گفتگو با استاد امین دژاکام دیده بان کنگره 60 (قسمت دوم) . . .
شما فرمودهاید که توقع ناشی از نیاز است. آیا علت دیگری نمیتواند داشته باشد؟
توقع هم ناشی از نیاز است و هم ناشی از ناخالصی است و به نظرم ناخالصی دقیق تر است و اگر پشت قضیه را بنگریم میبینیم که توقع انسان از ناتوانی است. به عنوان مثال؛ من از شما توقع دارم که تمام متن های دانشگاه مرا تایپ کنید. اگر من توانایی این کار را داشته باشم، دیگر این توقع را از شما نخواهم داشت که از وقت و کار و برنامههای خود بزنید و کار مرا انجام دهید. شاید شما به عنوان یک دوست یا هم لژیونی یا فامیل بخواهید کار مرا با رغبت انجام دهید اما اینکه من از شما بخواهم و توقع داشته باشم، قضیه فرق میکند.
استاد جهانبینی ما دیگر حالش خراب نمیشود یا اینکه یاد گرفته چطور برخورد کند؟
چرا. من به این نقطه رسیدم که در هستی نیروهای منفی وجود دارند که من توان روبرو شدن با آنها را ندارم یعنی؛ اگر آنها به سراغ من بیایند و مرا به مبارزه دعوت کنند، ممکن است مرا داغان کنند. میخواهم بگویم که از ما قوی تر خیلی وجود دارد اما اولاً اینکه من آنها را به مبارزه دعوت نمیکنم و این ادعا را ندارم که میتوانم با تمام نیروهای منفی بجنگم و آنها را شکست بدهم. در همین اردویی که رفته بودیم، با یکی از بچههای قدیمی کنگره که از کار ما ایراد گرفت، بحث کردیم و من از تعادل خارج شدم چون خیلی زحمتکشیده بودیم و چندین ماه برنامهریزی کرده بودیم و البته ایشان ایرادش را خیلی بد بیان کرد اما اینها دلیل نمیشود. من وقتی از تعادل خارج شدم، یکی دیگر از بچههای قدیمی که آنجا بود، تعجب کرد ولی چند دقیقه بعد نزد او رفتم و گفتم من آمدهام که این حس بدی که به وجود آمده را خوب کنیم و تأثیر خیلی خوبی داشت.
مگر شما نفرمودید که آرزو یک کلمه منفی است، پس چرا در مراسم تولدها در کنگره آرزو میکنند؟
ایشان با خنده فرمودند: من یک وقتهایی به مسائلی گیر می دهم و شاید این خصلت من باشد که به جزئیات، زیاد توجه میکنم و شاید کار من اشتباه بود. من یک کلمهای را از دیدگاه جهانبینی مطرح میکنم که شاید در جامعه عُرف باشد. به عنوان مثال؛ نام آرزو در جامعه ما، نام دختر است و نمیتوان گفت که نام همه دخترها را بگذاریم: خواسته (با خنده).
در کل؛ نباید زیاد حساس بود اما بهتر است که به جای آرزو بگوییم: خواسته قلبی یا رؤیا.
آقای امین چه چیزهایی برای ما ایجاد حجاب میکند؟
چند چیز باعث به وجود آمدن حجاب میشود. حجاب به معنی پوشش است؛ اینکه شما نمیتوانید یک چیز را درست ببینید و یا اینکه اصلاً آن را نبینید. به عنوان مثال؛ یک چیز را وارونه ببینید یا کوچک ببینید یا بزرگ ببینید، یا اینکه اصلاً آن را نبینید!
اگر در تعاریف جهانبینی نگاه کنیم، میبینیم که «منیت» این خاصیت را دارد. وقتی ما جایگاه خود را بالاتر از آنچه که هست میبینیم، گویی از ارتفاع به انسانها نگاه میکنیم و به اصطلاح جامعه؛ افراد را ریز میبینیم. این اصطلاح در جامعه هنگام تحقیر کردن افراد بکار می رود. در کل؛ تمام حس های منفی میتوانند این کار را انجام دهند مانند ترس. اینکه شما از یک چیز کوچک بترسید و آن را به صورت یک هیولای بزرگ ببینید و نتوانید با آن روبرو شوید و این هم یک حجاب است؛ اما پشت حس های منفی، همیشه یکسری ساختار منفی وجود دارد. در واقع؛ ساختاری که دارای یکسری عقاید، نگرشها و تفکرات غلط است که آن عقاید بازدارنده که آن عقاید و تفکرات بازدارنده به نظر من؛ میتوانند در بدترین حالت از تکبّر انسان ناشی شوند یعنی؛ اگر انسان، عقاید و تفکراتش متکبرانه باشد، خیلی چیزها را بد میبیند و قدر مسلّم بزرگترین حجاب است.
پس میتوان گفت: عقاید بازدارنده از جنس تکبّر و حس های منفی از جنس ترس، میتوانند ایجاد حجاب کنند.
آیا تصمیم گرفتن برای انجام کار کافی ست و تفاوت تصمیم با خواسته در چیست؟
تصمیم گرفتن، مرحله وسط انجام کار است. اول خواسته میآید، سپس راجع به آن خواسته تفکر میکنیم، نقشه میکشیم و بررسی میکنیم و بعد از آن، اگر مراحل را درست انجام دهیم، تازه تصمیم میگیریم که آن کار را انجام دهیم. تنها در آن صورت است که پایه تصمیم محکم میشود و بعد از آن مراحل تکمیلکننده یعنی همان حرکت کردن و بررسی دوباره آن موضوع است. انسانهایی که فکر آنها درست کار میکند، وقتی تصمیم میگیرند، میشود روی تصمیم آنها حساب کرد که این کار برای آنها انجام شده است اما در مورد کسانی که از تفکر برخوردار نیستند و تابع حس های لحظهای هستند، هیچچیز قابلاطمینان نیست.
استاد امین شما در گذشته فستفود داشتید. آیا راضی بودید و آیا اکنون آشپزی میکنید؟
بله داشتم و خیلی هم کارم را دوست داشتم. من همبرگر و پیتزا خیلی خوب درست میکنم و اکنون هم بعضی وقتها آشپزی میکنم.
ادامه جزوه جهانبینی چه زمانی آماده میشود؟
اتفاقی که در کنگره برای من افتاده و من از آن درس گرفتم، خدمتِ اندازه کردن است. شما هر کاری که بخواهید انجام بدهید، یک اتمسفر میخواهد. یکسری کارها، همدیگر را خنثی میکنند یعنی؛ شما باید از نظر فکری و حسی در شرایطی باشید که بتوانید مطلب بنویسید و من در این شرایط نبودم. خیلی خوب میتوانستم حرف بزنم اما نمیتوانستم خوب بنویسم. چون من در کنگره حدود 6 الی 7 نوع مسئولیت مختلف دارم، سعی بر این دارم که کارهایم را تعدیل کنم تا بتوانم آن تمرکزی را که برای نوشتن نیاز دارم، داشته باشم. رفتن به جاهای مختلف و انجام کارهای مختلف خوب است اما ممکن است شما نتوانید کارهای دیگر را انجام دهید. من هم فعلاً سعی دارم حس نوشتن را در خود آماده کنم چرا که خیلی سعی کردم بنویسم اما نشد.
کدام سی دی خود را بیشتر دوست دارید و گمان میکنید که تأثیر بهتری خواهند داشت؟
دقیق نمیشود گفت کدام! چون هر کدام برای یک مقطعی مفید هستند. به عنوان مثال؛ شاید برای کسی که مشکل عشقی داشته باشد، سی دی گره عشق کمک کند اما شاید این سی دی برای یک فرد دیگر چیز خاصی نباشد ولی در کل؛ بعضی از سیدیها به لطف خداوند خیلی اثرگذار شدند ازجمله؛ امواج بازدارنده و خوب بودن آن از این جهت است که برای انسانهای مختلف در موقعیت های مختلف جواب میدهد. سی دی شرک خوب است و سی دی گره قدرت هم همین طور.
شاخصه بد استاد جهانبینی ما در گذشته چه بود؟
بدترین خصلتی که داشتم این بود که اگر کسی برخلاف اصولی که من به آن اعتقاد داشتم رفتار میکرد و یا اتفاقی میافتاد، به شدت عصبانی میشدم و این عصبانیت خیلی غیرطبیعی بود و علت آن را در سی دی «مثلث شخصیت» فهمیدم. اینکه من از یک ضلع، آسیبدیده بودم و آن قضیه باعث میشد تا یک مقدار گرایش به دیکتاتور بودن داشته باشم و خیلی از مسائل را به صورت آن کادر شده ببینم و اگر مطلب یا مسئلهای از کادر خودش خارج میشد، بسیار عصبانی میشدم که البته این موضوع خیلی خیلی بهتر شده است.
آیا حقارت زیرشاخه منیت است؟
زیرشاخه نیست، اینها دوروی سکه هستند. اگر انسان منیت داشته باشد، قطعاً به حقارت میرسد و این قضیه مانند بازی الاکلنگ است. در این بازی نمیتوان گفت که من فقط بالا میمانم یا فقط پایین. شما وقتی الاکلنگ بازی میکنید، همان طور که بالا میروید، همان طور هم پایین میآیید. یا مثل فنر. شما وقتی فنر را کشیده و آن را رها میکنید، یک جا فشردهشده و در جای دیگر باز میشود. اگر این فنر ظرف 5 سال بازشده و ظرف 5 سال به تعادل رسیده و ظرف 5 سال دیگر جمع شود، چون این حرکت بسیار کُند است، شما متوجه نمیشوید و گمان میکنید که همیشه باز است. زمانی که شخص منیت دارد، شاید 10 سال دیگر نشان داده شود.
توصیهای برای خوانندگان و اعضای کنگرهدارید؟
امیدوارم که در کل کنگره، بچهها بیشتر توجه خود را روی بالا بردن کیفیت آموزش شخصی خود قرار دهند و فرقی نمیکند که کمک راهنما باشند یا هر فرد دیگری. باید تمرکز اصلی و اولیه خود را روی این قضیه بگذارند که پالایش و تزکیه را از خود آغاز کنند نه اینکه سریعاً بخواهند مُصلحِ دیگران باشند. همیشه انسان باید تمرکزش روی آموزش و پالایش خود باشد و تزکیه را از خود آغاز کنند و محبت را به کوچکترها و به یکدیگر همیشه در نظر داشته باشند و این را به عنوان قطبنما در ذهن خود داشته باشید که در هر کاری اگر دیدید که ظاهراً حق با شماست اما آن را با نفرت و یا حس بد انجام میدهید، به ماهیت کار خود و خودتان شک کنید و بگردید و اشکال کار خود را پیدا کنید تا آن حس خوب به وجود بیاید و احساس محبت غالب باشد و جایگاهها پشت سر این قضیه قرار بگیرد. جایگاه خوب هستند، محترماند و لازم اما بایستی پیشنماز شما محبت باشد و تزکیه و پالایش شخصی. اگر ما بتوانیم اینها را در کنگره (به صورت جدی، نه شعار) عمل کنیم، مرتب رشد خواهیم کرد اما اگر حرف اول را رسیدن به جایگاهی بزند و من این مسائل یادم برود و جایگاه برای من خواستنی بشود، آنگاه کیفیت کار پایین آمده، از هم فاصله میگیریم و روابط ما بر اساس منافع شخصی شده و کمکم از هم دور شده و باهم بیگانه میشویم و نتایج خوبی عاید نخواهد شد و من به این مسئله ایمان کامل دارم و به همین خاطر؛ همیشه سعی میکنم مراقب اعمال و حرکات خود باشم چرا که صفت گذشته در انسان صادق نیست! ممکن است من اکنون معلم جهانبینی باشم اما 5 سال آینده اگر درست عمل نکنم و اشتباه حرکت کنم، تبدیل به انسان نامتعادلی شوم که دیگر قابل استناد و اعتماد نیست.
آقای امین بینهایت از شما سپاسگزارم که وقت خود را در اختیار بنده قراردادید.
استاد امین: من هم از شما و کار شما ممنونم و برای شما آرزوی موفقیت دارم.
