جلسه لژون امروز شنبه، مورخ 1392/11/07 با موضوع سی دی  وظایف رهجو (آقای مهندس دژاکام) با استادی آقای حسن بابائی برگزار شد که خلاصه ای از آن را تقدیمتان می نمایم.



کل اعضا: 20 نفر                سفر دوم: 6 نفر                سفر اول: 14 نفر


سخنان استاد:


جهت تیم فوتبال لژیون برای مسابقات در نظر گرفته شد که برای متحد بودن لباس اعضای لژیون برای همه بچه ها لباس با آرم و مشخصات لژیون و کنگره خریداری شود.


جایگاههای خدمتی لژیون:


*     آقای محسن صفدری: دبیر لژیون (برای هرگونه سوال درمورد سی دی های آموزشی و دعوت ها به شعب دیگر با ایشان هماهنگ شود)


*     آقای سجاد اسماعیلی: مسئول سایت و وبلاگ (برای هر گونه سوال درمورد وبلاگ لژیون و سایت کنگره با ایشان هماهنگ شود)


*     آقای علی خاتمی: مسئول پارک طالقانی (برای هرگونه سوال درمورد پارک طالقانی با ایشان هماهنگ شود)


سخنان استاد در مورد دستور جلسه لژیون:


باید بیاموزیم که کار گروهی انجام دهیم و در هر زمینه با مسئول خدمت آن موضوع هماهنگ باشیم.


نباید به هیچ عنوان در زمان امدن به کنگره به NGO های دیگر برویم، چون این اختلاف باورها در گروه های مختلف از ما انرژی می گیرد، چون نمیتوانیم تفاوت و خوب یا بد بودن هرکدام از موضوعات را تشخیص بدهیم و این از ما انرژی خیلی زیادی می گیرد، و اینکه بعضی وقت ها کمپ های اجباری و ... تجویز می شود به این دلیل است که اولا به بدن خود شُک وارد کنیم تا بتوانیم راحت تر در مسیر درمان قرار بگیریم و دوما قدر عافیت را بدانیم.


ضلع مقابل منیت، عدم آموزش و آگاهی است، اینکه خیلی ها منیت ندارند ولی بازهم فرمانبردار و ... نیستند بدلیل عدم آموزش و آگاهی است.


تفاوت مسافر و رهجو این است که مسافر به کسی گفته می شود که قصد سفر از ظلمت به سمت روشنایی را دارد که هم مسافران و هم همسفران کنگره 60 را شامل میشود ولی رهجو به کسی می گویند که به دنبال راهی است. اسم ما مسافر و صفت ما رهجو است.


ما باید بدانیم که در هر راهی باید از بلد آن راه کمک بگیریم، راهنما برای ما فقط یک انگشت اشاره است و راه را باید خودمان برویم و تابع قوانین کنگره باشیم، چون وقتی واژه مسافر به ما اطلاق می شود به این معنی است که وارد کنگره شده ایم و باید تابع قوانین باشیم. کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر مانند نقشه راه ماستف ولی هیج نقشه ای پستی و بلندی های راه را به ما نشان نمی دهد، بلکه باید توسط یک راه بلد در مسیر قرار بگیریم تا بتوانیم پستی و بلندی را پشت سر بگذاریم و از مسیر عبور کنیم.


انتخاب راهنما باید توسط حس خودمان باشد و با حس خودمان آنرا انتخاب کنیم و به هیچکس در انتخاب راهنما راهکار ندهیم چون با این کار فقط به ان شخص خیانت کرده ایم. راهنما مانند کسی است که از پشت بام به خیابان نگاه می کند و ما در آن خیابان قرار داریم و چون او قبلا همانجا بوده است و از بالا به ما نگاه می کند، خیلی بیشتر به احوال ما آگاه است و بهتر می تواند به ما راهکار دهد و به ما کمک کند.


همانطور که در یک مسافرت پنچر شدن ماشین، خراب شدن، تمام شدن بنزین و... وجود دارد که جهت حل آن به کاربلد آن کار مراجعه می کنیم و سپس ادامه مسیر می دهیم، باید بدانیم که در سفر ایکس هم مشکلاتی وجود دارد که باید با تفکر صحیح و مراجعه به راهنما و کاربلد آن موضوع  آنها را حل نمود و به درستی ادامه مسیر بدهیم. باید گوش به فرمان راهنما باشیم و اگر از او مشورت می گیریم حتی اگر 360 درجه با نظر ما مخالف باشد باید آنرا انجام دهیم و در مسیر کنگره قرار بگیریم و جاری باشیم زیرا طبق وادی هشتم:


" با حرکت راه نمایان می شود "