آن روزها ..........!! این روزها ...........!! . . .
وادی دوم یا چراغ دوم:
اگر خاطرتان باشد چراغ اول را برداشتم یعنی همان ایکیوسان شدن بله من هم توانستم افکارم را به تفکر تبدیل کنم.یک فرد مصرف کننده با توجه به این که خواستار رهایی است بارها دست به ترک می زند اما موفق نشده و به این باور می رسد که هرگز نمی شود بدون مواد.......و احساس نا امیدی و پوچی در او زنده می شود که شاید حق هم دارد چون شناختی از انسان و مواد مخدر ندارد.
این موضوع برای من هم وجود داشت .شاید خودم ترکهای زیادی نداشتم اما دوستان زیادی داشتم که بارها و بارها با انواع روشها ترک کرده بودند و بعد از مدتی برگشت می خوردند البته با مصرف بالاتر و این کاملا در آنها احساس نا امیدی و پوچی را زنده تر می کرد من آنها را که میدیدم با خود می گفتم رهایی را باید در خواب دید یا اینکه برای چه اصلا من به این دنیا آمده ام !در کنگره بود که به این تفکر رسیدم که من در واقع به صور آشکار و صور پنهانم آسیب زیادی رسانده ام و به قولی آنها را داغان کرده ام درحالی که نا امیدی به سراغم آمده بود قدم در این جاده نهادم دیگه نوبت برداشتن چراغ دومم شد آنرا که برداشتم دیدم هیچ مخلوقی جهت بیهودگی آفریده نشده است .
منظور از مخلوق که فقط انسان نیست مخلوقات شامل جامدات ،گیاهان و حیوانات هم است که حتی آنها هم بیهوده آفریده نشده اندحتی گیاه تریاک بله تریاک هم اگر دست پزشک حاذق باشد بسیار فایده دار است اما اگر دست من آموزش ندیده باشد باعث خرابی و ویرانی شهر وجودیم می شود چه برسد به من انسان این چراغ به من نشان داد نیامده ام به این جهان که دنبال هیچ و پوچ باشم آمده ام دنبال آموزش درست باشم و هر روز چیزهای جدید اما درست را یاد بگیرم و به دیگران هم آموزش بدهم از آنجا که انسانها همیشه بر سر دو راهی هستند یعنی تاریکی و روشنایی و اکثر آنها هم تاریکی را انتخاب می کنند و بعد توسط تاریکی به روشنایی میرسند من هم رسیدم چراغ دوم به من امید میدهد که برو برو که راهت دارد کم کم راه صراط مستقیم میشود .
از هر چیزی که داری بهترین استفاده را به عمل آور دیگر به دید خوب تریاک را ببین با دید همان دارویی که باید دست پزشک حاذق باشد آنرا ببین آنوقت چقدر شگفت انگیز اثر آنرا میبینی بدان که تو هم بیهوده آفریده نشده ای پس باید هر قدمی که بر می داری تو را به صراط مستقیم نزدیکتر کند تا روز به روز نتیجه آنرا بهتر ببینی و درک کنی شاید قبلا هر کدام از ما هر وقت یک شخص کارتن خواب و تزریقی را می دیدیم با خود می گفتیم خدایا شکرت که من از این دسته نشده ام و یک معتاد معمولی هستم و لی من فکر می کنم که این حدس ما در زمان حال خرابی بوده اما حالا دیگر می فهمیم که همان معتاد کارتن خواب هم بیهوده نبود حداقل من یکی را به خود آورد که آینده من هم همان می شود اما حالا که وارد کنگره شده ایم آرام آرام از نا امیدی در می اییم چرا چون نمونه های خوب و به درمان رسیده در کنگره را روز به روز می بینیم بله هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش نمی اندیشدهیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم .
در کل این وادی برمی گردد به مسافرهای نا امید که خواهان درمان هم هستند اما می گویند نمی شود مگر من هم میتوانم درمان شوم ولی نور این چراغ می گه نباید خود را دست کم گرفت ونباید غرق گذشته و خرابی های آن بشویم و بدانیم برای یک هدفی آمده ایم و نا امیدی هرگز به سراغمان نیاید و حرکت کنیم تا به نتیجه هم برسیم ..
نویسنده: مسافر داوودعرب، 1387/06/27

این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .