برداشت یک همسفر از سی دی فوتون . . .
فوتون در فیزیک به عنوان یک ذره بنیادی است که به عنوان واحد کوانتومی نور محسوب می شود . اگر وجود انسان را مانند زمین بدانیم و تفکر و اندیشه او مانند بنای آن ، آنگاه می توان قدرت درون انسان را به قدرت هسته ی زمین و افکار او را ، به ساختار لایه بیرونی زمین تشبیه کرد . پس بنای هر انسان ، بستگی به ظرفیت و شخصیت او دارد.
حال با توجه به مطالب گفته شده ، به بحث تغییرات و تغییر کردن می پردازیم . اگر تغییرات انسان ، ظاهری باشد نتیجه آن سریع بدست می آید مثل تعویض کردن رنگ اتاق که با کمی سختی می توانیم رنگ اتاق را عوض کنیم.
ولی اگر به خواهیم تغییرات بیشتر و عمیق تری را به وجود بیاوریم - مثلا بخواهیم یک اتاق اضافه درست کنیم - هم احتیاج به زمان بیشتر داریم و هم باید سختی بیشتری بکشیم تا بتوانیم تغییرات بیشتری به وجود بیاوریم .این دسته از تغییرات همان ایجاد ساختارهای جدید هستند .
ساختاری که سال های سال پر از کینه ، نفرت ، خشم ، دروغ ، حسادت بوده است را ، آیا می شود ظرف مدت اندکی عوض کرد ؟ به نظر من اگر بشود ، این تغییرات ظاهری است و خیلی زود هم از بین می رود.
برای بدست آوردن ساختار جدید و محکم ، احتیاج به گذر زمان و سختی بیشتر است و این امر بدست نمی آید مگر با تزکیه و پالایش.
در تزکیه و پالایشِ هر انسانی ، شکسته شدن ساختار ، دردناک ترین مرحله می باشد . اگر سال ها با دروغ و کینه و نفرت و حسادت و خشم زندگی را ادامه داده ام و این خصوصیات در زندگی من مثل یک عادت شده است و کار من را راه انداخته است حالا دیگر کل دارائی من به حساب می آیند . شکستن و در هم ریختن آنها ،خیلی سخت است و هر انسانی حاضر نیست این مراحل را انجام دهد و با خود می گوید تمام چیز های که دارم را از دست بدهم ؟ این مسئله به معنی از دست دادن توانائی هایم است . به دلیل سخت بودن این مرحله ، تنها عده کمی این روند را قبول می کنند و همان عده هم ، سال های سال طول می کشد تا ساختار جدیدی را به وجود بیاورند ساختار جدید برابر است با توانائی جدید،قدرت جدید ، حافظه جدید ، استعداد جدید و سایر چیز هایی که قبلاً در وجود آن شخص نبوده است.
اصل قضیه در این است که تمام انسان ها یکسان خلق شده اند کسانی که بیماری اعتیاد دارند ، در واقع اعتیاد ساختار های این اشخاص را کاملاً از بین می برد و منهدم می کند . به عبارت دیگر ، این گروه از بیماران ، خودشان این بیماری را پذیرفته اند در صورتی که می توانستند آن را قبول نکنند و می توانستند مسیر زندگی دیگری را انتخاب کنند. اما قبول کردن آن ها و اینکه این دشواری را تجربه می کنند از طرفی سخت و از طرف دیگر فرصتی است که شخص بیمار ساختار جدیدی را با روش DSTبه وجود بیاورد.
بیماری اعتیاد برای یک همسفر هم فرصت مناسبی ایجاد می کند که با قرار گرفتن در کنار این بیمار، او هم بتواند ساختار جدیدی را به وجود بیاورد.
برای اینکه انسان بخواهد ساختار جدیدی بدست بیاورد ، قوانینی وجود دارد یکی از این قوانین ، قانونِ انتخاب است . وقتی شخصی بخواهد از یک ساختار به ساختار دیگری جهش داشته باشد باید یک فوتون به آن تابیده شود تا بتواند جهش داشته باشد اگر بخواهد نزول کند و در عمق تاریکی ها بیشتر فرو برود باید فوتونی را از دست بدهد . ولی اگر بخواهد ارتقا پیدا کند باید نوری را دریافت کند یا به عبارتی ،باید فوتونی را بدست بیاورد.
حالا اگر انسان در یک وضعیت آموزش درست مثل آموزش های گنگره باشد ( معرفت ، عدالت ، عمل سالم ) به صورت ناخود آگاه جهش ها ی درست را انتخاب می کند ولی اگر در وضعیت عدم تعادل از لحاظ جسم و روان و جهان بینی باشد ناخوآگاه به سمت پائین و تاریکی فرو می رود.
انسان هایی که در حالت طبیعی و تعادل باشند ، می دانند چه چیز های برایشان مفید است و آنچه برایشان خوب و درست است را انتخاب می نمایند.
برای انسانی که بی تعادل است می شود وضعیت متفاوت است . به طور مثال فردی که بیماری اعتیاد دارد ، وقتی فرد بیمار مواد مصرف می کند هر کاری برای او ممکن است ، وقتی نئشه است می گوید من در مدت چند ماه فلان کار را انجام خواهم داد همه چیز برای او ممکن ، و هر کاری برای مجاز است . این مسئله نشان دهنده وضعیت خراب اوست چرا که هر چیزی را مجاز می داند ولی شخصی که به سمت تعادل و درمان در حرکت است این مسائل در او هضم خواهد شد و از هر چیزی استقبال نمی کند شخصی که آموزش های درست دیده و فردی دانا شده است هر چیزی را قبول نمی کند ولی فرد نادان هر مسئولیتی را قبول می کند.
شخص ابتدا باید به درمان برسد و آموزش های لازم را بگیرد و به تعادل که فوق درمان است برسد . برای همین دلیل است که در گنگره می گویند: حرکت ها و انتخاب های بزرگ مثل شراکت ، ازدواج و تصمیم های مهم برای زندگی در طول سفر اول مجاز نیست . چون شخص ابتدا باید به تعادل برسد تا بتواند انتخاب های درست داشته باشد.
دوستان واقعی شما کسانی هستند که در هر لحظه با شما هستند در گرفتاری در درد و رنج در خوشی و ناخوشی در بی پولی و پولداری در کنارت هستند. چرا؟ چون از جنس شما هستند و پیوند و دوستی آن ها از جنس جاذبه نیست اگر پیوند و دوستی تو از جنس جاذبه باشد باعث می شود که انتخاب های غیر مجاز داشته باشی انتخاب های غیر مجاز بر اساس جاذبه انرژی به وجود می آورد نه بر اساس ماهیت ساختار.
افرادی که جذب میدان انرژی می شوند هم خود را تخریب می کنند و هم به کسانی که جذب می شوند آسیب می رسانند . چون پیوند و دوستی آنها بر اساس جاذبه و انرژی می باشد نه بر اساس هم جنس بودن و هم فاز بودن.
نویسنده: همسفر مریم داراب، خبرهای ارسالی کاربران
منبع: کنگره 60
این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .