نظر به اینکه دوست داشتیم اولین مصاحبه در وبلاگ لژیونمان با کسی انجام پذیرد که  تاریکی اعتیاد را با تمام وجود خود تجربه کرده باشد و با خواست و اراده خود قدم در مسیر درمان گذاشته و با تلاش و کوشش به درمان اعتیاد رسیده باشد و پس از آن به باور  این حقیقت رسیده که بندگی خداوند جز خدمت کردن به خلق نیست در نتیجه با تلاش و کوشش خود اینک در جایگاه کمک راهنمایی در حال خدمت نمودن میباشد به سراغ کمک راهنمای عزیزمان مسافر خلیل الهی رفتیم تا از گذشته خود برایمان بگوید.


امید است که خواندن این مصاحبه  بتواند کمک نماید که کسانی که در دام اعتیاد قرار دارند متوجه شوند که این واقعیت وجود دارد و باور کردنی است که اعتیاد درمان دارد ...



1. یک بیوگرافی از خودتان بگویید؟


تیرماه 1344  در یک خانواده متوسط در شهر تهران به دنیا آمدم و  تحصیلات ابتدایی ام را در یک مدرسه ملی به پایان رساندم و در ادامه تحصیلات راهنمایی و دبیرستان را در مدارس دولتی انجام دادم، از نظر درسی شاگرد خوبی بودم. بلافاصله بعد ازگرفتن دیپلم در یکی از مراکز تربیت معلم قبول شدم و از سال 1362 به شغل معلمی مشغول هستم و در سال 1367 ازدواج کردم .


2. چه شد که به مصرف مواد روی آوردید؟


از سال 1369 برای قبولی در کنکور و ورود به دانشگاه درس می خواندم  تا اینکه در سال 1372 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت ایران پذیرفته شدم اما همان سال با یک مصرف کننده مواد آشنا شدم و نامزد اعتیاد شدم و تا اینکه سال 74 متوجه شدم که اجبار به مصرف مواد مخدر دارم و اعتیاد پیدا کرده ام .


از هر طریقی شروع به دوا و دکتر و انواع ترک ها نمودم ولی هیچ وقت موفق نشدم تازه با انواع و اقسام قرص ها نیز آشنا شدم و علاوه بر اینها ،مصرف حشیش را هم شروع کردم .


3. چگونه با کنگره60 آشنا شدید و آیا شما از همان اول به شیوه و روش کنگره 60 ایمان داشتید؟


در مهرماه 88 از طریق تله تکست با کنگره60 آشنا شدم و با شرکت در جلسه  مشاوره متوجه شدم که دلایل و حرفهای آنها(مشاور) منطقی است  لذا از همان ابتدا به کنگره 60 و روش آن ایمان کامل آوردم و سفرم را با 2 گرم اپیوم خوراکی و به راهنمایی آقای علی حجازی آغاز نمودم و به خاطر مصرف بالای حشیش سفرم  14 ماه طول کشید ودر تاریخ 1389/10/14 ازسوی جناب مهندس دستور قطع دارو و رهایی از بند اعتیاد راگرفتم.


و از آن زمان زحمات بسیار زیادی را متحمل شدم تا  بتوانم در جایگاه کمک راهنمایی در کنگره خدمت کنم .در ابتدا از خدمتهای کوچک در کنگره شروع نمودم و بیشتر جایگاه های خدمتی در کنگره را تجربه کردم  و از این بابت بسیار خوشحالم.


4. پیامتان برای افراد تازه وارد چیست؟


پیشنهادم برای افراد تازه وارد این است که  خوب به صحبت های مشاور گوش کنند خصوصا در جلسات مشاوره و بعد از آن حداقل برای سه هفته به طور مرتب و منظم در تمامی جلسات حضور داشته باشند آنگاه مطالب را تجزیه و تحلیل کنند و تصمیم بگیرند.


5. از وبلاگ های کنگره هم دیدن می کنید؟


بله، گاهی اوقات، پیام ونظرم را هم می نویسم.


6. به نظر شما چه افرادی در کنگره می توانند جایگاه راهنمایی را تجربه کنند؟


کسانی که حداقل پس از 3 ماه حضور در کنگره به این روش ایمان و یقین پیدا کرده باشند و موارد زیر را کاملاٌ رعایت کرده باشند


- در هر جایگاهی که باشند احترام به پیشکسوتان کنگره 60 را رعایت نمایند

- گوش به فرمان محض راهنما بودن

- خدمت صادقانه در هر جایگاه خدمتی که باشند

- مطالعه عمیق تمامی نوشتارهای کنگره اعم از کتاب، وادیهای چهارده گانه، جهان بینی 1 و 2 و در ادامه کاربردی و عملیاتی نمودن آنها

- گوش کردن به سی دی های آموزشی کنگره و در حد امکان عملیاتی کردن آنها

- مشارکت و اعلام سفر کردن در جلسات عمومی و خصوصی

- مواظبت و مراقبت از خود در مقابل انجام عمل ضد ارزشی


7. تاریک ترین (سخت ترین)لحظه از اعتیاد؟


برخورد با قاچاقچیان مواد و تهیه مواد برای مصرف


8. در زمان اعتیاد سیستم ایکس همسرتان هم آسیب دیده بود؟چه تخریبی داشتند؟


بله، به نظر بنده تخریب ها و آسیبی که همسر و بچه ها متحمل می شوند بسیار بیشتر و مشهود تر است چرا که آنان آسیب های جسمی، روحی، حیثیتی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و ... بیشتر متحمل می شوند. شخص مصرف کننده به خاطر وضعیت جسمی و روانی متوجه هیچ یک از آنها نیست و یا حداقل خود را به نفهمی می زند.


9. کدام وادی و کدام پیام را بیشتر از همه دوست دارید؟


تمامی وادی های کنگره اصول اولیه و اساس زندگی تمام انسانها و از جمله ما است ولی چون باید انتخاب کرد وادی دهم و پیام محبت (وادی چهاردهم)را بیشتر دوست دارم.


10. به نظرتان مسئولیت اصلی شما در کنگره چیست؟


به نظر بنده مسئولیت اصلی یک راهنما هدایت است.ابتدا هدایت برای درمان و متعادل شدن رهجو و در مرحله بعد هدایت برای داشتن زندگی زیبا و حال خوش و لذت از لحظه لحظه زندگی برای رهجو انشاءاله


12. اگر زندگیتان نمایشنامه بود چه نامی برای آن می گذاشتید؟


روشنایی،تاریکی و نور


13. یکی از تجربه های موفقیت آمیز زندگیتان؟


بهترین تجربه من تا اکنون تجربه جایگاه کمک راهنمایی در کنگره 60 است.


14. نیروی بازدارنده شما در سفر اول و دوم چه بود؟


اولین و مهمترین نیروی بازدارنده که ممکن است هر لحظه مرا تهدید کند جهل است و دیگری شیطان که همیشه در حال طواف انسان است تا در یک لحظه یقه اش را بگیرد و زمین بزند.


15. حستان را نسبت به کلمه های زیر بیان کنید.


آقای مهندس:

کسی که بعد از لطف خدا مرا به مسیر اصلی که خداوند برای من در نظر گرفته بود قرار داد و همیشه و در هر لحظه سپاسگزار و دعا گوی ایشان هستم


نمایندگی صالحی:

مسئولیت اصلی من در کنگره یعنی کمک راهنمایی را از آنجا شروع کردم و بسیار هم از این بابت خوشحالم.


سفر اول:

بسیار خاطره انگیز ،پر فراز و نشیب و در عین حال زیبا و دوست داشتنی.


آقای حجازی:

کسی که تعادل جسمی و روحی و جهان بینی خودم و اصلاح اولیه زندگی خانوادگی ام را به ایشان وخانواده محترمشان مدیون هستم و هیچ وقت ایشان را فراموش نخواهم کرد.


آقای امین:

استاد جهان بینی که از صحبت های ایشان بسیار استفاده بردم.


گل رهایی:

یکی از زیباترین لحظات زندگی کنگره ایم گرفتن گل رهایی از جناب مهندس بوده است.


رهجوهایتان:

همه آنها را دوست دارم و به تعبیر جناب مهندس ایشان شکوفه های یاس هستند اما رهجوهایی که حرف گوش تر هستند و بیشتر تلاش می کنند و در مسیر کنگره و اهداف کنگره بهتر حرکت می کنند دارای احترام بیشتری نزد بنده هستند.


همسفر:

یاری رسان مسافر در مسیر پر پیچ و خم یخ بندان سفر اول تا رسیدن به رهایی و بال پرواز مسافر در رسیدن به اهدافش در سفر دوم


کلام آخر؟


یکدیگر را دوست داشته باشیم و با ادب و احترام با یکدیگر رفتار کنیم.


منبع: وبلاگ خلیل الهی