دستور جلسه این هفته (وادی چهارم و تاثیر آن روی من) . . .
««« در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن »»»
مطابق روش درمانی D.S.T برای رسیدن به رهایی، درمان و تعادل، باید مثلث درمان اعتیاد، که اضلاع آن جسم، روان و جهانبینی می باشند را به درستی رسم کنیم و به نوعی تک تک این اضلاع را طی طریق نماییم.
در اینجاست که به مقوله ای به نام جهانبینی کاربردی بر می خوریم.
جهانبینی عبارت است از: برداشت، دریافت، ادراک و احساس ما نسبت به خودمان و جهان پیرامونمان. در علم جهانبینی ما با قوانین جاری در هستی آشنا می شویم که این قوانین بسان پل هایی نیرومند برای رسیدن انسان به درجات قابل قبولی از شناخت خود و جهان هستی عمل می کنند که نتیجه آن رسیدن به درمان و تعادل می باشد.
در وادی چهارم به یکی از این قوانین می رسیم، یعنی قانون پذیرش مسولیت. سال ها به دلیل اطلاعات غلط و نادرستی که از قوانین و نیروی مافوق (خداوند) داشتم به سمت مصرف مواد مخدر و اعتیاد روی آوردم و از نظر تفکر و جسم و روان در بیتعادلی به سر می بردم. در این زمان به دلیل عدم آگاهی به سمت ضد ارزش ها حرکت می کردم و هر وقت که از کرده خود پشیمان می شدم، انتظار داشتم که خداوند و دیگران تمام اشتباهات و تخریب های به وجود آمده را به یکباره ببخشند و من فردی سالم و سلامت بشوم به عبارتی بار اشتباهات مرا به دوش بگیرند و برای توجیه اشتباهاتم، قیافه حق به جانب هم میگرفتم، که من خطا کردم، شما جبران کنید، از خطوط قرمز عبور نموده ام و تخریب هایی را به وجود آورده ام، حالا شما ببخشید و جبران مافات فرمایید. درست مانند شاگردی که درس نخوانده و توقع دارد که معلم روز امتحان مسائل او را حل نماید. در دورانی که با این نوع دیدگاه و تفکر در انتظار معجزه از طرف خداوند بودم: که خداوندا از من خطا و گناه، از تو بخشش و جبران! نه معجزه ای در کار بود و نه تغییر مثبتی.
اما این قانون یعنی وادی چهارم ثابت کرد که این امکان وجود ندارد و بدون حرکت و قبول مسولیت و جبران عملکردهای اشتباهات خود، راه دیگری وجود ندارد. در این قانون من با شناخت خود و پی بردن به صور آشکار و پنهان و نیروی درون به تدریج باورها و شناختم نسبت به خودم و خداوند تغییر کرد. چون در این وادی با مهمترین مسئله که همان شناخت انسان می باشد، آشنا می شویم. در وادی های قبل با توجه به آشنایی با تفکر و چگونگی تفکر کردن، جست و جو آغاز می گردد؛ جست و جو در صور آشکار و پنهان انسان یعنی همان شناخت خویش که اگر به درستی صورت بگیرد انسان به دید کلی میرسد. و آنگاه بدون تردید نیروی مطلق را نیز خواهد شناخت و هرقدر بیشتر خود و خداوند را بشناسد می تواند تغییرات بزرگی در جهت مثبت در زندگی خود و دیگران بگذارد.
در این قانون با نفس آشنا شدم، یعنی آن چیزی که تعیین موجودیت می کند در ظاهر و باطن و همیشه خواسته دارد، خواسته معقول و نامعقول و این شناخت سبب شد که به خواسته های خودم سر و سامانی بدهم تا بتوانم با قدرت اختیار که از طرف خداوند به انسان داده شده، بهترین انتخاب و تصمیم گیری را داشته باشم و با توکل به خداوند و تفکر صحیح بتوانم بار مسولیت خودم را به دوش گرفته و در پی جبران آن ها باشم و شایسته است که در جهت جبران گذشته ام دیگر به صورت احساسی و افراطی عمل ننمایم و در ادامه برای رسیدن به تعادل و تکامل و عبور از نفس اماره و ورود به دروازه نفس لوامه از نیروی عقل و تفکر استفاده نمایم و بدانم که با حرکت به سوی نفس مطمئنه خداوند نیز حامی و یاری رسان من خواهد بود.
و آنچه که من باید در این مسیر یعنی حرکت از کفر به ایمان به آن اتکا کنم، ایمان خودم می باشد. زیرا که ایمان تجلی نور خداوند است در انسان پس باید امید داشته باشم که وقتی من حرکت می کنم، خداوند نیز به صورت خودکار حامی من خواهد بود و هیچگاه مرا تنها نخواهد گذاشت.
در صفحه 43 از کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر چگونگی وقوع معجزه کاملا تشریح شده است. مهمترین شهامتی که من را به خودم امیدوار می کند پذیرش مسئولیت تخریب ها و اعتیاد خودم و جبران آنها می باشد و در هرقدم و هر حرکت درست، حمایت و رحمت خدا را بیش از پیش احساس می کنم و دیگر از آن اگرها و مگرها و توجیهات دست و پا گیر که بسان یک نیروی باز دارنده عمل می کنند، دور می شوم و زنده شدن و احیاء مجدد خود را دوباره شاهد خواهم بود و بزرگترین معجزه زندگی ام را تجربه خواهم کرد. باید بدانم که معنی ” از من حرکت و از خدا برکت” یعنی همان دست های آسمانی یا نیروهای الهی که فقط القاء افکار را انجام می دهند و راه را بر ما نمایان می سازند و انسان باید سعی نماید که در مسیر ارزش ها حرکت کند و از فرامین خداوند پیروی کرده و بار مسئولیت خود را بپذیرد و از هیچ تلاش و کوششی فرو نگذارد. زیرا که انسان هیچ چیز نیست مگر آنچه که خودش کسب کرده و انسان هیچ چیز نیست مگر سعی و تلاش خودش. در ادامه سفر هرقدر که به خواسته های معقول نفس توجه نمایم و به اهمیت آنها پی ببرم به تدریج اعتماد به نفس لازم را نیز به دست خواهم آورد. و حرکت های بعدی را با انگیزه ای بیشتر و قویتر طی طریق نموده و زیبایی زندگی و تنوع آن را تجربه کرده و هرقدر که خود، در صلح و امنیت و دوستی باشم دیگران نیز نسبت به من همین حس را خواهند داشت.
و در آخر بدانم که انسان خودش با داشتن اختیار و پذیرش مسئولیت حیات خودش، می تواند خودش را به تدیج به بالاترین نقطه تکامل مادی و معنوی برساند.
با احترام، سعید نمکی
نمایندگی جمشیدیه

این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .