خداوند را شکر که راه کنگره زود به ما نشان داده شد . . .
دو سال و نیم پیش وقتی متوجه اعتیاد فرزندم شدم چنان روزگار برایم تیره و تار شده بود که متوجه هیچ چیز نبودم بدون این که بفهمم گاهی سر اجاق می رفتم و غذا درست می کردم بدون این که متوجه باشم، به طوری که فراموش می کردم کی و چگونه این کار را کردم، به آشپزخانه بر می گشتم و می دیدم غذایی درست شده، هر چقدر به مغزم فشار می آوردم که کی این غذا را درست کردم، یادم نمی آمد.
خیلی ترسیده بودم که آینده چه می شود و چگونه می شود از دام اعتیاد رها شد. اعتیاد مقوله ای بود که خودم همیشه می گفتم امکان ندارد کسی دچارش بشود و بتواند از آن رهایی یابد... و زندگی با اعتیاد مساوی است با مرگ چه بسا صد برابر بد تر از مرگ (مرگ خود مصرف کننده و اطرافیان). اما به شکر خداوند راه کنگره زود به ما نشان داده شد، به کنگره آمدم و در آغاز چیزی نمی فهمیدم و می گفتم در جلسات شرکت کردن یا در لژیون شرکت کردن چه ربطی به درمان اعتیاد دارد؟!
اما آرام آرام به کمک راهنمای عزیزم متوجه خیلی مسائل شدم، متوجه شدم اعتیاد مانند هر معضل دیگر بازی ذهن است، ذهن ما را به گونه های مختلف بازی می دهد، ما را به انحراف می کشاند و دائم ما را توجیه می کند. از این بازی های ذهن می تواند یک مورد همین مواد مخدر باشد، فرزندم دچار مواد مخدر و من دچار ضد ارزش های دیگر بودم که به مراتب خودم بد تر از او بودم و دریافتم به تغییر نیاز دارم و در این راه نیاز هست درد بکشم، سختی تحمل کنم، تنهایی تحمل کنم، خاک شوم و خلاصه تاوان پس دهم به راستی که تغییر کار آسانی نیست اما بعد از تحمل تمام سختی ها می توان به گونه ای عمل کرد که تمام سختی ها جبران شوند و زندگی به سمت و سویی سوق داده بشود که بدون تحمل سختی فقط از زندگی لذت برد.
با تشکر؛ همسفر شیدا
منبع: وبلاگ نمایندگی کرج

این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .