گفتگو با خانم کبری از نمایندگی کرج . . .
گاهی اوقات در کنگره با شنیدن 11 ماه طول درمان متعجب میشویم و پذیرش این مسئله برای ما سخت میشود اما هستند عزیزانی که برای رسیدن به درمان و آرامش سالها منتظر بودند؛ در آستانه آغاز هفته همسفر و با پشت سر گذاشتن هفته شکرگزاری،OT در خدمت مادری هستیم که برای درمان اعتیاد فرزندش 6 سال در کنگره حضور داشتند و باورشان این است که بر روی پروژه شربت مسافرشان سفر مرتب و منظمی را آغاز کردند. و سختیها و مسائل را پشت سر گذاشتند چرا که به قول خودشان مطلب اصلی کنگره را گرفته بودند .....
* لطفاً خودتان را معرفی کنید؟
کبری هستم همسفر مهرزاد، مسافر من با تزریق شیشه و کراک و هروئین با راهنمایی آقای سیامک طالبی و خانم سهیلا 14 ماه با داروی OT سفر کردیم در حال حاضر 3 ماه است که وارد سفر دوم شدیم.
* در چه سالی و چگونه کنگره سر راه شما قرار گرفت؟
پسر من حدود یک سال در کلینیک تحت نظر، متادون مصرف میکرد و بعد از این مدت از متادون خسته شده بود و از ادامه مصرف امتناع میکرد و همیشه میگفت که متادون مرا بدبخت و بیچاره کرد و در شهریور ماه سال 87 وارد کنگره شدیم و پسر بزرگم شعبه آکادمی را به ما معرفی کرد.
* در چند سالی که مسافر شما سفر نمیکرد ناامید و خسته نشدید؟
در شعبه آکادمی در لژیون خانم عزت مینشستم ایشان همیشه از امیدواری میگفتند و من همیشه امید به رهایی داشتم.و هر هفته تولدها را حتماً باید میرفتم و زمانی که آنها از حال خرابیهای خودشان میگفتند و مطمئن بودم که این کار شدنی است اما با خواست مسافر من و همیشه حتی پارک هم میرفتم و ورزش میکردم.
* خود شما علت سفر نکردن مسافرتان را در چه چیز میبینید؟
اول اینکه مسافر من راه های مختلف ترک را امتحان کرده بود همه راهها مثل سم زدایی،کمپ و متادون درمانی و سم زدایی با دارو در خانه و مسیرهای سختی، که هر کدام تخریبها و نامیدیهای زیادی را برجای گذاشته بودند و از طرفی به دلیل تحصیلاتش دچار یک منیتی شده بود و در همان ابتدا که متوجه روش درمانی کنگره شد پیش خودش فکر کرده بود که میتواند خودش ادامه راه را، تنهایی برود. از طرفی هم سرکار میرفت و اگر هم میآمد خیلی دیر میرسید تا جایی که بعد از دو سال و نیم که به کنگره میآمدیم تازه مسافر من متوجه شده بود که در ابتدای جلسات نوشتار میخوانند!
* فکر میکنید در جایی از سفر سد راه مسافر خود شدید؟
من خودم خیلی دیر پذیرفتم که مسافر را باید رها کنم و رها کردن را آن طور که کنگره میگفت اجرا نکردم و باورم این بود که اگر من رهایش کنم زمین میخورد، در ظاهر با او کاری نداشتم اما همیشه با چشمانم او را تحت نظر داشتم و مسافرم از نگاه من شک و ناراحتی و اعتراض من را متوجه میشد و آن چیزی را که کنگره میخواست به طور کامل اجرا نکردم و از همان زمانی که به طور کامل رها کردم پسرم هم بیشتر متوجه خودش شد و دیگر در پی فریب دادن من نبود چون میدانست که من دیگر به هیچ وجه و از هیچ راهی کنترلش نمیکنم.
* شربت OT تأثیری در سفر مسافر شما داشته؟
مسافر من کراک و شیشه و هروئین را مصرف کرده بود و در این چند سال تریاک را مصرف نکرده بود، در ابتدای سفرش با تریاک تا مدتها دل دردهای شدیدی داشت و نتوانست تریاک را قبول کند، بعد از اینکه در کرج سفرش را با شربت آغاز کرد سفر منظمی داشت و حال روحی و جسمانیاش هم روز به روز بهتر میشد.
* چه چیزی باعث شده بود که به تنهایی به کنگره میرفتید؟
حال بسیار خوبی در کنگره دارم و مطمئن هستم که هر روزی که میآیم یک مطلب جدیدی را که تا به حال متوجهش نبودم را میآموزم و هیچ گاه به کنگره شک نکردم و اگر در جایی مشکلی برایم پیش میآمد میدانستم که یک مطلب را خوب درک نکردم و میآمدم تا مسائل خودم را بهتر ببینم و یکی از صحبتهای خانم عزت این بود که اگر یک مسیری را طی میکنید و بعد از مدتی نتیجه نمیگیرید جهت خود را عوض کنید و بعد از این صحبت ایشان ما سفر خودمان را در کرج ادامه دادیم که خدا را شکر جواب هم گرفتیم.
* مسافر شما همسفر دیگری هم داشت؟
در این چند سال نامزد پسرم هم همراهش بود و در تمام مشکلات کوچکترین اعتراضی نکرد و از خیلی از نیازهایش گذشت و در تمام این سالها کمکهای زیادی به من و پسرم کرد، حتی روزهایی بود که خودم به او میگفتم اگر میخواهی طلاق بگیر چرا که واقعاً از رفتارها و پرخاشگریهای پسرم عذاب وجدان میگرفتم اما عروسم میگفت رفتارهای بد مهرزاد به دلیل مواد هست و اگر مواد کنار برود مهرزاد انسان خوبی است. عروسم در کنار پسرم ماند و در حال حاضر با هم و در کنار هم زندگی میکنند.
* بعد از 6 سال رسیدن به چیزی که در پی آن بودید چه احساسی در شما به وجود آورده؟
ببینید خوشحالی خاصی دارد، تمام خانواده این را متوجه شدند چرا که ایمانی که داشتم به اثبات رسید انگار یک امید تازه ای در رگهای زندگی ما جاری شده و قوت قلب و آرامش خاصی گرفتیم و یک مسافر دیگر هم دارم که بعد از رهایی مهرزاد او هم به کنگره آمده و در بیماریهای جسمی خود من تأثیر داشته و به طور کلی احساس میکنم جوان تر شدم.
* خانم کبری شما از سایت کنگره بازدید میکنید؟
بله من هر صبح سایت و وبلاگ کنگره را میبینم و از مطالب استفاده میکنم و انرژی میگیرم و شما را دعا میکنم و خوشحال هستم که جوانها و عزیزانی که سازنده زندگی خودشان هستند به این زیبایی خدمت میکنند.
* از تغییرات مسافر خودتان برای ما بگویید؟
قبل از اینکه سفر مرتبش را آغاز کند بسیار پرخاشگر بود و هر موقع خشم به سراغ او میآمد تمام ظرفها و شیشه های خانه ما میشکست و هر کاری که میخواست انجام میداد و همه اینها بهانه ای بود که بتواند گریز بزند و هر زمان که بهم ریخته بود تا چیزی را نمیشکست آرام نمیگرفت اما از پله 1گرم 10 روزبه بعد مهرزاد یک آدم دیگری شد، منظم شده بود و خودش مشتاقانه پله کم میکرد واقعاً آقا سیامک هم خیلی زحمت کشیدند.
* پیامی برای مادران دارید؟
به آنها میگویم فقط صبر داشته باشند و مطمئن باشند در کنگره درمان اعتیاد انجام میشود.
* کلام پایانی شما را میشنویم؟
من عشق را تمام و کمال در کنگره میبینم، درون تک تک اعضا، در همین پنج شنبه که مسابقات فوتبال بود به همراه پسر بز گم برای تماشا رفتیم و انگار همه را میشناختم و همه آنها مثل فرزندان خود من هستند از جناب مهندس بسیار ممنونم چرا که کنگره همیشه روبه جلو حرکت میکند و جاری است آن زمان که من به کنگره رفتم سی دی نبود و از کاست استفاده میکردیم،سایت و وبلاگها به این صورت نبود الآن خیلی کنگره پیشرفت کرده و دقت جناب مهندس بر روی همه چیز هست و احساس امنیت بسیار بالایی در کنگره دارم حتی از آینده نوههایم هم خیالم راحت هست چرا که قرار است از آموزشهای کنگره استفاده کنند چون بحث در کنگره و آموزشها از مواد مخدر خیلی خیلی فراتر رفته.
از کمک راهنمای خودم خانم سهیلا و خانم عزت و کمک راهنمای مسافرم آقای سیامک خیلی تشکر میکنم.
از خانم کبری گرامی سپاسگزارم بابت وقتی که در اختیار بنده قرار دادند.
شادزی، مهرتان افزون
منبع: وبلاگ نمایندگی کرج


این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .