باتلاق اعتیاد . . .
در ابتدای ورودم به کنگره فقط به خواسته ترک مواد به اینجا آمدم، و چون بارها قطع و جایگزینی مواد به شیوههای گوناگون اقدام کرده بودم، از متادون، داروی گیاهی، دکتر رواندرمانی، سقوط آزاد، بوپرنورفین و چند روش دیگر و جواب مناسبی نگرفته بودم، افکار پریشانی داشتم و با خود میگفتم که مواد ترک ندارد و این تا دم گور همراهم میباشد، باید فقط سعی کنم ماده مخدر دیگری جایگزین تریاکم نشود و چون در میان دوستان و آشنایان بودند کسانی که میخواستند تریاک را کنار گذارند و درگیر ماده دیگری که تخریب بیشتری داشت شده بودند.
مانند شیشه و کراک و قرص، بنابراین از ترک مواد ترس زیادی داشتم، با خود میگفتم که درون باتلاقی هستم که هرچه بیشتر دست و پا بزنم بیشتر درونش فرو میروم، پس سعی کنم روی همین ماده بمانم و برای فرار از تریاک تکاپو نکنم، تا اینکه به واسطه یکی از همسایگانم با کنگره آشنا شدم، ابتدای سال نود و دو برای اولین بار به جلسه عمومی آمدم و چون قبلاً در جلسات یک NGO دیگر شرکت کرده بودم و جواب نگرفته بودم وقتی به اینجا آمدم با همان دید مینگریستم، بعد از پایان جلسه به دوستی که مرا به اینجا راهنمایی کرده بود گفتم:
اینجا نیز مانند همان جای قبلی است، چون به واسطه تأثیر مواد افکارم مغشوش و افیونی بود و در نتیجه به حرف استاد نرسیدم و پی به مطلب نبردم و فقط دیدم که عدهای مشارکت میکنند و حرف میزنند و از حرفشان سر درنیاوردم، بعد از یک هفته چون در برابر مواد ذلّه شده بودم و دنبال راهی برای فرار میگشتم برای بار دوم به اکراه باز به کنگره آمدم، و بعد از مشاوره به من یک پکیج که شامل کتاب و جزوات و دو عدد سی دی بود، اما باز زمان خروج از جلسه به همان دوست گفتم که من دیگر نمیایم، میروم و آهسته و پیوسته به راه خویش ادامه میدهم، مواد ترک ندارد و اینجا نیز میخواهند یکسری حرف مانند آن NGO قبلی در ذهنم فروکنند و من این حرفها را قبول ندارم، حال تمام این حرفهای من از روی بیماریم و نادانیم بود، الآن میفهمم که بدون تفکر و تجربه و تعقل قضاوت میکردم، تا بعد از مطالعه کتاب و جزوات دیدم که کلامی منطقی و جذاب و عقلانی در کتاب و جزوات نگارش شده است، پس تصمیم به حضور دوباره گرفتم و در جلسات بنشینم و گوش کنم و بعد قضاوت کنم، حال پس از هشت ماه سفر که از ورودم میگذرد.
هر لحظه خدای را شاکرم که با کنگره ۶۰ آشنا شدم و حال میفهمم که بیماری من در چه بخشها و قسمتهایی از جسم و جانم تخریب ایجاد نموده و باید درمان شوم و نمیتوان بیماری را ترک کرد، ونیز میدانم که درمان بیماری سه ضلع دارد که جسم و روان و جهانبینی سه ضلع آن مثلث میباشد.
و من باید در سه ضلع بیماریم یعنی هم جسم و هم روان و هم نگرشم به جهان درون و برون تغییر کند و به درمان و تعادل برسد تا بتوانم از دست غول افیون رها شوم، خدای را شکر که امروز چنین دیدگاهی نسبت به اعتیاد و خودم و جهان پیرامونم پیداکردهام.
از جناب مهندس دژاکام پدربزرگ عزیزم که چنین مکان زیبا و اکملی بنانهاده برای درمان دردمندانی مانند من و این عمل عظیم را پایهریزی کرده و با دانش روزافزون خود راهی به سوی روشنایی بهمن و جامعه نمایانده تشکری فراوان و بیشائبه دارم
از راهنمای بزرگ و عزیزم ، پدری دلسوز که عاشقانه برایم نور به ارمغان آورده و زحمتی شبانهروزی کشیده سپاس گذارم.
همچنین از ایجنت محترم شعبه و مرزبانان و دیدبانان و کلیه زحمتکشان و دست اندرکاران خانواده بزرگ و جهانی کنگره تشکر میکنم.
و خدای را شکر میکنم بابت اینکه مرا با کنگره آشنا کرده و راه برای من پیداشده.
خدایا بابت این عمل عظیم
شکر شکر شکر
مسافر سفر اول عبدالله – از شهرری
نام راهنما: محمود اسماعیلی

این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .