سلام دوستان اکبر هستم مسافر(میزان مصرف۱۰سی‌سی۳۰روز)


این اولین جلسه‌ای بود که بعد از ورود به کنگره یاد گرفتم.راستی چرا مسافر؟ مگر نه این که انسان همیشه در حال سفراست. سفری که ما هرگز به آن فکر نکرده‌ایم و اصولاً آن را نشناخته‌ایم. اما ما با ورود به کنگره به این موضوع پی بردیم. من سفر خود را در ۹۱/۷/۲۳ شروع کردم، اول فکر می‌کردم چند صباحی می‌آیم و دوباره به کار خود که همان اعتیاد بود ادامه می‌دهم و فکر می‌کردم که هرکسی که معتاد شد با کفن ترک می‌کند اما چه تصور غلط و اشتباهی که این هم به واسطه‌ی آموزش‌های کنگره تغییر پیدا کرد. دوستان عزیزم سه نکته مهم مرا جذب کنگره کرد اولین مسئله وقتی استاد جلسه از تازه‌ واردان خواست که خود را معرفی کنند و من خودم را معرفی کردم، بقیه اعضا چنان مرا تشویق کردند که در پوست خود نمی‌گنجیدم و هنوز لذت آن تشویق‌ها در ذهن من تداعی می‌کند. دومین مسئله حضور در لژیون تازه‌واردان بود که راهنمایان حاضر در لژیون چنان مرا جذب کردند که شیفته کنگره شدم و مسئله اصلی و مهم‌ترین مسئله برای من حضور جناب آقای مهندس بود. من در جلسه دوم تازه‌واردان ایشان را ملاقات کردم که نیروی عجیبی در فضا و مکان مشاهده شده بود و من هم از آن نیرو بهره‌مند شدم اما امروز که ده ماه و بیست روز است که سفر خودم را ادامه می دهم به حقایقی پی برده‌ام که هرگز تصور نمی‌کردم به آن برسم. اصولاً انسان در هر مرحله از سواد قرار داشته باشد به عمق آموزش‌های کنگره نمی‌تواند پی برد. مگر اینکه خود تجربه کرده باشد و امیدوارم روزی فرارسد که انسان به آن مرحله از دانایی برسد که هرگز به عمق تاریکی‌ها فرو نرود.


(به امید رهایی همه مسافران)


منبع: وبلاگ لژیون مسافر مجید هاشم‌پور (نمایندگی فلاح)