گفتگو با سر کار خانم زهرا صادقی . . .
در خدمت سر کار خانم زهرا صادقی، همسفر آقای محمود صادقی هستم. ایشان 14 سال است که در کنگره 60 حضور دارند و در حال حاضر در جایگاه کمک راهنمایی مشغول خدمت میباشند.
با ایشان مصاحبهای انجام شد که در ادامه ملاحظه بفرمائید.
- چه زمانی متوجه اعتیاد همسرتان شدید؟ چه اقدامیکردید؟
ج: همسرم در جبهه دچار موج گرفتگی شده بود و چون درد عضلات و دست و پا داشت قرص مصرف میکرد و لاغر شده بود، من هر بار که شک میکردم و مطرح میکردم خوردن قرصها را عنوان و دلیل میکرد. و من باور میکردم تا اینکه متوجه شدم و خواستم از همدیگر جدا شویم. همسرم گفت موسسهای را میشناسد که میتواند در اینجا درمان شود و شماره کنگره را از طریق 118 گرفتم و ما به اینجا آمدیم. در اینجا دیدم همه مثل هم هستیم و همدردیم. در ابتدا از اینکه قرار بود با مواد درمان بشود ناراحت بودم اما با گرفتن آموزشها، روش را پذیرفتم.
- تأثیرات مخرب اعتیاد روی فرزندانتان چه بود؟ آیا این آثار برطرف شده است؟
ج: همسرم رفتار خوبی داشت و مشکلی ایجاد نمیکرد و خوشبختانه من زمانی با کنگره آشنا شدم که پسرم 12 سال و دخترم 5 سال داشت و بچههای من با آموزشهای کنگره بزرگ شدند. من به بچهها یاد دادم بفهمند پدرشان برای درمان چه سختی را متحمل میشود.
- درباره منیت وتاثیر آن در سفر بفرمایید؟
ج: منیت نقطه مقابل آموزش است. مانند سدی است که جلو یادگیری را میگیرد و نمیگذارد درمان انجام شود. من در ابتدا منیت داشتم و راهنمایم خانم شهابی این را به من میگفتند.
- چقدر به آرامش رسیدهاید؟
ج: به قول آقای مهندس آرامش نسبی است و ما در مقوله اعتیاد به آرامش رسیدهایم تا حتی اگر خدای نخواسته فرزندانم درگیر این موضوع بشوند رفتار معقولانهای خواهم داشت.
- آیا مصرفکننده همیشه باید کارتن خواب شود تا به خودش بیاید و بخواهد درمان شود؟
ج: خیر، ما در کنگره مسافر تحصیلکرده و کسانی که وضع مالی خوبی دارند زیاد داریم. اگر کسی متوجه بشود در زمان نامزد اعتیاد بودن هم میتواند راه درمان را برود.
- شما شاغل هستید؛ آیا آمدنتان به کنگره با کارتان تداخل ندارد و میتوانید به راحتی در کنگره حضورداشته باشید؟
ج: من شغلم فیلمبرداری و عکاسی است و 7 سال برای کنگره این کار را میکردم تا اینکه شغل دوم که برایم پیش آمد مجبور شدم کمی از این خدمت فاصله بگیرم.
- به نظر فرد آرامی هستید؛ نظر خودتان چیست؟
ج: نمیدانم آرام هستم یا نه ولی امیدوارم همین طور باشد اما زمانی که 50 گل رهایی دارم یعنی 50 نفر به درمان رسیدهاند و روی 50 خانواده تأثیر گذاشتهام و خدا را شکر میکنم از اینکه همسرم مصرفکننده شد و من توانستم اینجا قرار بگیرم و آموزش ببینم.
- در آخر اگر مطلبی دارید بفرمائید.
ج: همسرم مرزبان رباطکریم بود. در آنجا یک مردهشور خانه بود که من را به فکر فرو میبرد من میگفتم اینجا مرده را میشویند و دفن میکنند ولی در کنگره مرده را میشویند و احیا میکنند.
در کنگره چشمم به جهان پیرامونم به شکل دیگری باز شد و از آقای مهندس و خانواده محترمشان، خانم آنی و خانم شهابی بینهایت تشکر میکنم و امیدوارم بتوانم دینم را به این عزیزان ادا کنم.
گزارشگر: از خانم صادقی سپاسگزارم که وقتشان را در اختیار من قراردادند.
منبع: وبلاگ نمایندگی آکادمی
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۲ ساعت 15:52 توسط سجاد اسماعیلی
|
این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .