خداوند به جهت تکامل انسان جهانی‌ را به صورت هدفمند و هوشمند، با قوانینی مشخص و ثابت اما جاری خلق کرد، که انسان در آن چه راه خیر و چه راه شرّ را پیش بگیرد، در هر دو صورت به وی کمک خواهد شد. یافتن و آگاهی‌ از این قوانین و نحوه عملکردشان و نیز فهم و درک صحیح و نوع نگرش انسان به آن‌ قوانین و نحوه عملکرد خودش، در ادامه رستگاری و حال خوش و یا نابودی و بهم ریختگی‌اش را به دنبال خواهد داشت.



حال انسان از این قوانین چه آگاه باشد، چه نباشد، چه بفهمد، چه نفهمد، چه بخواهد بداند و چه نخواهد که بداند، این قوانین تأثیر خود را هم بر انسان و هم بر جهان هستی‌ خواهد گذاشت.


برخی‌ از این قوانین عبارتند از:


عدالت، تعادل، اضداد، زمان و ...


غیر از آگاهی‌ از قوانین جاری بر هستی‌، انسان باید شناخت و درک و فهم صحیحی نیز از خود داشته باشد، شناخت انسان از خود که شامل دو بخش جسم و نفس، و نحوه عملکرد آنها و تطبیق آنها با هستی‌ و قوانین آن‌ راه نجات انسان است. جسم و نفس در واقع دو بال انسان می باشند به جهت هدایت کردن انسان به سمت تکامل.


و هم جسم و هم نفس از یکدیگر تأثیر پذیرند. اما عمدهٔ مسائل و مشکلات انسان به بخش نفس به جهت پنهان بودن آن‌ بر می گردد. تعریفی‌ که کنگره از نفس ارائه داده است این است: نفس تشکیل شده از خواسته‌های معقول و غیر معقول انسان که تعیین موجودیت می‌کند. امیال و خواسته‌های انسان چه معقول و چه نه معقول مترصد زمان و بستر مناسبند تا به خواسته خود جامع‌ عمل بپوشانند. و در واقع جنگی عظیم در درون انسان میان خیر و شرّ شکل گرفته است.


حضرت مولانا به زیبایی‌ این موضوع را بین می‌کند:


میلها هم چون سگان خفته‌اند                        اندر ایشان خیر و شرّ بنهفته‌اند

چونک قدرت نیست خفته اند این رده                    هم چو هیزم پارها و تن‌ زده

تا که مرداری درآید در میان                                نفخ صور حرص کوبد بر سکن

چون در آن‌ کوچه خری مردار شد                       صد سگ خفته بدان بیدار شد

صد چنین سگ اندرین خفته اند                   چون شکاری نیستشان بنهفته‌اند

یا چو بازنند و دیده دوخته                           در حجاب از عشق صیدی سوخته


حال انسان هر عملی‌ را که انجام دهد، پیامد و نتیجه‌ای را به دنبال خواهد داشت. با توجه به اینکه جهان و جهانیان به ظاهر جدا و منفک، ولی‌ در اصل به هم پیوسته و تأثیر پذیر از هم هستند؛ نتیجهٔ هر عملی‌ که انجام دهیم، هم به تقدیر خود و هم به تقدیر جهان و جهانیان اثر‌گذار خواهد بود.


صائب تبریزی به زیبایی‌ این موضوع را بیان می‌کند:


تار و پود عالم امکان به هم پیوسته است          عالمی را شاد کرد هر آنکس یک دل‌ شاد کرد


و یا بالعکس:


پیوسته است سلسله موج‌ها به هم      خود را شکسته هر آنکه دل‌ ما شکسته است


از این رو شناخت عمل سالم و تمیز دادن آن‌ از عمل نا سالم اهمیت پیدا می‌کند.


مثال: مسئله بیماری اعتیاد، زمانی‌ که شخصی‌ در خانواده گرفتار این مشکل و بیماری می شود، هم خود و هم خانواده خود و هم جامعه را دچار مشکلات بسیاری می‌کند. و یا پدیدهٔ گازهای گلخانه‌ای که توسط کشورهای صنعتی و رو به صنعتی شدن تولید شده و باعث آسیب به لایه ازن و گرم شدن کرهٔ زمین شده‌اند که اثرات مخرب آن‌ در سرتاسر کرهٔ خاکی برای تمام جهان و جهانیان ملموس است.


اما عمل سالم چیست؟ به نظر من، عمل سالم عملی‌ است که نتیجهٔ آن‌ هم به نفع خود و هم دیگران باشد. اما گاهی شاید این‌گونه نباشد. یعنی‌ نتیجهٔ عملی‌ که انجام می دهیم به ظاهر به ضرر خود و یا دیگران باشد، اما در باطن به نفعمان باشد و یا بالعکس.


عمل سالم یک مفهوم کلی‌ است که در شرایط گوناگون و زمانها و مکان‌های مختلف شکل‌های متفاوت به خود می‌گیرد. زیرا دارای یک بعد نیست که به صورت یکنواخت و تکراری انجام گیرد، بلکه دارای ابعاد گوناگون است که در برابر پدیده‌های مختلف، چهره‌های گوناگون دارد. زیرا، خیال و خواستهٔ ما همیشه آن‌ چیزی نیست که میبینیم و می‌خواهیم، بلکه دقیقا آن‌ چیزی است که نمی‌بینیم و نمی‌خواهیم. زیرا حال برای ما واقعیست، اما حقیقت در جای دیگری است.


حضرت مولانا می‌فرماید:


بس دعاها کان زیان است و هلاک          از کرم می‌‌نشنود یزدان پاک

شکر حق را کان دعا سر دود شد          من زیان پنداشتم آن‌ سود شد


مثال: هنگامی که کودکی بیمار میشود و والدین کودک او را نزد پزشک برده و پزشک به طور مثال به جهت بهبودش تزریق دارو تجویز کند، کودک به جهت نادانی ممکن است گریه و زاری کرده و از تزریق امتناع کند، اما والدین به جهت تشخیص عمل سالم، اقدام به تزریق دارو کرده و این عمل در ادامه بهبودی کودک را به دنبال خواهد داشت.


و یا فرد گرفتار بیماری اعتیاد که خود و خانواده‌اش به جهت بهبودی و درمان، روشهای مختلفی‌ را در پیش بگیرند اما به جهت نادانی‌ و آدم تشخیص عمل سالم ممکن است آسیب‌های جدی هم به خود هم به دیگران وارد سازند. همانند روشهای غیر اصولی و ناکارآمد ترک اعتیاد که در کنگره از آن‌ آگاهیم.


اما چیزی که باعث تشخیص عمل سالم از نا‌سالم و به ظاهر نیک‌ می شود، دانایی، میزان دانایی و نحوه استفاده از آن‌ در برخورد با مسائل مختلف می‌باشد و بالعکس جهل و نادانی‌ مانع تشخیص آن‌ خواهد بود.


در کنگره آموختیم که دانایی‌ تشکیل شده از مثلث تفکر، تجربه و آموزش.


که در مورد تشخیص عمل سالم از نا‌سالم و به ظاهر نیک‌ ضلع آموزش نقش اصلی‌ و بیشتری را دارا است. زیرا عقل انسان یک داده‌پرداز است و برای تشخیص نیاز به اطلاعات دارد. بیشتر این اطلاعات باید از طریقه آموزش صحیح به انسان داده شود. ابزار دریافت این اطلاعات حس می‌باشد. زمانی‌ که به واسطه اعتیاد، حس‌ها آلوده شود، اطلاعات یا دریافت نمی‌شود و یا به درستی‌ دریافت نمی‌شود، که این موضوع منجر به تشخیص نادرست عقل شده و بالطبع عملی‌ هم که انجام خواهیم داد عمل ناسالم خواهد بود. و همنطوری که گفت شد نتیجهٔ عملی‌ که انجام میدهیم چه درست و چه نادرست، هم در خود و هم هستی‌ تأثیرگذار خواهد بود.


اگر دیدگاهمان این باشد که نتیجهٔ هر عملی‌ چه خیر و چه شرّ، چه سالم و چه ناسالم بر خود و همینطور با دیگران و هستی‌ تاثیرگذار است،قطعا نسبت به مسائل و اتفاقات پیرامون بی‌ تفاوت نخواهیم بود و در تشخیص عمل سالم از ناسالم دقت بیشتری خواهیم کرد.


با تقدیم احترام

همسفر فیروز

نمایندگی: اقدسیه

تاریخ: 92/10/25