مصاحبه با آقای یوسف خان محمدی مرزبان و کمک راهنمای نمایندگی استادمعین . . .
اول با قرص شروع شد، مشکل اعصاب داشتم و دکتر برایم دارو تجویز کرده بود، داروها را می خوردم اما جواب نمی داد و مصرفم هر روز بیشتر می شد، این روند تا جایی ادامه پیدا کرد که هر روز 180 تا 200 قرص می خوردم؛ کم کم دچار توهم و فراموشی شدم. با وخامت اوضاع به من پیشنهاد شد که بجای مصرف قرص؛ تریاک مصرف کنم. مصرف تریاک را شروع کردم به امید اینکه دیگر قرص مصرف نکنم و از آن حال بدی که داشتم خلاص بشوم اما مصرف تریاکم هم روز به روز بالاتر رفت و علی رغم خواسته ام، نتوانستم قرص هایم را کنار بگذارم. قوز بالای قوز شد، به مرور وضعیتم وخیم تر شد استرس و اضطراب شدید و تپش قلب داشتم حالم به حدی بد شده بود که در هفته چهار روز زیر سرم بودم، سرنگهای آرامبخش؛ قرصها و ... هیچ اثری نمی کرد، ده ها دکتر و صدها نسخه را امتحان کردم؛ اما همه بی نتیجه بود و در نهایت ناامید، و از همه جا رانده و مانده شده بودم.
- قطع ناگهانی مصرف (ترک) هم داشتید؟
بیشتر از بیست بار قطع مصرف کرده بودم، چند بارترک یابویی، بهزیستی رفتم و با داروهای بهزیستی، با کپسولهای گیاهی، متادون، و غیره، همه جوره امتحان کردم وای نتوانستم. هر دفعه با بدترین وضعیت ترک می کردم اما بعد از چند روز دوباره شروع به مصرف می کردم، تا اینکه با کنگره آشنا شدم.
- این آشنایی به چه صورتی شکل گرفت؟
یکی از دوستان قدیمی من که پسرش به گنگره می رفت؛ به من گفت یه جایی هست که جواب میده؛ برو اونجا نجات پیدا می کنی. گفتم من از کمپ متنفرم؛ گفت اینجایی که می گم فرق می کنه برو ببین چجوریه اگه خوب نبود نرو. و من با ناامیدی و از روی کنجکاوی به کنگره آمدم.
- روز اول که به عنوان تازه وارد در این محیط قرار گرفتید چه حسی داشتید و چه چیزی دیدید؟
وقتی اومدم کنگره مشاوره که شدم به من گفتند که باید مصرف کنی؛ من هم که منتظر بودم برای رفتن یه ایرادی پیدا کنم سریع گفتم آقا من رو مسخره کردید؟ من مصرف کننده ام و برای ترک اومدم حالا شما به من می گید برو مصرف کن؟ گفت نه! چیزی رو که ما می گیم به اندازه و روش خاص رو باید مصرف کنی نه اونطوری که خودت مصرف می کنی!
دیدم همه نشئه اند همه حالشون خوبه؛ پیش خودم گفتم اینها همگی مصرف کننده اند من چجوری می تونم اینجا بزارم کنار. نمی دونستم چیکار باید بکنم، که یکی از بچه ها به من گفت یه چند ساعتی بمون. من هم چون واقعا" راه به جایی نداشتم؛ گفتم می مونم و موندم؛ یه خورده که جلو رفتم؛ دیدم نه مثل اینکه فرق می کنه؛ حالم داشت بهتر می شه؛ امیدوار شده بودم و تفاوت رو احساس می کردم؛ با حرکت بیشتر و گرفتن پله های جدید هر روز حال بهتری نسبت به روز قبل رو تجربه می کردم؛ تا روزی که قطع مواد شدم.
- مدت درمان شما چه قدر طول کشید؟
حدود چهارده ماه
- شما چند سال است که به درمان قطعی اعتیاد رسیده اید؛ در این چند سال چیزی به عنوان وسوسه و یا نیاز احساس کرده اید؟ آیا در مکانی قرار گرفته اید که چندین نفر در حال مصرف مواد باشند؟ اگر مجبورباشید 48 ساعت در چنین مکانی قرار بگیرید؛ چه واکنشی خواهید داشت؟
من چندین بار در چنین مکان هایی قرار گرفته ام و هیچ گاه هیچ نیازی به مواد مخدر احساس نکرده ام. دوست نداشتید یه چند تا دود بگیرید؟ نه احساس می کردم حال من از آنها بهتر است؛ آنها بعد از مصرف حال خرابی و خماری پس می دادند ؛ اما من به خودی خود حالم خوب بود؛ گاهی اوقات که در میهمانی ها به افراد مصرف کننده برخورد می کردم؛ به قدری پر انرژی بودم که فکر می کردند چیزی مصرف کرده ام؛ سئوال می کردند و من هم می گفتم آره آقا من زدم و خیلی توپ و نشئه هستم؛ چون اگر می گفتم نزدم اصرار آنها برای مصرف بیشتر می شد؛ آنها وقتی می فهمیدند که من مدتهاست که مصرف مواد را قطع کرده ام؛ تعجب می کردند و می گفتند چگونه بدون نشئه گی زندگی می کنی و من می گفتم نمی دانم یک نیروی بهتر و یک نشئه گی بالاتر به من داده شده که در حال لذت بردن از آن هستم.
- شما چهارده ماه سفر کردید و درمان شدید و اکنون سه سال از قطع مصرف شما می گذرد. با این اوصاف آیا می توانم سئوال کنم برای چه در کنگره هستید؛ برای چه ماندید و به دنبال چه هستید؟
ماندن من در کنگره دلایل زیادی دارد؛ اول اینکه پیمودن دو سفر برای ما الزامی است؛ یک سفر از مصرف مواد است تا قطع آن و سفر دوم از قطع مواد آغاز می شود و تا رسیدن به خود ادامه پیدا می کند؛ در نتیجه من هنوز به خودم نرسیده ام و در راه هستم؛ می خواهم به آن نقطه برسم؛ به حال خوب. آموزشها را در سفر دوم بهتر درک می کنم؛ حسهایم باز شده؛ مسائل را مانند گذشته نمی بینم؛ آموزشها در سفر اول برایم دیکته ای بود و درک کاملی از آنها نداشتم اما در سفر دوم واقعا" مسائل برایم باز شده است. آقای مهندس دژاکام بدرستی اشاره به ساختن قالبی از فولاد می کنند؛ اینجاست و یا در سفر دوم است که این قالب ساخته می شود.
- به حس اشاره کردید؛ باز شدن حس چیست؟ بسته بودن حس در روند مصرف مواد مخدر و و باز شدن آن پس از درمان چیست و چگونه است؟
در زمان مصرف و در سفر اول؛ شاید در یک مسیر یا یک خیابان درختان زیادی باشد و در قسمتهای مختلف زندگی زیبایی های دیگری وجود داشته باشد اما یک مصرف کننده به آنها توجهی نمی کند و چه بسا آنها را اصلا" نمی بیند و نمی فهد چون در عالم دیگری سیر می کند؛ چون حس اش بسته است. اما با خروج از این عالم و قرار گرفتن در سفر دوم به مرور حس ها باز می شوند؛ زیبایی های دنیا دیده می شود؛ و این زیبایی ها باعث کسب لذت می شوند. درختان دیده می شوند و صدای پرندگان شنیده می شود و این لذت بخش است. زندگی من رنگ و بوی دیگری گرفته واکنون رنگین کمان را با تمام رنگهای آن می شناسم.
- با اجازه ی شما برگردیم به سوال به دنبال چه هستید؛ شما در جایگاه مرزبانی در حال خدمت هستید. در پروتکل شرح وظایف آمده است که مرزبان دو روز در هفته باید در محل نمایندگی حضور داشته باشد؛ اما شما در تمام روزهای هفته حاضر هستید دلیل این حضور منظم چیست؟
برای اینکه وقتی اینجا هستم حال بهتری دارم؛ بچه ها را می بینم سعی می کنم مثمر ثمر باشم ؛ حال و هوای دیگری دارم وقتی مشکلات را برطرف می کنم؛چون با برطرف شدن آنها مشکلات خودم هم حل می شود. هر روز که می آیم درس های جدید و آموزش های تازه ای می گیرم.
