عقل و احساس . . .
قدرت مطلق الله، جهان را به گونهای خلق کرد که موجودی به نام انسان در مسیر زندگی آمده و ترددهای بیشماری را تجربه نماید تا به تکامل دست یابد. خداوند یا نیروی برتر این جهان را مانند یک بازی آفرید که قوانین خاص خودش را دارد. برای مثال بازی شطرنج یکسری قوانینی دارد، اعم از اینکه مهرهها چگونه حرکت میکنند و یا حالت کیش شدن چگونه حالتی است و ... و اگر شخصی بخواهد بدون اینکه این قوانین را بداند، شطرنج بازی کند، نه تنها نخواهد توانست یک حرکت صحیح انجام دهد، بلکه بازی هم برایش بسیار کسلکننده و طاقتفرسا خواهد بود؛ ولی در مقابل اگر بر اصول و قوانین این بازی مسلط شود، میتواند از این بازی لذت بسیاری ببرد.
حالا بازی خلقت هم این گونه است. قوانینی دارد که بر تمام موجودات اعم از ما انسانها مترتب است و عدول از این قوانین سبب ایجاد گرفتاری و تخریب؛ و در مقابل همسو شدن با آنها سبب کامروایی و حال خوش خواهد شد. قوانین خلقت مثل قانون جاذبه است، هیچ موجود و یا انسانی نمیتواند از این قانون بگریزد؛ هر چیزی که روی زمین قرار دارد و یک جرم مشخص دارد، به دلیل وجود جاذبه، صاحب یک وزن مشخص هم میباشد.
آخر این بازی با قوانین خاص خودش، رسیدن به فرمان عقل میباشد. اساساً هستی با تمام موجودات درونش خلق شد برای اینکه شرایطی فراهم شود، برای ظهور موجودی به نام انسان که توانایی و قوهی فهم و درک از موجودیت خود و محیط پیرامونش را داشته و بتواند در جسمیت یعنی در بستر اضداد، به تکامل یا همان فرمان عقل برسد.
چرا بدون انسان خلقت بیمعنی است؟ زیرا انسان تنها موجودیتی است که به واسطهی دمیده شدن روح، حیطهی عقل و دانایی در او بیحد و مرز شد (روح تنها ویژگی است که تنها به انسان تفویض شده است). چرا که تمام موجودات دیگر اعم از جمادات و نباتات و حیوانات و دیگر پدیدگان، همه و همه صاحب نفس، خواست، عقل، حس و ... هستند و تنها به دلیل دمیده شدن روح است که انسان میتواند تا یک قدمی خود خداوند، دانایی کسب کند و حیطهی عقل خود را گسترش دهد.
به عنوان مثال: اینگونه فرض کنید که بهترین زمینهای فوتبال را با بهترین کیفیت چمن در اختیار داشته باشیم و همین طور بهترین نورپردازی و دوربینها برای فیلمبرداری از بازی فوتبال هم باشد، اما هیچ تیمی وجود نداشته باشد که در این زمین مجهز و پیشرفته فوتبال بازی کند؛ خیلی بیمعنی و مسخره به نظر خواهد آمد؛ داستان خلقت بدون وجود انسان هم دقیقاً همین گونه خواهد بود.
چگونه موجودات دیگر صاحب قوهی فهم و درک از ماهیت خود و محیط پیرامونشان نیستند؟ باید بگوییم فرض کنید موجودیتی به نام گندم که هم صاحب نفس، عقل؛ حس و... است، آیا میداند که جایگاهش در سبد غذایی انسانها کجاست؟ و درک خواهد کرد که اگر وجود نداشته باشد، چه مشکلاتی پیش خواهد آمد؟ پس در مییابیم که گندم صاحب توانایی فهم و درک از خود و محیط پیرامونش نیست؛ و برای سایر موجودات دیگر هم اینگونه خواهد بود.
پس آدمی با این ویژگی خاص خودش یعنی همان نامتناهی بودن حیطهی داناییاش، باید در بستر تکامل و در این شرایط، به فرمان عقل نزدیک و نزدیکتر شود. ما نمیدانیم که عقل از چه چیزی ساختهشده و مواد تشکیلدهندهی آن برای ما مشخص نیست، اما دانش کنگره 60 به ما آموخت که حائز اهمیتترین چیز در خلقت همین عقل میباشد. چرا که اگر بخواهیم جهانی را بدون ماهیت عقل تصور کنیم، نخواهیم توانست؛ چون خلاف قوانین هستی است و اگر موجودیت انسان صاحب عقل نبود؛ طبیعتاً اختیار و قدرت انتخابی هم وجود نداشت، پس به نظر بنده ساختار خلقت اصلاً اینگونه نبود و به طور کلی تغییر میکرد.
اگر چه نمیدانیم که عقل از چه چیزی ساختهشده، اما در کنگره 60 تعریف هایی از آن داریم که کمک میکند قدری بتوانیم مکانیزم و عملکرد آن را بیشتر درک کنیم. در مکتوبات کنگره شنیدهایم که عقل سنگ سنجش است و فر ایزدی دارد و یا حس اولین قوهی بهکارگیری عقل است و یا عقل در تکامل مانند ماشین تابع خودش میباشد.
عقل مانند پیامبر و یا راهنمای درون انسان است که مانند سنگ سنجش عمل میکند، ما هیچ زمان نمیتوانیم یک طلای چهارده عیار را به عنوان هجده عیار به سنگ محک طلافروشی غالب کنیم، چون سنگ محک هرگز خطا نمیکند. عقل آدمی هم خطا نخواهد کرد، مگر اینکه:
اول؛ حس آلوده باشد؛ از آنجایی که حس اولین قوهی بهکارگیری نیروی عقل است، اگر آلوده باشد، پیام و سیگنال های اشتباه را به عقل خواهد رساند و عقل بر مبنای آن دادهها فرمان را صادر خواهد کرد که نتیجه برای ما مطلوب نخواهد بود؛ اما عقل کار خود را به درستی انجام داده است؛ برای مثال: هیچچیز مانند مواد مخدر پوشش و حجاب روی حسهای انسان نمیکشد، شخصی که مادهی مخدر را مصرف کرده و در حال رانندگی است، اگر بر سر یک تقاطع مجبور به گرفتن ترمز شود، پیام برای ترمز گرفتن به دلیل همین آلودگی حسها، دیرتر صادر خواهد شد که نتیجهاش میتواند فاجعهبار باشد.
دوم؛ ما درگیر خواستههای نامعقول خویش باشیم؛ در این مورد هم عقل خطایی نمیکند بلکه این ما هستیم که دو دستی فرماندهی را به نفس امر کننده تقدیم کردهایم و دیگر صدایی از عقل خود نمیشنویم. مثل اینکه در بازار مس گرها بخواهیم به یک موسیقی آرام و لایت گوش بدهیم که ممکن نخواهد بود.
سوم؛ اینکه اطلاعات غلط یا وارونه و یا ناکافی به عقل برسد؛ در این مورد هم عقل بر اساس دادههای موجود در اختیارش، تصمیم درست را اتخاذ میکند، اما نتیجه تصمیم به دلیل دادههای ناقص، نامطلوب است. برای مثال: شما میخواهید از یک درب شیشهای عبور کنید و به این دلیل که حس بینایی، شیشه را نمیبیند و به عقل منتقل نمیکند، فرمان عقل عبور از آن در خواهد بود و در ادامه سر مبارک با شیشه برخورد خواهد کرد که دفعهی بعد چشمانمان را همگی باهم، خوب باز کنیم.
نکته بعدی و آخر اینکه، رسیدن به فرمان عقل یا «کن فیکون» را نباید برخوردمان یک کار بسیار پیچیده و عجیب و غریب و بزرگ جلوه دهیم. طی نمودن این مسیر و رسیدن به فرمان عقل ریزریز و آهسته اتفاق خواهد افتاد . برای مثال: رهجویی که مسافر سفر اول است، از همان ابتدا در مسیر درمان و رسیدن به فرمان عقل قرار میگیرد؛ چگونه؟! اینگونه که از همان ابتدا از مسیر ضد ارزشها روی برگردانده و در مسیر ارزشها قرار میگیرد که مهمترین مسئله برای رسیدن به فرمان عقل است و بعد هم با جاری کردن فرمان نظم در وجود و زندگی خود مثل ساعت خواب، بیدار شدن، مقدار داروی مصرف، زمان مصرف دارو، حفظ حریم خود و همین طور حرمتهای کنگره 60 و ... به نحو احسن در مسیر رسیدن به فرمان عقل و یا شو شود، میباشد.
و انسان بایستی برای بودن در این مسیر، یا فرمان ندهد و یا اگر فرمانی را صادر میکند حتماً به مرحلهی اجرا برساند ؛ مثلاً: اگر فرمان میدهد که من ساعت شش صبح از خواب بیدار خواهم شد، حتماً باید در همان ساعت بیدار شود و اگر این ساعت شش بشود شش و سی دقیقه به همان نسبت از رسیدن به فرمان عقل دور خواهد شد. باید ریزریز به مراحل بالاتر دست پیدا کرد، چرا که اگر درب اول باز شود، یقیناً در ادامه درب دوم هم گشوده خواهد شد. چرا؟! چون عقل در تکامل مانند ماشین تابع خود عمل میکند.
والسلام
با احترام: مسافر محمد اعتمادی
لژیون استاد محسن زهرایی
نمایندگی اقدسیه
مورخ: 1392/10/29

این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .