يكي ديگر از حس‌هایی كه در سطوح مختلف زندگي با آن‌ها مواجه می‌شویم و می‌تواند انسان را درون تاريكي نگه دارد، حس منيت است.


نقطه آغاز منيت به دست آوردن دانش يا مهارتي است كه در آن درخشش داشته باشيم در واقع منيت، احساسي است كه شخص جايگاه خودش را بالاتر از آنچه هست تصور كند، منيت حركتي آرام و خزنده دارد كه بدون آنكه متوجه شويم در درون ما جريان پيدا می‌کند و با خود، حس‌های منفي زيادي را توليد می‌کند مانند قياس كردن، توقع بيجا، خشونت، كينه، حسادت و ...


وقتي كاري را بهتر از ديگران انجام می‌دهیم و يا چيزي را می‌دانیم كه براي ديگران خوب قابل‌درک نيست مورد تشويق قرار می‌گیریم و در ما انرژي زيادي به وجود می‌آید كه اگر ظرفيت (دانايي) ما كم باشد قياس آغاز می‌گردد، يعني من از ديگران بهترم و ماهيت من با ديگران فرق می‌کند و در واقع جايگاه خود را گم می‌کنم، مثلاً اطلاعاتي را از تيپرينگ مواد به دست می‌آورم و ديگر خود را در جايگاه كمك راهنمايي می‌دانم و به مسافران راهكار می‌دهم، اما در واقع اين توهمي بيش نيست و در نهايت باعث سقوط می‌شود، زيرا حس منيت اين توهم را به وجود می‌آورد كه من خودم همه چيز را می‌دانم و اين تفكر غلط باعث می‌شود كه من ديگر آموزش نگيرم، زيرا ديگر مطلبي نيست كه من آن را ندانم و نياز به آموزش داشته باشم.


تكيه بر جاي بزرگان نتوان كرد به گزاف                        مگر اسباب بزرگي همه آماده كني


در واقع من يك سفر اولي هستم ولي خودم را در جايگاه يك كمك راهنما می‌بینم و آن وقت توقع احترام يك كمك راهنما را دارم و اگر به من احترام نگذارند در من ايجاد تنفر می‌کند و با اين حركت يك حصار نامرئي به دور خودمان می‌کشیم و ارتباطمان با محيط پيرامونمان قطع می‌شود و امكان تبادل انرژي درست را از دست می‌دهیم، در واقع امواجي را كه هستي براي ما ارسال می‌کند را دريافت نمی‌کنیم.


محصول ديگر منيت اين است كه به خودمان اجازه می‌دهیم وارد حريم ديگران شويم، چون جايگاه خود را از ديگران بالاتر می‌دانیم، اما واقعيت امر اين است كه ما براي ادامه حيات به انرژي نيازمنديم كه يا بايد با شكستن حريم ديگران اين انرژي را بدزديم كه اگر به ما احترام نگذارند و يا تأییدمان نكنند حالمان خراب می‌شود و يا اينكه خودمان به مرحله توليد انرژي برسيم.


اگر ما انساني آموزش پذير، خودجوش و از درون شاد باشیم ديگر نيازي به احترام و تعريف ديگران نداريم و انرژي لازم را به دست می‌آوریم، چون آموختن و اجرايي كردن هر علم و دانشي خود باعث توليد انرژي می‌شود ولي اگر نتوانيم به مرحله توليد انرژي برسيم درگير اين چرخه می‌شویم كه فقط در فكر حفظ جايگاه خود باشيم و انرژي را در قالب کینه‌توزی، حسادت و تنفر و ... به دست می‌آوریم و چون منيت يك چرخه معيوب است در نهايت باعث از دست دادن انرژي در شخص شده و در ادامه شخص دچار عقده حقارت شده و رفته‌رفته اعتماد به‌ نفس خود را نيز از دست می‌دهد.


مسافر شهرام صمدي

ارسالي از رضا ايماني

منبع: وبلاگ نمایندگیشعبه وحيد