دلنوشته یک مسافر . . .
امروز وسوسه های اهریمنی به سراغم آمد و خواسته های شیطانی خود را مطرح می نمود، ناخودآگاه ذهنم به آموخته های لژیون جلب شد. واژه های صبر، استقامت، اختیار و ...، به آنها فکر کردم و سعی بر آن نهادم که مطالب نشریات را در ذهنم تداعی نمایم و آموزش های کسب شده را به کار ببندم، نتیجه در غالب ابیات زیر آمد که نتوان آن را شعر نامید بلکه دلنوشته های یک مبارز است، آری مبارز، نه فقط اینکه مبارز در میدان جنگ با توپ و تفنگ است، مبارزه با نفس سرکش به مراتب خطیر تر و خوفناکتر از مبارزه در میدان جنگ است، به امید پیروزی همه مبارزان در کارزار با نفس اماره.
««« صبـــــر »»»
صبر یعنی عشق را آغاز کن
صبر یعنی همتت را ساز کن
صبر یعنی دست رد بر سینه اهریمنان
صبر یعنی بوی الله و دل عاشق در زمان
صبر یعنی نفس سرکش را به خاک اندر فکن
درمقابل عزتت را تا به عرش آمد بشآن
در کلاس درس گفتند دوستان معنی صبر
زآنکه آنرا مشق کردند از دژاکام نژند
دوستان این وسوسه مغز مرا بیدار کرد
ز آنکه آن یادم رود رویم به شعر آغاز کرد
گر بخواهم عزم خود از راسخی بر در کنم
یاد زرکش میکند اندر دلم غوغا و غم
گر بخواهم عزت و فر و شکوه
نیک میدانم باید کَنم از کبر و کو
تا که استاد کلاسم دم نزد از اعتراض
شعر را پایان بگویم که افتاد از نهاد
الخلاصه، البقصه، الغزل
صبر پالایش با استقامت ایکوال کامفور تُبل
مسافر: علی آرامیده 1392/8/16
ارسال از طریق لینک ارسال خبر توسط میلاد کشفی
منبع: وبلاگ لژیون آقای زرکش

این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .