برنامه شروع خوبی در تاریخ 1392/09/05 با حضور مسافر میثم جمالی و هم‌سفر ایشان سرکار خانم سمانه با اجرای آقای عباس امیر معافی از شبکه سوم سیما در ساعت 17:30 پخش گردید . محور پرسش‌ها و پاسخ‌ها در این برنامه حول محور دخترها و پسرهایی بود که قصد ازدواج دارند.



- شما چجوری میثم را انتخاب کردید ؟


هم‌سفر سمانه :ملاک من خانواده دار بودن، اخلاق خوب و نیز عدم اعتیاد و نیز از نظر مالی در سطح خوبی باشه و نه خیلی بالا


- میثم شما چجوری انتخاب کردی؟


ملاک من این بود که خودم به واسطه زندگی با یک نفر دیگه میتونیم کامل بشم


- چندساله که ازدواج کردید و ساکن کجا هستید ؟


مسافر میثم :5 سال است که ازدواج کردیم و ساکن سمنان هستیم اما اصالتاً هر دوی‌مان اهل شهرستان کاشمر(خراسان رضوی) هستیم


- میثم با صداقت با شما حرف زد؟


هم‌سفر سمانه : نه اصلاً


- چرا صداقت نداشتی؟


میثم جمالی: ترسیدم که از دستش بدهم چون زمانی که رفتم خواستگاری ایشان 6 سال بود که اعتیاد داشتم


- شما بهشون شک نکردید؟


هم‌سفر سمانه : دوست داشتنش پرده‌ای شد که من اعتیادش را نبینم


- می‌ارزید؟


هم‌سفر سمانه: از جایگاه اون موقع واقعاً نه


- چجوری متوجه اعتیادش شدید ؟


هم‌سفر سمانه : در دوران عقد یک روز که از سر کار او مد توی جیبش پلاستیکی دیدم که درونش مواد مخدر بود و خودش انکار می‌کرد . اون لحظه من به هیچ کس چیزی نگفتم حتی به خانواده‌هایمان چون می دونستم اولین حرفی که می‌زنند می‌گویند جدا شو و من جدایی را نمی‌خواستم و میثم را دوست داشتم


- یک درصد فکر نکردی داری با سرنوشت یک انسان دیگر بازی می‌کنی؟


مسافر میثم : باوری را داشتم که ازدواج می‌کنم و زنم ترکم می‌دهد که البته این باور بسیار غلطی است . تا قبل از ازدواج روش‌های ترک زیادی را تجربه کردم و همشون با شکست مواجه شده بودند و ایمان آورده بودم که نمی توانم خودم به تنهایی ترک کنم و به ازدواج به نوعی به دید ترک اعتیاد نگاه کردم .


- خانواده شما متوجه اعتیاد میثم شدند ؟


هم‌سفر سمانه : نه هیچ‌کدام از اعضاء خانواده من و میثم به جز پدر و مادرش از اعتیاد میثم حتی تا این لحظه خبر ندارند که البته الآن دیگه با پخش این برنامه همه متوجه شدند .


- نمی‌ترسید از اینکه خیلی راحت دعوت من را پذیرفتید و آمدید به برنامه و جلوی دوربین ؟


هم‌سفر سمانه : نه ترسی نداشتم چون من آگاهی نداشتم آن زمان و الآن دوست دارم این آگاهی را به جوان‌ها بدهم که اگر مشکلی داشته باشد مشکلش حل بشود . شاید خانواده‌ها بابت این عدم آگاهی است که می‌ترسند


- جواب پدر و مادرتان را چه می‌خواهید بدهید؟


هم‌سفر سمانه : خب انتخاب را خودم کردم


- خب میثم حالا دیگه بگو چی مصرف می‌کردی؟


مسافر میثم : اولین بار مصرفم با کودتا در مصرف مواد مخدر شروع شد و شب یلدای سال 1381 در یک جمع دانشجویی با اینکه به من اجازه نمی‌دادند مشروب مصرف کنم اما خودم خیلی تلاش کردم و رفتم به تنهایی مشروب خوردم و کار آن‌ها را تقلید کردم و بعد تریاک کشیدم و صبحش هم سیگاری (حشیش) مصرف کردم اما آخرین مصرفم هفت گرم تریاک خوراکی ، یک و نیم بطر مشروب ، یک تخته حشیش ، نیم سوت کرک ، 29عدد قرص ترامادول 100، 25 عدد دیازپام (والیوم 10) 15 عدد کلردیازپوکساید، 15 عدد پروپرانولول و 45 عدد استامینوفن کدئین


- چرا می‌خواستی وارد آن جمع شوی؟


چون واقعاً احساس حقارت می‌کردم با خودم می‌گفتم : این‌ها که دارند مواد مصرف می‌کنند و من تنها این گوشه نشستم این از ذلیل بودن است.


آقای امیر معافی(مجری) : این‌هایی که میثم می‌گوید شوخی نیست و موضوع ورود به آن جمع که میثم گفت را جدی بگیرید و اگر اعتماد به نفستان برای ورود به جمعی کم است ، اصلاً سمت آن جمع نروید .


- در خانواده‌ات یا نگرفتی که مواد مخدر بد است ؟


مسافر میثم :خیلی بیشتر از این‌ها یاد گرفتم ، حتی با کارتن خوابی اعتیاد هم آشنا شدم و می‌گفتند اگر مواد مصرف کنی کارتن خواب می‌شوی و این حرفشان نه از سر تقصیر بود بلکه آگاهی نداشتند اما این را غافل بودند که از اولین بار مصرف تا کارتن خوابی مدت زمانی سپری می‌شود و وقتی من اولین بار مصرف کردم دیدم خیلی لذت‌بخش است و یک روزی به خودم آمدم دیدم دارم روزی یک گرم تریاک می‌خورم و از روز اول مصرف تا زمانی مصرف‌کننده دائمی شدم دو سال طول کشید و در این مدت من ایمان داشتم که مصرف‌کننده نمی‌شوم و شدم .


- در خانه آیا درگیر می‌شدید ؟


هم‌سفر سمانه :بله خیلی ، خب خیلی سخت بود به خصوص به خاطر پرخاشگر بودن میثم چه زمانی که مواد مصرف می‌کرد و چه زمانی که برای به دست آوردن دل من موادش را ترک می‌کرد اما خدا را شکر با پیدا کردن روش صحیح درمان در کنار درمان اعتیادش این پرخاشگری رو به کاهش گذاشت.


- خیلی‌ها هستند که مخالف حضور شماها در برنامه‌های تلویزیونی هستند و می‌گویند این تبلیغ است که درمان خیلی ساده است و اگر مصرف کنی یک روزی می‌شوی میثم .


مسافر میثم :این در صورتی است که ما فقط روی بار درمان بخواهیم کارکنیم یعنی آقای امیر معافی شما اول برنامه اعلام کنید که بینندگان عزیز ما برنامه‌مان در خصوص مواد مخدر است و خواهش می‌کنیم آن‌هایی که خدا را شکر نه خودشان و نه خانواده‌شان با مواد مخدر سروکار ندارند شبکه دیگری را تماشا کنند چون آن‌ها ایزوله‌اند !!! در صورتی که درمان اعتیاد در اولویت کاری‌مان ، اولویت سوم است  اولویت اول پیشگیری اولویت دوم مهار اعتیاد و اولویت سوم درمان اعتیاد است .


آقای امیر معافی (مجری) ما در این برنامه میگوییم اگر شما بیایید و تجربیات تلخ زندگی‌تان مثل همین صحبتی که خانمتون گفتند از اولین باری که مواد توی جیبتون دیدند و اینکه نشان بدهیم درمان واقعاً سخت است به نوعی می‌شود پیشگیری اولیه کرد و این را القا می‌کنیم که بیننده ، شما به همین راحتی نروید مواد مصرف  کنید اگر مواد مصرف کنید زندگی‌ات نابود است و فکر نکن اگر تو ماه یا سالی یک‌بار مصرف کنی حالا چه مخدر باشه چه محرک باشه چه شادی‌آور باشه و یا هر اسمی که می‌خواهی رویش بگذاری بگذار اما بدان که اگر داری مصرف می‌کنی بدان که زندگی‌ات نابود است . بدان که دختر خانم‌هایی هستند مثل همسر آقا میثم که بگویند من میثم را دوست داشتم و ماندند.


- شما برخورد داشتید با افرای که به هنگام اطلاع از اعتیاد همسرشون ، سریع برای طلاق اقدام کردند ؟


هم‌سفر سمانه : بله خیلی ، حتی یکی از نزدیک‌ترین دوستانم بعد از چند سال زندگی وقتی متوجه اعتیاد همسرش شد به دو ماه نکشید که از هم جدا شوند و بارها به من پیشنهاد می‌کرد که کاری که من کردم را تو هم بیا انجام بده و جدا بشو ولی من آن راه را انتخاب نکردم چون با طلاق و جدایی همه چیز درست نمی‌شود . من خودم به میثم گفتم اگه مشکلی داری بگو باهم حلش می‌کنیم ولی وقتی فهمیدم مشکل این است به خاطر اینکه باورم این بود که اعتیاد درمان ندارد که البته آن زمان در جهل بود و فکر می‌کردم افراد مصرف‌کننده کارتن خواب و یا ژولیده‌اند ولی دیدم نه آدم‌هایی که خیلی شخصیت دارند از لحاظ ظاهری آن‌ها هم می‌توانند اعتیاد داشته باشند و من هم با اعتیادش کنار آمدم چون میثم را دوست داشتم و البته برای ترکش هم خیلی اقدام کردم ، مشاوره‌های زیادی رفتم اما مشاورم بهم می‌گفت باید صبر کنی در کنارش چون اعتیاد درمان ندارد . یا کلاً ازش جدا شو یا با اعتیادش بساز .


- اگر موقع خواستگاری از شما می‌گفت که اعتیاد دارد با میثم ازدواج می‌کردی؟


هم‌سفر سمانه :قبل از شروع برنامه هم به میثم گفتم واقعاً اگر این روش درمان نبود من و میثم کنار هم نبودیم با تمام آن علاقه و عشق چون اعتیاد سختی‌های زیادی دارد چون پیوند محبت بین زن  شوهر پاره می‌شود .


- آیا با مادرتان درد دل می‌کردید؟


هم‌سفر سمانه : با توجه به اینکه من تک دختر هستم چون دوست نداشتم ناراحتی‌اش را ببینم همیشه خیلی سربسته با او صحبت می‌کردم و موضوع اعتیاد میثم را درمیان نمی‌گذاشتم . اعتیاد این جوری نیست که فقط مواد مخدر وارد زندگی شود بلکه خیلی زیرمجموعه‌های زیادی دارد که با درمان اصولی همه حل می‌شود .


- امکان دارد فردی درمان نشود ؟


بله صد درصد اگر خواست نباشد ، من به کسانی که وارد مجموعه ما می‌شوند روز اول در مشاوره می‌گویم که اگر به خاطر بیکاری ، بی‌پولی ، به خاطر همسر و ... می‌خواهی اعتیادت را درمان کنی اینجا به نتیجه نمی‌رسی فقط در صورتی بشین روی این صندلی و من هم خدمت گذارت هستم که اعتیادت را فقط به خاطر خودت بخواهی درمان کنی و برای کسی که مصرف نکرده بایستی رک صحبت کرد. نظر خودم براین است که بجای اینکه فردی بیاید و به فرزندم از لذت نشئگی تریاک بگوید چرا من به فرزندم هم از فواید تریاک نگویم هم از مضراتش؟ بجای اینکه فردی از لذت خواب بعد از مصرف کرک بگوید که حقیقتاً هم لذت دارد و نمی‌شود کتمان کرد ، چرا من به فرزندم از تخریب کرک در قسمت سیستم دفاعی بدن نگویم ؟ بجای اینکه فردی بیاید و از مستی مشروب تعریف کند برای فرزندم چرا من به فرزندم آموزش ندهم که مشروب چه تخریبی روی سیستم عصبی فرد می‌گذارد ؟


آقای امیر معافی(مجری) امیدوارم این اتفاق بی افتد و برای کسانی که می‌خواهند اولین بار مصرف کنند این برنامه باعث شود که متوجه شوند نمی‌ارزد حتی یک بار مصرف مواد مخدر.


خانم ممنون از اینکه دعوت برنامه ما را پذیرفتید و حضور داشتید امیدوارم که در سمنان هم این پیام را به افرادی که به دنبال یافتن راه هستند این را منتقل کنید و موفق باشید .


- خب میثم اگر صحبتی داری به عنوان حرف آخر و خداحافظی ؟


دریا و آسمان و دست پوشیده از رقصنده‌های آسمانی است

و روح ناآرام ما خواستار رهایی

نه از خلاصی ، بلکه دیدارد معشوق است

خداوند تنها تو را می‌ستاییم و تنها تو را ستایش می‌کنیم

برای انجام این عمل عظیم

شکر شکر شکر


5 سال پیش در اوج تخریب مصرف مواد مخدر برنامه‌ای را از شبکه سوم سیما مشاهده  کردم (ماه‌عسل) و عزیزی این پیام را خواند الآن دقیقاً آن لحظات در ذهنم تداعی می‌شود . می‌خواهم بگویم آقای امیر معافی از شما ممنونم که آن روز این پیام را خواندید . شما از بی‌خبری دیگران از اعتیادم گفتید اینجا یک موضوعی هم هست که ما که می‌آییم و جلوی دوربین از اعتیاد گذشته‌مان می‌گوییم آیا همان شهرت و امضا گرفتن‌ها مثل دیگر برنامه‌ها هست یا نه فقط انگشت اشاره است به ما و دیگر عواقب از کار گرفته تا اجتماعی !!!


همه این‌ها فقط امید به اینکه فردی یک سال دیگر یا دو سال دیگر بیاید و بگوید من فلان برنامه را دیدم باور کنید می‌ارزد این آمدن ما چون نجات یک نفس نجات یک جامعه است .


آقای امیر معافی(مجری) خیلی ممنون امیدوارم که همیشه در زندگی موفق باشید و آرزو می‌کنم راجع به میثم و خانمشون هیچ‌کدام از شما قضاوت نکنید مخصوصاً کسانی که بعد از پخش این برنامه این‌ها را می‌بینند به خصوص خانواده محترم آقا میثم و خانمشان .


خدا نگهدار

منبع: وبلاگ مسافر میثم جمالی