در هفته اهدای جوایز مسابقات تیر و کمان باشگاه‌های تهران با میزبانی کنگره 60 به خدمت آقای امین دژاکام سرپرست باشگاه تختی رسیده و گفتگویی با ایشان ترتیب دادم که توجه شما بزرگواران را به این گفتگو جلب می‌نمایم.



- آقای امین به عنوان اولین سؤال بفرمایید که چطور شد شما به عنوان سرپرست باشگاه تختی انتخاب شدید؟


باشگاه ما هم مانند باشگاه‌های دیگر در هیئت یک نماینده داشت. آقای اشکذری به عنوان نماینده باشگاه کنگره 60 بودند. چند باشگاه دیگر هم در استان تهران وجود داشت و چون تیراندازان ما به اندازه کافی بودند، تصمیم بر این شد تا دو تیم معرفی کنیم. چون در باشگاه تختی بودیم، طبیعتاً تیم تختی را راه‌اندازی کردیم و بنده به عنوان مسئول باشگاه تختی معرفی شدم. در واقع؛ تختی و کنگره 60 دو باشگاه مجزا از هم شده و هر کدام یک نماینده در هیئت تهران داشتند.


زمان رأی‌گیری هم به دلیل اینکه دو تیم بودیم، توانستیم روی رأی‌ها تأثیر خوبی بگذاریم و این باعث شد بتوانیم زمان مسابقات و مکان آن را خودمان تعیین کنیم. البته این یک تقسیم‌بندی مسابقه‌ای بود و ما در تمام کارها به یکدیگر کمک می‌کردیم و بسیار برای ما آموزنده بود. سرپرست آقای اشکذری بودند و تصمیم گیرنده ایشان بودند اما با بنده هم مشورت می‌کردند و همچنین خانم آنی و الهام و آقای حکیمی و همگی باهم برای آماده سازی تیم تصمیم گیری می‌کردیم  ازجمله؛ برگزاری تمرینات بدنسازی و تشکیل لژیون و انجام دیگر امور و اینطور نبود که یک نفر تصمیم گرفته و کار را انجام بدهد.


ما وقتی به یک مسئله می‌رسیدیم، به صورت مشورتی کار را انجام می‌دادیم و نتیجه آن هم بسیار خوب بود.


- از چه زمانی با این ورزش آشنا شدید؟


من از سال 85 با ورزش تیروکمان آشنا شدم و دو سه دوره مسابقات لیگ تهران برگزار شد که البته به صورت پراکنده برگزار می‌شد و اولین بار در ورزشگاه طالقانی متمرکز بود. یکی دو سال بعد به صورت نیمه متمرکز بود و بین دو یا سه باشگاه مختلف می‌چرخید اما امسال متمرکز بود در باشگاه ما برگزار شد.


- کیفیت مسابقات چطور بود؟


کیفیت مسابقات در این دوره از هر جهت از تمام سال‌ها بهتر بود. هم از نظر تعداد شرکت کنندگان، نحوه برگزاری که آقای جهانگیر طالبی مسئول برگزاری خیلی با ما همکاری کردند و دلسوزی کردند، آقای بختیاری همینطور. از نظر ساعت برگزاری مسابقات هم عالی بود چون دقیق بود و همه از قواعد پیروی می‌کردند. تیم داوری نسبت به سالهای گذشته خیلی کامل تر بود. مسابقات مانند سالهای قبل کشدار نمی‌شد و هرچه گذشت سریع‌تر پیش رفت. طوری بود که بعد از پذیرائی و صرف صبحانه مسابقات آغاز می‌شد و برای ناهار شرکت کنندگان در منزل خود بودند باوجودی سالهای گذشته شاید از صبح تا غروب طول می‌کشید.


کیفیت از هر نظری بهتر بود و این تنها نظر ما نیست و نظر تمام باشگاه‌ها همین است.


- تجربه میزبانی چگونه بود؟


میزبانی تجربه فوق العاده ای بود. از نظر اینکه باعث شد تا به یکدیگر نزدیک تر شده و روابط و محبت بین ما بیشتر شود و همچنین باعث شد از توانائی های یکدیگر بیشتر آگاهی پیدا کنیم و پتانسیل‌های همدیگر را کشف کنیم. البته سختی خود را داشت از جمله برنامه ریزی و خوابی و مطلب دیگری که بود اینکه؛ بچه هائی اصلاً تیراندازی نمی‌آمدند و آشنائی با این ورزش، نداشتند اما عضو کنگره بودند، به کمک ما آمدند و این باعث شد در واقع؛ اتصال باشگاه تیروکمان کنگره با خود کنگره و بدنه کنگره تنگاتنگ و بیشتر شده و از حمایت‌های لژیون‌های کنگره برخوردار شویم.


وقتی مسابقات به صورت حذفی برگزار می‌شد، لژیون‌ها برای تشویق می‌آمدند و این امر خیلی حائز اهمیت بود.


