خودتان را معرفی کنید؟

سلام دوستان آرزو هستم هم‌سفر محمود.



چطور با کنگره آشنا شدید؟

آشنایی من با  کنگره از طریق یکی از آشنایان بود . او اول آمد به کنگره به درمان رسید و  ما از طریق ایشان به کنگره آمدیم.


وقتی متوجه شدید همسر تون اعتیاد دارد چه واکنشی از خود نشان دادید؟

آن روز ، روز خیلی بدی بودم من آن موقع سه ماهه بچه‌ام  را حامله بودم ولی آن قدر عاشق بچه‌ام بودم  و سه ماه بود با بچه‌ام حرف می‌زدم برای همین وقتی فهمیدم برایم آن قدر سخت نبود.


آیا از روز اول باور داشتید که مسافرتان درمان بشود؟

دقیقاً  چون ما از طریق کسی که  وارد کنگره شدیم هم خودش هم‌سفرش کمک راهنما شده بودند و  من با دیدن آن‌ها مطمئن بودم که مسافر من هم به درمان می‌رسد.


سفر اول چطور بود؟

به نظر من بهترین روزهای زندگی‌ام بود.


روزی که وارد سفر دوم شدید چه احساسی داشتید؟

آن هم حس خوبی بود به هر حال مواد رفته بود کنار و همه هدف من و  مسافرم این  بود که در  جایگاه دیگری باشیم و خدمت کنیم .


وظیفه ما به عنوان یک رهجو چیست؟

من خودم تا روزی که لیاقت داشته باشم که در کنگره باشم خودم را رهجو  خانم فهیمه  می‌دانم و از خدا می‌خواهم  این لیاقت را به من بدهد تا روزی که در کنگره هستم از راهنمایم فرمان‌برداری داشته باشم.


به نظر شما یک هم‌سفر موفق کیست؟

باید پا به پای مسافرش بیاید یعنی با توجه به آموزش‌های کنگره یک جا باید مقابل مسافرش باشد  و در جایی دیگر کنار مسافرش . و این دانش و آمورش را فقط کنگره در اختیار ما می‌گذارد.


باهم‌سفری که قدمی برای خودش برنمی‌دارد چگونه برخورد می‌کنید؟

وادی سوم به ما می‌گوید:هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند. مسافران ما چطوری به درمان می‌رسند؟ من هم‌سفر تا حالا تمام فکرم اطرافیانم بوده است  ولی حالا باید حواسم به خودم باشد.


هم‌سفر چطور می‌تواند مسافرش را ببخشد و او را رها کند؟

من خودم تا زمانی که در کنگره آموزش‌های لازم را نگرفته بودم نمی‌توانستم ببخشم. اگر هم می‌بخشیدم دنبال یک چیزی بودم که بگیرم.ولی بعد که از راهنمایم شنیدم که با بخشش حال خودم خوب می‌شود آن جا بود که توانستم مسافرم را ببخشم.


چطور شد که برای خدمت  کمک راهنمایی به  قم آمدید؟

در سال‌هایی  که در کنگره بودم جزء آرزوهایم بود که این اتفاق بیفتد خانم سودابه در کنگره جزء الگوهای من بود چون جزء  کمک راهنماهای موفق کنگره بود  شعبه اصفهان را که راه  انداخته بود یک جلسه با  خانم فهیمه به اصفهان رفتم.آنجا واقعاً از خدای خودم خواستم که اگر لیاقتش را دارم این اتفاق برای من هم بیفتد و بعد از دو سه سالی  که آرزویم به تعویق افتاد  فکر می‌کردم دیگر آرزویم برآورده نمی‌شود از طرف آقای خدامی به من پیشنهاد شد و من هم قبول کردم.


مسافر شما با آمدن شما به نمایندگی قم مشکلی نداشت؟

نه اصلاً، بیشتر مسافرم مرا برای آمدن به قم تشویق می‌کند.


نظر شما در مورد  هم‌سفران شعبه قم  چیست؟

کلا من روی هم‌سفران خیلی حساسم  و برایم این شعبه با شعبه فلاح فرق نمی‌کند و به نظر من  هم‌سفران بال پرواز هستند که برای پریدن بال مسافر و  بال هم‌سفر باید همزمان باهم بپرد.


شعبه قم را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

مطمئنم در آینده از شعبه‌های خیلی محکم و قوی خواهد بود.


امروز کدام وادی در زندگی‌تان جریان دارد؟

همه وادی‌ها به من آموزش و درس می‌دهد ولی از خدا می‌خواهم که وادی چهاردهم را بتوانم با تمام وجودم درک کنم.


چرا در دعای کنگره در هر جلسه حق  انتخاب یک دعا را داریم؟

در اماکن مذهبی همیشه تاکید دارند خواسته‌هایت را اولویت‌بندی کن ما هم در کنگره آموزش می‌بینیم  چیزهایی که می‌خواهیم الویت بندی کنیم.


ورزش چه تأثیری در شادابی و نشاط هم‌سفران دارد؟

من در شعبه فلاح می‌بینم کسانی که به پارک برای ورزش میروند دیگر با گذشته قابل‌مقایسه نیستند از نظر جسمی و روانی و درک و فهم خیلی تغییر می‌کنند.


شال نارنجی چقدر برایتان سنگین است؟

از خداوند می‌خواهم به من لیاقت بدهد تا زمانی که این شال بر گردنم هست بتوانم به قوانین کنگره عمل کنم.


چرا بیشتر هم‌سفران بعد از سفر دوم از کنگره جدا می‌شوند؟

آقای مهندس بارها می‌گوید: قرار نیست ما همه‌مان در کنگره بمانیم چون یک چیز عجیب و غریبی پیش می‌آید  ولی من خودم اعتقادم این است هر کسی در کنگره بماند و خدمت کند حال در خدمت کمک راهنمایی  و مشاوره تازه وارد ین و در هر جایگاه دیگر با تمام وجودم اعتقاددارم که از طرف خدا برگزیده شده است.


روزهای بد و خوبتان در کنگره؟

روزهای خوب که خیلی زیاد است. روز رهایی مسافرم و روز کمک راهنمایی مسافرم و خودم. روز بدی که نداشتم و از خدا می‌خواهم روز بد نصیبم نکند ولی فکر می‌کنم روز بد من در کنگره روزی است که دیگر در کنگره نباشم.


به هم‌سفران چه توصیه‌ای دارید؟

توصیه‌ای ندارم.پیشنهادی که دارم این است که براساس تجربه هشت سالی که  در  کنگره بودم اگر  هستید هم‌سفر باشید. هم‌سفر یعنی بال پرواز مسافر. اگر نمی‌توانیم هم‌سفر باشیم حداقل در کنگره با مسافرتان نباشید.


حرف پایانی:

خدای خودم را شکر میکنم بابت لیاقتی که به من داد که در کنگره 60 باشم فرقی نمی‌کند در شعبه قم خدمت کنم یا در شعبه فلاح. از خدا می‌خواهم به من لیاقت بدهد که فرمان‌بردار خوبی باشم برای کنگره و راهنمای خودم  خانم فهیمه و راهنمای مسافرم آقای خدامی و بتوانم به دیگران کمک کنم.


تهیه و تنظیم: هم‌سفر مرضیه از نمایندگی قم

منبع: وبلاگ هم‌سفر خلجی