سلام دوستان بهروز هستم یک مسافر؛ در سن 68 سالگی با کوله باری از مطالبات متفرقه و دیدن دانشگاه در جوانی(چنانکه افتد و دانی) گه گاهی تریاک می کشیدم و هیچ مشکلی هم پیش نمی آمد. تا اینکه سال گذشته افسرده شدم و داروی ضد افسردگی را امتحان کردم. به علت بزرگی پروستات هم دچار انسداد ادرار شدم ...



نمی دانم چرا؟ من که فکر می کردم تحصیل کرده هستم و مطالعات زیادی داشتم؛ تصمیم گرفتم با کشیدن تریاک به صورت مداوم جلو افسردگی خودم را بگیرم. جالب است که موفق هم شدم. ولی بعدا دیدم معتادم. از اسمش هم می ترسیدم. هیچ یک از خانواده ام نمی دانند. علیرغم نداشتن پر پرواز به دستور نفس لوامه و پشیمان وارد کنگره شدم. چشمم که به اینهمه آدم افتاد، احساس کردم که نمی توانم این همه آدم را تحمل کنم. خوشبختانه آن روز دستور جلسه نقطه تحمل بود. با آموزش های کنگره به تدریج آموختم که چگونه با بالا بردن دانایی و پشت در گذاشتن اطلاعات قبلی خودم می توانم جلو بعضی عشوه گری های نفس اماره را بگیرم.


وقتی وادی سه را خوب خواندم، دیدم موضوع فقط درمان اعتیاد نیست؛ بلکه اینجا یک NGO احیاء انسانی است و سعی شده به کلی موتور مرا پایین بیاورند و دوباره نوسازی کنند. مثالی در انتهای «وادی سه» هست که برعکس تصور خیلی ها پشت آن قطعه سنگ بزرگ، تنها مواد مخدر و تفکر افیونی قرار ندارد. بلکه تمام کارهای ضد اخلاقی که کرده بودم آنجا جمع شده اند. با شرح دادن «قلعه عقل» متوجه شدم که نادانی من نمی تواند حملات نفس اماره به عقلم را فیلتر کند و آدمی که عقل اش خوب کار نکند اعمال غیر معقول زیاد انجام می دهد و دیر یا زود حالش خراب تر می شود. آموختم که راهکار این است که کم کم و آهسته آهسته آن قطعه سنگ را خرد کنم. یعنی دانایی خودم را افزایش دهم. در وادی چهارم متوجه شدم؛ زمانی که نفس لوامه به پایین ترین درجه خود برسد کم کم وارد نفس مطمئنه می شوم و با یکی دو پله بالا رفتن می توانم جلو دیو اماره را بگیرم. البته در مورد مواد مخدر موفق شدم و کاملا با راهنمایی های استاد عزیزم و نشریات کنگره 60 در این مورد رو به رهایی هستم ولی این فقط 10% از کل راه است. اگر موفق نشوم جلوی کارهای ضد ارزش خودم را بگیرم دستم خالی خواهد ماند و به جایی نمی رسم. پس تلاش کردم از منیت خودم بکاهم تا بتوانم آموزش ببینم.


حال موفق شده ام از روزی 17 سی سی OT ، به 1/2 سی سی برسم و متوجه شده ام که رفتار و روابط عمومی من بهتر شده است. خوشبختانه نوع انسان تمایل اش به سمت خیر است. از زمان هابیل و قابیل تا کنون نبرد بین خیر و شر وجود داشته است. شاهد و گواه صدق این موضوع و این ادعا فیلم ها و کتاب های هری پاتر و ارباب حلقه ها و ... است که با فروش میلیاردی نشان داده اند که اکثر مردم جهان طرفدار خیر هستند. این سه مرحله نفس وادی چهارم به نظر اینجانب الگویی از دوزخ، برزخ و بهشت است. اگر موفق شوم با آموزش «کنگره 60» و کاربردی کردن وادی ششم، جز به فرمان عقل کار نکنم می توانم ادعا کنم که وارد نفس مطمئنه شده ام. که اگر چنین شود در اصل وارد بهشت شده ام. لازم نیست حتما بمیرم و روحم وارد بهشت شود. در زمین ابتدا در جهنم بودم، چند ماهی در کنگره هم در برزخ. تلاش می کنم که با مسئولیت پذیری (حال که خداوند انسان را به پایین ترین درجه هستی تبعید فرموده با رسیدن به دانایی موثر از پله های نفس مطمئنه بالا بروم تا برسم به جایی که از آن انشعاب یافته ام. این ادعا و آرزویی است که هر روزه در کنگره می کنم. امیدوارم با اجرای کامل «وادی چهاردهم» و راهنمایی طبیب حاذق ام جناب آقای محبت به آن جایگاه برسم.


نویسنده: مسافر بهروز

منبع: وبلاگ لژیون محبت