- بیوگرافی:


سلام دوستان فریبا هستم هم‌سفر حمید. مصرف مسافرم هرویین دودی بود در حال حاضر 9 سال است که به رهایی رسیده‌ایم


- لطفاً بفرمایید نحوه آشنایی شما با این مرکز چگونه بوده است؟


من ناخودآگاه از خدای خوبم می‌خواستم راهی را به ما نشان دهد که برگشت به عقب نداشته باشد و بهترین راه باشد و خدای خوبم دعایم را مستجاب کرد و برادر شوهرم را با آقای امین دژاکام آشنا کرد و ایشان کنگره را به ما معرفی کردند و این سعادت بزرگی است که معرف ما امین آقا بود


- قبل از آشنایی با کنگره 60 اقدام دیگری برای درمان داشتید؟


بله از طریق افراد ناآگاه و همین طور نا آگاهی خودمان یک سری آمپول‌ های خارجی و قرص‌ های ترک و از داروهای گیاهی استفاده کردیم و بی نتیجه و پر خرج و دردسر آفرین بودند و همین طور سقوط آزادهای مکرر و بستن و زندانی کردن در خانه هم داشتیم که همه بی‌ نتیجه بودند.


- آیا از همان ابتدای ورود به کنگره روش تدریجی را پذیرفتید؟


خیر، وسط جلسه بلند شدیم آمدیم (وقتی گفتند باید اوپیوم استفاده کند) و بعد از 40 روز دوباره با راهکار و راهنمایی‌ های خوب آقا امین به برادر شوهرم ما را به طرف کنگره برد.


- کنگره 60 نسبت به قبل چه تغییراتی داشته است؟ (شعبه هیدج چطور)


کنگره خدا رو شکر هر روز پیشرفته‌ تر و آگاهانه‌ تر با موفقیت هرچه تمام‌ تر پیش می‌رود و هیدج هم نسبت به قبل خیلی پیشرفت‌ های خوبی داشته است چه از نظر ساختمان و چه از نظر آگاهی و همه چیز روز به‌ روز بهتر  می‌شود.


- در مقایسه بازمان قبل از مصرف و زمان بعد از درمان چه تغییراتی در مسافر شما دیده شد؟


می‌توانم بگویم حمید قبلی مرد و حمید جدیدی متولد شد کنگره واقعاً انسان‌ها رو  زنده می کند چون انسان‌ها به خاطر عدم آگاهی صفت خود را عوض کرده و بدمی شوند اما با آموزش و علم و دانش ناب کنگره دوباره با پیدا کردن صفت جدید و خوب دوباره به بهترین انسان تبدیل می‌شوند.


- آیا آموزش‌های کنگره 60 در زندگی شما تأثیرگذار بوده است؟


بله خیلی تأثیر گذار بوده است چون در دوران اعتیاد فقط به قطع مواد فکر می‌کردم اما بعداً فهمیدم که اشتباه بود و با آموزش‌ ها هم زندگی زناشویی، تربیت بچه‌ها، پایه‌ های مالی، ارتباط با جامعه، به دست آوردن شخصیت و غیره را کنگره به ما داد.


- سفر اول را چگونه گذراندید؟ نظر شما در مورد سفر اول چیست؟


من و مسافرم سفر اول خوبی نداشتیم مسافرم مرتباً حماقت می کرد و 18 ماه سفرمان طول کشید یعنی 8 ماه سفر خیلی بدی داشتیم و باعث آن من بودم چون خیلی گیر می‌دادم و از آموزش‌ها غافل بودم و فقط به قطع مواد فکر می‌کردم و در نتیجه حال مسافرم را خراب می‌کردم و تخریب من بیشتر و حال من بدتر از مسافرم بود. مادر اینجا یاد می‌گیریم که باید بال پرواز باشیم پس هم‌سفر بد مانند نداشتن بال یا بال شکسته است و مسافر هم با این اوضاع سفر خوبی نمی‌تواند داشته باشد.


- چه توصیه‌ای برای خانواده‌ هایی کننده‌ شان حاضر به شرکت در  جلسات نیستند دارید؟


به گفته مهندس و خانم آنی عزیز آن‌ها می‌توانند تا 6 ماه خودشان به تنهایی در جلسات شرکت کنند و با آموزش‌ها در کنگره و عوض کردن رفتار و اخلاق تأثیر در مسافر بگذارند تا او هم مایل شود که بیاید.


- محبت از نظر شما چیست؟


اگر من با آگاهی و آموزش درونم را بشناسم و خودم را تربیت و تزکیه کنم به آفریده‌های خدا عشق می‌ورزم و در نتیجه خدا را و محبت او را درک می‌کنم و آن سیم را قوی می‌کنم و معنی محبت را لمس می‌کنم.


- شما علت گرایش جوانان به اعتیاد را در چه می‌دانید؟


عدم آگاهی والدین و در نتیجه تربیت غلط وعدم آگاهی  خود فرد می‌تواند باشد و خواست خود فرد.


- تا به امروز چه جایگاه‌هایی را کسب نموده‌اید؟


در کنگره از روزی که شعبه هیدج بنا شد اوایل هم نگهبان شدم وهم دبیر. چون افراد کم بود و بعدها مرزبان و کمک راهنما


- از نظر شما لازمه رسیدن به جایگاه‌های بالاتر در کنگره چیست؟


با سعی و تلاش و در مسیر ارزش‌ها بودن و نسبت به انسان‌ها و بیماری‌شان بی تفاوت نبودن و آموزش مداوم و خدمت صادقانه. انسان را به جایگاه بالا می برد بدون اینکه متوجه شود.


- زمانی که کمک راهنما شدید چه احساسی داشتید؟ چند رهایی و چند کمک راهنما در لژیون دارید؟


احساس ترس داشتم چون خیلی زود کمک راهنما شدم 7 ماه  بعد از سفر حمید بود و حالا خودم را پیدا نکرده بودم و سطح آموزشم خیلی پایین بود و به خاطر همین هم خیلی ناراحتی‌ها را تحمل کردم به قول آقای مهندس مدام در دوزخ بودم و بهشت را به دست می‌آوردم همزمان هم تاوان می‌دادم هم رشد می‌کردم و خدا را شکر می‌کنم چون مد نظرش بودم. رهایی‌های زیادی داشتم و 7 نفر هم کمک راهنما پرورش دادم.


- تا به حال از رهجویان خود آموزشی دیده‌اید؟


خیلی زیاد. چون ما با در کنار هم بودن به ارتقاء می‌رسیم و رشد می‌کنیم آن‌ها را به عنوان بهترین معلم واقعاً دوستشان دارم.


- از رهجویان خود چه توقعی دارید؟


از آن‌ ها فقط یک چیز می‌خواهم و آن این است که با سعی و تلاش رشد کنند آموزش ببینند و برای کنگره و اهدافش خدمت گذار باشند.


- اولین تعبیری که از شنیدن این کلمات به ذهن شما می‌رسد را برای ما بیان کنید؟


مهندس دژاکام: نگهبان کل کنگره

خانم آنی: دیده‌بان کل هم‌سفران

راهنما: مادر مهربان و دلسوز

هم‌سفر: بال پرواز

مصرف‌کننده: فرد بیمار

سفر در کنگره: رسیدن به تکامل


- و حرف آخر و آرزوی شما ...


حرف آخرم این است که انسان چیزی نیست جز سعی و تلاش خودش بستر هم که آماده است. پس از خداوند می‌خواهم این توفیق و سعادت خدمت را از ما نگیرد چون آن روز سقوط من خواهد بود بارها تجربه کردم هر وقت گفتم بس است دیگر کنگره نمی‌روم به و الله لطمه خوردم و عقب‌گرد زدم.


- و آرزوی قلبیم:


سلامتی و توفیق جناب مهندس و خانواده‌ی محترمشان و پایداری کنگره وجهانی شدن آن است و امیدوارم روزی برسد که این  درس‌ها در مدرسه به بچه‌ها آموزش داده شود.


با آرزوی موفقیت و پایداری برای خانم فریبا؛ و از این که مرا در انجام این مصاحبه یاری نمودید سپاس گذارم


با احترام؛ هم‌سفر معصومه


منبع: وبلاگ نمایندگی هیدج