- آقای امین در یک جلسه چهارشنبه راجع به حس برتر بودن صحبت کردید. آیا آن حس اکنون وجود دارد و اکنون دید شما چگونه است؟


تیراندازی من در این دوسال زیاد خوب نبوده و یکی از دلایلش این است که تمرین مرتبی ندارم اما شاید تیراندازی برای خود من زمانی که تیر می‌زدم بیشتر به صورت یک درمان است. من به تیراندازی به صورت درمان نگاه می‌کنم و برای اینکه حس و حالم خوب شود، تیر می‌زنم و یک چیزهائی را هم فهمیدم.


یک زمانی شما یکسری کارها را انجام می‌دهید که در آن زمان نباید انجام بدهید. من هم مدتی بود که تیر می‌زدم که شاید اگر در کنار آن کار دیگری انجام می‌دادم، مفیدتر بودم و زمانی که مسئولیت باشگاه تختی را به من دادند، گفتند که شما نمی‌توانی در تیم تیر بزنی چون مسئولین نمی‌توانند تیر بزنند. در آنجا من احساس کردم من در کار جانبی یا مدیریتی می‌توانم مفیدتر باشم تا اینکه بخواهم به عنوان تیرانداز تیر بزنم و شاید آن حس دیگر نباشد اما قطعاً تغییر کرده است چراکه دیگر زور نمی‌زنم.


من در خیلی از کارها واقعاً اول نیستم و یکسری کاراها را در زندگی خوب انجام نمی‌دهم. بالاخره شما ممکن است در کاری تبحّر پیدا کنید و دیگران ممکن است این تصور را داشته باشند که برفرض اگر شما خوب آواز می‌خوانید، باید بتوانید دستگاه را هم خوب تعمیر کنید اما اینگونه نیست.


- پس اصولاً فتح قله مهم نیست، مهم آن احساس خوب است که به فرد دست می‌دهد؟


بله من فکر اگر حس انجام کاری را نداشته باشم، آن کار را انجام نمی‌دهم. من کار را انجام می‌دهم تا بتوانم آن حس خوب را بوجود بیاورم.


- چطور می‌شود به این مسئله رسید؟ آیا همان جهان بینی ورزشی باعث آن می‌شود؟


درک این مسئله که همه نمی‌توانند قهرمان شوند مهم است و باید باور کنیم که در هر زمینه ای که فعالیت می‌کنیم، قرار نیست نفر اول باشیم. ممکن است در یکسری چیزها این اتفاق بیفتد اما اینکه چگونه می‌شود به این قضیه رسید، شاید هرکسی به سهم خود یک مقداری درد و رنج را تجربه کند چون شما وقتی نسبت به یک مسئله به یک باور برسید، برای آن تلاش می‌کنید و زور می‌زنید و شاید تقلّا هم بکنید و زمانی به فکر می‌افتید که به کار خود نگاه کنید؟ زمانی که کارتان خوب پیش نمی‌رود. وقتی کارتان خوب پیش نرود، شکّ می‌کنید که کجای کار اشکال دارد و شروع به فکر کردن می‌کنید اما وقتی کار خوب پیش می‌رود، دیگر شکّی نمی‌کنید و جلو می‌روید.


همه انسان‌ها همینگونه هستند. در مسائل زندگی  وقتی به مشکل برمی خوریم و نتیجه نمی‌گیریم، سعی می‌کنیم سری بعد به نتیجه برسیم و وقتی باز هم این اتفاق نمی‌افتد، دچار ناامیدی و خستگی می‌شوید. سپس به کار خود رجوع می‌کنید تا ایراد کار را پیدا کنید. این نقطه ای است که باید برای انسان بوجود بیاید تا آن اتفاقی که می‌خواهید بیفتد یعنی؛ دیگر فتح قله برایش مهم نباشد.


یک زمانی هست که فرد در زندگی زور می‌زند تا به اهدافش برسد اما در واقع؛ زندگی او تلف می‌شود. زمانی به خود می‌آید و می‌بیند زندگی و عمر آنقدر نیست که بخواهد این کارها را انجام دهد. پس خود این زندگی کردن و اینکه احساس خوبی داشته باشید، خیلی مهم تر است اما این اتفاق برای کسی می‌افتد که تلاش کند تا به راههائی که در زندگی به جواب نمی‌رسند، برسد. وقتی شخص در زندگی به راههائی که به جواب نمی‌رسند رسید و درد کشید و دچار مشکل شد، شروع می‌کند به فکر کردن و در آن زمان آن تفکر می‌تواند این قضیه را اصلاح کند.


- صحبت خاصی برای ورزشکاران کنگره 60 ندارید؟


امیدوارم خداوند کمک کند تا نه تنها در تیراندازی بلکه در تمام رشته‌های ورزشی کنگره این اتفاق بیفتد و ما ظرفیت آن را داشته باشیم که رشد کنیم نه اینکه احساس کنیم به قله‌های رفیع رسیدیم و این احساس وجود نداشته باشد. خوشحال بشویم اما این نگاه را داشته باشیم که همیشه نیازمند هستیم و به همدیگر اطمینان کنیم و یاد بگیریم و پیشرفت کنیم.


چیزی که مهم است این است که؛ هرکجا ما داریم کار می‌کنیم، نسبت به کسانی که با آن‌ها کار می‌کنیم، چه حسی داشته باشیم و با چه احساسی به آن‌ها نگاه می‌کنیم. اگر بتوانیم همدیگر را بپذیریم و احترام بگذاریم و همدیگر را قبول داشته باشیم، آن نگاه شرایطی را بوجود می‌آورد که خیروبرکت را به همراه خواهد داشت و تمام نیروها به ما کمک خواهند کرد.



- گمان می‌کردید روزی ورزش در کنگره به این جایگاه برسد؟


من از همان ابتدا نسبت به کنگره خوش بین بودم اما این خوش بینی یک چیز است و اینکه انسان با چشم خودش ببیند که چه اتفاقی می‌افتد، چیز دیگر. شاید به این شکل نه ولی بالاتر از چیزی بود که تصور می‌کردم و این یک پیام را می‌رساند و دقیقاً همان مسئله فتح قله است که اهمیت ندارد مهم آن نشانی است که انسان از خود بجا می‌گذارد. این نتیجه گرفتن و طلا گرفتن خوب است اما اینکه این پیام را می‌دهد که این تغییرات اتفاق می‌افتد، خیلی مهم است.


- به نظر شما علت اصلی این پیشرفت‌ها چه بوده است؟


چند عامل در این مسئله دخیل بودند: یکی معماری دقیق کنگره توسط آقای مهندس بود که چیدمان فوق العاده ای بود و این امر به واسطه دانش دقیق ایشان بود و بعد؛ روش دقیق درمان که یک شخص مصرف کننده را از یک جسم خراب به یک جسم درست نزدیک می‌کند چراکه اگر شما خمار باشید، چیزی شبیه روزه‌های ماه رمضان است که شما چیزی نمی‌خورید. فردی که خمار است، نمی‌تواند درست تیر بزند چون حواسش جمع نمی‌شود و باید جسم او خوب شده باشد پس متد DST خیلی تأثیرگزار بود و همچنین معماری کنگره که هر شخصی را در جایگاه خودش قرار می‌دهد و مسئله دیگر دانشی هست که در کنگره وجود دارد و همه این مباحث مربوط به خودشناسی است. وقتی خود را بهتر بشناسیم، قطعاً دنیا را بهتر خواهیم شناخت و دانش و  زایشی که در این زمینه وجود دارد در کنار یکدیگر باعث شده که دل‌های ما به یکدیگر نزدیک تر شود و همچنین حس‌های مشترک که باعث شده این اتفاق بیفتد.


- سفر اولی‌ها هم می‌توانند در این رشته فعالیت داشته باشند؟


بله ما در باشگاه ورودیهائی داریم که از همان سفر اول وارد این رشته می‌شوند و به اعتقاد من؛ این رشته ورزشی خیلی هماهنگی با سفر آن‌ها دارد فقط به شرطی که چند ماه بگذرد و به یک تعادل نسبی رسیده باشند و با هماهنگی راهنما هیچ مشکلی ندارد.


مسئله دیگر اینکه؛ آقایان و خانم‌ها در هر سنّی می‌توانند این ورزش را انجام دهند و اینکه یک باوری بوجود آمده که شاید تیراندازی هزینه زیادی داشته باشد. ممکن است کمی هزینه داشته باشد اما این باور اشتباه است. شما زمانی که می‌خواهید به شکار بروید، ممکن است با یک اسلحه صد هزار تومانی بروید یا با یک اسلحه صد میلیون تومانی. اگر فکر کنید که همیشه باید با یک اسلحه صد میلیون تومانی به شکار بروید، ممکن است هیچ وقت این کار را انجام ندهید.


تیراندازی هم همینطور است. شما می‌توانید وارد این رشته بشوید و به تدریج پس انداز کنید و ظرف یکسال تا یکسال و نیم صاحب کمان شوید و اصلاً فشار وارد نمی‌شود. اصلاً لازم نیست از همان ابتدای کار، یک کمان حرفه ای تهیه کنید چون باشگاه تیروکمان کنگره عملاً هزینه ای از شما دریافت نمی‌کند و تنها با مبلغ سه هزار تومان در روز می‌توانید از این ورزش استفاده کنید درصورتیکه؛ در باشگاه‌های دیگر باید چندین برابر این مبلغ را هزینه بپردازید.


- سخن پایانی شما را می‌شنویم:


مرسی از شما  که وقت می‌گذارید. از شما تشکر می‌کنم و انشاءالله که همیشه توان این را داشته باشید به خاطر کاری که انجام می‌دهید.


از آقای امین بی نهایت سپاسگزارم که وقت خود را در اختیار بنده قرار دادند و با آرزوی موفقیت‌های روزافزون برای ایشان و تمام ورزشکاران کنگره 60.


منبع: وبلاگ نمایندگی قزوین