- در یک جمله ی کوتاه بگوئید؛ کنگره به شما چه چیزی داد؟
روز اولی که به کنگره آمدم یک بذز محبت در دلم کاشته شد؛ من محبت بلا عوض و عشق خالصانه و واقعی را در اینجا لمس کردم؛ این محبت واقعی است یعنی هر کسی که برای دیگری کاری انجام می دهد در قبال دریافت چیزی اینکار را نمی کند. خود من در گذشته اگر به یک فقیر هم کمکی ناچیز می کردم در قبالش از خداوند چیزی را طلب می کردم؛ همیشه می گفتم این کمک را می کنم تا چیزی به من برسد یا گره ای از کارهایم باز بشود. من هیچوقت به خاطر رضای خدا این کارها را انجام ندادم و الان این موضوعات را می فهمم؛ الان می فهمم که عشق بلا عوض یعنی چه.
- فکر می کنم اگر می پرسیدم توضیح بدهید که کنگره چه چیزی به شما داد؛ به اندازه ی یک کتاب توضیح می دادید.
با خنده: آره واقعا"
- بگذریم؛ شما یکی از خدمتگزاران پر تلاش و خوب کنگره هستید؛ با توجه به اینکه: یکسال خدمت مرزبانی داشته اید؛ در امتهان کمک راهنمایی قبول شده اید؛ در پروژه ی OT هم خدمتگذار خوبی بوده اید؛ شما با حضور و خدمتتان به کنگره چه چیزی داده اید؟
من با حضورم فقط برداشت کرده ام چون هر روز که می آیم چیز جدیدی یاد می گیرم؛ مثلا الان من در مرزبانی یاد گرفتم که مدریت صحیح به چه شکلی است؛ یاد گرفتم که با افراد مختلف چگونه صحبت کنم؛ من یاد گرفتم که در کنگره عملکرد سالمی داشته باشم و سعی می کنم این عملکرد سالم را در زندگی خصوصییم هم انجام بدهم.
- آقای خان محمدی؛ وقتی انسان از مسیر ضد ارزشها خارج می شود و در صراط مستقیم قرار می گیرد؛ آیا دیگر هیچ گرفتاری و مشکلی در زندگی او بوجود نمی آید؟
وقتی من یک مصرف کننده بودم؛ کوچکترین مشکلی برایم تبدیل به یک کوه می شد؛ اما الان اینگونه نیست؛ مشکلات بزرگ هم با کمی تفکر کوچک می شوند؛ در مسیر کنگره فرق نگاه ایجاد می گردد؛ نوع دیدگاه من عوض شده؛ الان وقتی مشکلی را حل می کنم لذت می برم؛ و این خود یک یادگیری و رسیدن به پتانسیل بالاست.
- کلمات زیر در ذهن شما تداعی کننده ی چه چیزی است؟
راهنما: استاد؛ عشق
مهندس دژاکام: پدر همه ی پدرها
امین دژاکام: استاد جهانبینی
کنگره60: راه رهایی؛ راه درمان
خانواده: محبت
برادران لژیونی: همسفران خوب
مادر: تکیه گاه
فرزند: عشق به زندگی
اعتیاد: عجوزه ای که لباس زیبایی به تن کرده و به آرامی تمام وجودم را تسخیر کرده بود.
- تلخ ترین واقعه ی زندگی شما که یاد آوری آن هم برایتان دردناک است چیست؟
وقتی دیدم پسرم مواد مصرف می کند و در حال از بین رفتن است.
- شیرین ترین واقعه؟
وقتی پسرم از بند اعتیاد رها شد.
- در پایان سخن یا درد دل یا آرزو و یا هر پیامی که دوست دارید را در صورت امکان مطرح نمائید.
چیزی که واقعا" دوست دارم این است که روزی بیاید که ببینم دانشگاهی با نام دانشگاه کنگره60 گشایش یافته و فرزندان ایران زمین با راهیابی به این دانشگاه؛ یاد بگیرند که چگونه انسانهای درمند؛ برادران و هموطنانشان را به طرف درمان صحیح راهنمایی کنند.
برای شما و خانواده ی محترم شما خوشبختی و تداوم لحظه های شیرین را آرزومندم. و از شما سپاسگزارم.
نگارش و ویرایش گزارش: مسافر محمد رضا امیریان
لژیون: آقای سروش برقع وش
تاریخ: 92/10/14


این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .