ساختارها و انرژی . . .
برای رهايي از چنگال ساختارهاي منفي ابتدا بايد آنها را شناسايي كنيم و نحوهی عملكرد آنها را مورد توجه قرار دهيم.ساختارهای منفي موجود در شهر وجودي يك انسان با هم متحد هستند و به صورت تيمي عمل میکنند.اين ساختارها چون در درون خود انرژي ذخيره کردهاند،تا وقتي كه كار به كارشان نداشته باشيم،از ما انرژي دريافت میکنند،اما وقتي شروع به مبارزه با آنها كنيم،بسته به جديت ما در مبارزه ،مقداري از انرژي خود را آزاد میکنند.
در جزوهی جهانبینی كاربردي کنگرهی 60 آمده است كه ورود و خروج انرژي از طريق دریچههای موجود در استخر انرژي ايجاد حس میکند.بنابراين ساختارهاي منفي در مواقع بحراني با آزاد كردن انرژي خود در ما توليد حس میکنند كه اين حسها ،حسهای منفي ترس –منيت و ناامیدی میباشند.مثلا وقتي تصميم میگیریم كه اعتياد خود را درمان كنيم،ترس از آينده به سراغ ما میآید و با تصوير سازي در بارهی چيزهايي كه در طول دوران مصرف از دست دادهایم،سعي میکنند ما را به چاه ناامیدی بياندازد.
بنابراين براي مبارزه با ساختارهای منفي،ابتدا بايد ابزار آنها كه همان حسهای منفي هستند را بشناسيم و بدانيم كه در مورد هر يك از آنها چه بايد انجام بدهيم و آگاه باشيم كه تبديل يك ساختار منفي به مثبت ابتدا در صور پنهان صورت میگیرد و بعد اثرات آن در صور آشكار و جهان فيزيكي قابل رويت خواهد بود.براي تبديل ساختارهاي منفي به مثبت بايد صبر داشته باشيم و آنچه كه در شهر وجودي خود با تفكر سازنده در جهت ارزشها به وجود میآوریم،به مرحلهی اجرا بگذاريم تا در صور آشكار هم وضعيت ما تغيير كند.
هر بار كه شرايط به كار افتادن يكي از ساختارهای منفي محيا میشود ،در صورتي كه عملي غير از آنچه مورد نظر ساختار هست انجام دهيم،مقداري از قدرت آن ساختار كم میشود.گويي يكي از دستگاههای كارخانه از كار میافتد.با تكرار اين عمل در طول زمان (صبر)ذرهذره از قدرت آن ساختار كاسته میشود و به قدرت ساختار مثبت معادل با آن ساختار منفي افزوده میشود.مثلاً اگر از كسي نفرت داريم،سعي كنيم هر بار كه با او مواجه میشویم به دنبال نکتهای مثبت در او بگرديم.وقتي ما با ساختار نفرت در درونمان مبارزه كنيم ،خودبهخود در حال بنا نهادن ساختار محبت در وجودمان هستيم.بنابراين هيچ ساختاري نابود نمیشود(طبق اصل بقاي انرژي در نظام هستي) فقط از نوعي به نوعي ديگر تبديل میشود.بناي كارخانه پابرجا میماند و فقط كاركنان و دستگاههای آن تعويض میشوند و محصول نهايي هم تغيير خواهد كرد.به همين خاطر است كه شخص به همان اندازه كه نفرت را تجربه میکند آماده و مستعد براي تجربهی محبت میشود.
هر يك از حسهای منفي شناختهشده،زیرمجموعهی يكي از 3 حس اصلي ترس-منيت و ناامیدی است.براي مثال حسادت زیرمجموعهی منيت است چون شخص خود را در جايگاهي با لا تر از ديگران میبیند ،نمیتواند برتریهای ديگران را تحمل كند.كبر هم زیرمجموعهی منيت است.در مقابل بعضي از حسهای منفي بايد ايستاد(مانند ترس)و به دل آنها رفت و در مقابل بعضیها(مانند خشم)بايد کنارکشید تا زمانشان سپري شود و از كنار انسان بگذرند.براي مقابله با ناامیدی بايد حركت كرد زيرا میوهی ناامیدی سكون است و براي رهايي از آن بايد شروع به حركت كرد.براي رهايي از منيت بايد خود را در معرض آموزش گرفتن قرارداد.
در چهار وادي ابتدايي ما آموختيم كه چگونه ساختارهای منفي و مثبت را از هم تشخيص دهيم و آنچه كه با ما انجام میدهند و آنچه كه به ما میدهند را شناختيم و یاد گرفتيم چگونه با تفکر ساختار هاي مثبت را در شهر وجودیمان بنا كنيم.اينك در اين وادي سعي میکنیم تا آنچه را كه در صور پنهان خود ساختهایم،طي چند مرحله به زندگیمان وارد كنيم.اين مراحل عبارتاند از بازگشت از ضد ارزشها،خودداري،قناعت،صبر،وكيل،رضا و تسليم.5 مورد ابتدايي در سفر اول براي ما لازم و ضروري است و مورد ششم مربوط به سفر دوم و مورد هفتم مربوط به سفرسوم میباشد.

این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .