جاها که برای ترک اعتیاد است به مصرف‌کننده‌ها یاد می‌دهند که چه جوری مصرف کنند که دیگران متوجه نشوند.


ولی با این همه انرژی منفی اطرافیان، خواست خدا بود و البته کمک همسفرم که من به کنگره‌ تعیین کلینیک برای گرفتن شربت به کلینیک رفتم. دکتر کلینیک از من خواست یک آزمایش کبد بدهم تا از وضعیت من باخبر شود. من که قبل از مصرفم آنزیم هایم مشکل داشت و دارو هام رو نخوردم، بعد از آن هم که مواد مصرف کرده بودم، ترسیدم که برم آزمایش بدهم و جواب آن خوب نباشد.


خلاصه هر دفعه رفتم بهانه آوردم، یه مدت هم که دکتر کلینیک عوض شد و تا بیاید پرونده‌ها را بخواند و متوجه شود زمان خورد، یازده ماه گذشت  تا دو هفته‌ی پیش که اعلام کردند هرکس جواب آزمایش را به کلینیک نبرده باشد نامه‌ی شربت به آن نمی‌دهند من که مجبور شدم رفتم و آزمایش دادم.


جواب را که گرفتم حیرت‌زده شدم مگر می‌شود تمام آنزیم های من نرمال باشد گفتم اشتباه می‌کنم به هم لژیونی هام نشان دادم آن‌ها هم گفتند ظاهراً که نرمال است تا اینکه پنجشنبه رفتم کلینیک هم دارو بگیرم و هم جواب را نشان بدهم.


دکتر کلینیک نگاه به جواب آزمایش کرد و گفت همه‌ی آنزیم های کبدت نرمال است, خیلی حس خوبی بود واقعاً چی باعث شده بود که من با اون وضعیت کبد و 4 سال تخریب بعد از آن الآن کبدم سالم است, اون موقع بود که ایمان پیدا کردم به حرف هم لژیونی هام که به من می‌گفتند: در طول سفر خیلی از بیماری هایی که ما داشتیم همه خوب شدند.


من پیش خودم می‌گفتنم که مگه میشه این‌ها همه تبلیغات است وگرنه اونهایی که تریاک می‌کشند نباید هیچ مریضی داشته باشند. در کتاب 60 درجه زیر صفر نوشته بود که تریاک اگر دست شیطان باشد به عنوان یک ماده مخدر و اگر دست پزشک باشد به عنوان دارو مصرف می‌شود. نمی‌خواهم بگویم فقط به خاطر شربت بوده چون من در طول سفر خوابم تنظیم شد، استخر می‌روم، پارک طالقانی، پارک لاله و...و همه‌ی این‌ها مکمل یکدیگرند به طور کلی عملکرد کنگره را باید معجزه انگیز دانست.


تازه متوجه شدم که یکی از دستور جلسه‌های کنگره شکر گذاری از OT است علتش چیست؟


من و امثال من چه طوری می‌توانیم از آقای مهندس دژاکام بابت این همه سختی و زحمتی که بابت شربت کشیده‌اند تشکر کنیم. حداقل کاری که می‌توانیم انجام بدهیم که رهجوی خوبی باشیم.


به نظر من اگر بخواهیم به تعادل و درمان کامل برسیم باید تمام کارهایی رو که در کنگره گفته‌شده را انجام دهیم استخر، پارک لاله، خدمت، مشارکت در جلسات، سر ساعت جیره خوردن و ... وگرنه به نظر من هر کدام را که انجام ندهیم سفر دوم یک جای کار به مشکل می‌خوریم چون ایمان دارم علم کنگره کامل است. البته نه از روز اول بلکه تدریجی انجام بدهیم.


الآن دیگه به ترسم غلبه کردم و می‌خواهم یه آزمایش کامل بدم.


در آخر می‌خواهم از آقای مهندس دژاکام و آقای امین دژاکام و هم لژیونی‌های گلم و راهنمای عزیزم آقای تفرشی که واقعاً به من کمک کردند تشکر کنم.


نویسنده: محمد زارع

لژیون: فرشید تفرشی