جلسه نمایندگی فشم روز یکشنبه مورخ 1392.10.15 با استادی جناب آقای بابائی با موضوع "نقش آموزش و خدمت در رهایی و تجربه من" راس ساعت 16:15 دقیقه برگزار گردید که خلاصه‌ای از سخنان را تقدیمتان می‌نمایم.



برای رفتن به شعبه فشم امروز راس ساعت 14 به همراه آقای حسن بابایی، سجاد اسماعیلی، میثم امیری مهر، علی کاظمی، محمود زیارتی، ودوود تمجیدی، امیر هوشنگ صدقی، باقر نیک قدم، فریدون جمشیدی و یحیی صادقی در خیابان ملک قرار گذاشتیم و ساعت 15 از تهران به سمت فشم حرکت کردیم. در طول مسیر یکبار در جاده لواسان ایستادیم و چند دقیقه ای استراحت کردیم و راس ساعت 15:30 دقیقه به شعبه فشم رسیدیم.


سخنان استاد:


قصد ما از درمان اعتیاد تنها قطع مصرف مواد نیست. ما باید همگام با رهایی به حال خوش و آرامش نیز برسیم. هر کدام از ما با توجه به تحصیلات، سن و تجربه شخصی آموزشهایی را دیده ایم و دانسته هایی داریم ولی هیچکدام از این ها برای رهایی ما مفید نیستند چون اکثر آنها در مسیر ضد ارزشها، نحوه مصرف کردن و تهیه مواد و ... بوده است، با این حال وقتی به کنگره آمدیم متوجه شدیم که در مورد مواد هم هیچ چیز نمی دانیم چون اگر می دانستیم اینگونه میزان و نوع مواد را تغییر نمی دادیم آلوده نمی شدیم. برای آموزش گرفتن باید اول دانسته های قبلی خود را کنار بگداریم تا بتوانیم آموزشهای جدید و تاثیر گذار برای رهایی و حال خوش را یاد بگیریم، چون اگر آموزشهای قبلی ما برای رهایی از اعتیاد به درد می خورد هیچوقت مصرف کننده نمی شدیم و یا خودمان می توانستیم خودرا درمان کنیم.



اکثر ما در زمان اولین روز ورود خود به کنگره در سردر اکثر شعبه های کنگره 60 نوشته اول ندانی را بدان تا بدانی را بدانی را دیده ایم و این امر فقط با کنار گذاشتن دانسته های قبلی ما امکان پذیر است. حال این آموزشهای جهان بینی که ما در کنگره دریافت می کنیم فقط با خدمت کردن است که عملی می شود و تا آموزشهای جهان بینی را عملی نکنیم هیچگاه به رهایی و حال خوش نمی رسیم، چون انرژی مثبتی که با خدمت کردن بدست می آوریم با هیچ چیز قابل مقایسه نیست و تا آنرا تجربه نکنیم نمی توانیم آنرا درک کنیم، مانند بوی گل سرخ که هرچه از دیگران بشنویم گل سرخ خوشبو است نمی توانیم آنرا درک کنیم مگر اینکه خودمان گل را بو کرده باشیم.


ما به کنگره نیامدیم که فقط قطع مواد بشویم، ما برای رسیدن به رهایی به همراه حال خوش به کنگره آمده ایم و حال خوش فقط با خدمت کردن و یا کاربردی کردن آموزشهای تئوری جهان بینی امکان پذیر است. اینکه بعضی از ما به حال خوش نمی رسیم بدلیل نقص در آموزشها، نوشتارها، استاد راهنما و ... نیست چون اگر آنها مشکلی داشتند این همه انسان به سفر دوم و رهایی و حال خوش نمی رسیدند. مشکل اصلی عملی نکردن آموزشهای تئوری با خدمت نکردن است. ما می توانیم تاثیر مثبت خدمت کردن در روند درمان را در سفر دومی ها و خدمتگزاران کنگره ببینیم، چون با اینکه رها شده اند ولی بازهم در کنگره حضور دارند و درحال خدمت کردن هستند. مثلث درمان شامل جسم، روان، جهان بینی است و آرامش روان تنها با جهان بینی و جهان بینی تنها با خدمت کردن میسر است.



آموزش و خدمت باهم همراه هستند چون تا آموزش نبینیم خدمتی که می کنیم به دردی نمی خورد و تا خدمت نکنیم نمی توانیم آموزش ببینیم. خدمت کردن یعنی هر عملی که تاثیر مثبت در رسیدن به رهایی و حال خوش در کنگره داشته باشد از جمله: حضور بموقع، مشارکت، اعلام سفر، تمیز کردن مکان جلسات، درست مصرف کردن جیره، کمک مالی و .... بعضی وقت ها فکر می کنیم خدمت فقط برای دیگران است. در صورتیکه خدمت همان بهای رهایی ماست که باید آنرا پرداخت کنیم و تا ساختارهای قبلی خودمان (منیت، غرور و خود بزگ بینی) را خراب نکنیم قادر به خدمت کردن نخواهیم بود. اکثر کسانی که شروع به خدمت کردن می کنند اول برای جلب رضایت دیگران این کار را انجام می دهند ولی بعد از درک لذت خدمت کردن دیگر فقط برای دل خود خدمت می کنند. ولی اگر خدمت کردن فقط برای جلب رضایت دیگران و خودنمایی باشد هیچ تاثیر مثبتی ندارد.


جلسه راس ساعت 17:45 دقیقه به پایان رسید و با اعضای لژیون به تهران برگشتیم و در میانه راه برای استراحت توقف کردیم که جای همه بچه های لژیون خالی بود.




با احترام؛ مسافر میثم امیری

لژیون: آقای حسن بابائی

نمایندگی: آکادمی

تاریخ: 1391/10/15