مصاحبه: همسفر مهری
توقع هم ناشی از نیاز است و هم ناشی از ناخالصی است و به نظرم ناخالصی دقیق تر است و اگر پشت قضیه را بنگریم میبینیم که توقع انسان از ناتوانی است. به عنوان مثال؛ من از شما توقع دارم که تمام متن های دانشگاه مرا تایپ کنید. اگر من توانایی این کار را داشته باشم، دیگر این توقع را از شما نخواهم داشت که از وقت و کار و برنامههای خود بزنید و کار مرا انجام دهید. شاید شما به عنوان یک دوست یا هم لژیونی یا فامیل بخواهید کار مرا با رغبت انجام دهید اما اینکه من از شما بخواهم و توقع داشته باشم، قضیه فرق میکند.
استاد جهانبینی ما دیگر حالش خراب نمیشود یا اینکه یاد گرفته چطور برخورد کند؟
چرا. من به این نقطه رسیدم که در هستی نیروهای منفی وجود دارند که من توان روبرو شدن با آنها را ندارم یعنی؛ اگر آنها به سراغ من بیایند و مرا به مبارزه دعوت کنند، ممکن است مرا داغان کنند. میخواهم بگویم که از ما قوی تر خیلی وجود دارد اما اولاً اینکه من آنها را به مبارزه دعوت نمیکنم و این ادعا را ندارم که میتوانم با تمام نیروهای منفی بجنگم و آنها را شکست بدهم. در همین اردویی که رفته بودیم، با یکی از بچههای قدیمی کنگره که از کار ما ایراد گرفت، بحث کردیم و من از تعادل خارج شدم چون خیلی زحمتکشیده بودیم و چندین ماه برنامهریزی کرده بودیم و البته ایشان ایرادش را خیلی بد بیان کرد اما اینها دلیل نمیشود. من وقتی از تعادل خارج شدم، یکی دیگر از بچههای قدیمی که آنجا بود، تعجب کرد ولی چند دقیقه بعد نزد او رفتم و گفتم من آمدهام که این حس بدی که به وجود آمده را خوب کنیم و تأثیر خیلی خوبی داشت.
مگر شما نفرمودید که آرزو یک کلمه منفی است، پس چرا در مراسم تولدها در کنگره آرزو میکنند؟
ایشان با خنده فرمودند: من یک وقتهایی به مسائلی گیر می دهم و شاید این خصلت من باشد که به جزئیات، زیاد توجه میکنم و شاید کار من اشتباه بود. من یک کلمهای را از دیدگاه جهانبینی مطرح میکنم که شاید در جامعه عُرف باشد. به عنوان مثال؛ نام آرزو در جامعه ما، نام دختر است و نمیتوان گفت که نام همه دخترها را بگذاریم: خواسته (با خنده).
در کل؛ نباید زیاد حساس بود اما بهتر است که به جای آرزو بگوییم: خواسته قلبی یا رؤیا.
آقای امین چه چیزهایی برای ما ایجاد حجاب میکند؟
چند چیز باعث به وجود آمدن حجاب میشود. حجاب به معنی پوشش است؛ اینکه شما نمیتوانید یک چیز را درست ببینید و یا اینکه اصلاً آن را نبینید. به عنوان مثال؛ یک چیز را وارونه ببینید یا کوچک ببینید یا بزرگ ببینید، یا اینکه اصلاً آن را نبینید!
اگر در تعاریف جهانبینی نگاه کنیم، میبینیم که «منیت» این خاصیت را دارد. وقتی ما جایگاه خود را بالاتر از آنچه که هست میبینیم، گویی از ارتفاع به انسانها نگاه میکنیم و به اصطلاح جامعه؛ افراد را ریز میبینیم. این اصطلاح در جامعه هنگام تحقیر کردن افراد بکار می رود. در کل؛ تمام حس های منفی میتوانند این کار را انجام دهند مانند ترس. اینکه شما از یک چیز کوچک بترسید و آن را به صورت یک هیولای بزرگ ببینید و نتوانید با آن روبرو شوید و این هم یک حجاب است؛ اما پشت حس های منفی، همیشه یکسری ساختار منفی وجود دارد. در واقع؛ ساختاری که دارای یکسری عقاید، نگرشها و تفکرات غلط است که آن عقاید بازدارنده که آن عقاید و تفکرات بازدارنده به نظر من؛ میتوانند در بدترین حالت از تکبّر انسان ناشی شوند یعنی؛ اگر انسان، عقاید و تفکراتش متکبرانه باشد، خیلی چیزها را بد میبیند و قدر مسلّم بزرگترین حجاب است.
پس میتوان گفت: عقاید بازدارنده از جنس تکبّر و حس های منفی از جنس ترس، میتوانند ایجاد حجاب کنند.
آیا تصمیم گرفتن برای انجام کار کافی ست و تفاوت تصمیم با خواسته در چیست؟
تصمیم گرفتن، مرحله وسط انجام کار است. اول خواسته میآید، سپس راجع به آن خواسته تفکر میکنیم، نقشه میکشیم و بررسی میکنیم و بعد از آن، اگر مراحل را درست انجام دهیم، تازه تصمیم میگیریم که آن کار را انجام دهیم. تنها در آن صورت است که پایه تصمیم محکم میشود و بعد از آن مراحل تکمیلکننده یعنی همان حرکت کردن و بررسی دوباره آن موضوع است. انسانهایی که فکر آنها درست کار میکند، وقتی تصمیم میگیرند، میشود روی تصمیم آنها حساب کرد که این کار برای آنها انجام شده است اما در مورد کسانی که از تفکر برخوردار نیستند و تابع حس های لحظهای هستند، هیچچیز قابلاطمینان نیست.
استاد امین شما در گذشته فستفود داشتید. آیا راضی بودید و آیا اکنون آشپزی میکنید؟
بله داشتم و خیلی هم کارم را دوست داشتم. من همبرگر و پیتزا خیلی خوب درست میکنم و اکنون هم بعضی وقتها آشپزی میکنم.
ادامه جزوه جهانبینی چه زمانی آماده میشود؟
اتفاقی که در کنگره برای من افتاده و من از آن درس گرفتم، خدمتِ اندازه کردن است. شما هر کاری که بخواهید انجام بدهید، یک اتمسفر میخواهد. یکسری کارها، همدیگر را خنثی میکنند یعنی؛ شما باید از نظر فکری و حسی در شرایطی باشید که بتوانید مطلب بنویسید و من در این شرایط نبودم. خیلی خوب میتوانستم حرف بزنم اما نمیتوانستم خوب بنویسم. چون من در کنگره حدود 6 الی 7 نوع مسئولیت مختلف دارم، سعی بر این دارم که کارهایم را تعدیل کنم تا بتوانم آن تمرکزی را که برای نوشتن نیاز دارم، داشته باشم. رفتن به جاهای مختلف و انجام کارهای مختلف خوب است اما ممکن است شما نتوانید کارهای دیگر را انجام دهید. من هم فعلاً سعی دارم حس نوشتن را در خود آماده کنم چرا که خیلی سعی کردم بنویسم اما نشد.
کدام سی دی خود را بیشتر دوست دارید و گمان میکنید که تأثیر بهتری خواهند داشت؟
دقیق نمیشود گفت کدام! چون هر کدام برای یک مقطعی مفید هستند. به عنوان مثال؛ شاید برای کسی که مشکل عشقی داشته باشد، سی دی گره عشق کمک کند اما شاید این سی دی برای یک فرد دیگر چیز خاصی نباشد ولی در کل؛ بعضی از سیدیها به لطف خداوند خیلی اثرگذار شدند ازجمله؛ امواج بازدارنده و خوب بودن آن از این جهت است که برای انسانهای مختلف در موقعیت های مختلف جواب میدهد. سی دی شرک خوب است و سی دی گره قدرت هم همین طور.
شاخصه بد استاد جهانبینی ما در گذشته چه بود؟
بدترین خصلتی که داشتم این بود که اگر کسی برخلاف اصولی که من به آن اعتقاد داشتم رفتار میکرد و یا اتفاقی میافتاد، به شدت عصبانی میشدم و این عصبانیت خیلی غیرطبیعی بود و علت آن را در سی دی «مثلث شخصیت» فهمیدم. اینکه من از یک ضلع، آسیبدیده بودم و آن قضیه باعث میشد تا یک مقدار گرایش به دیکتاتور بودن داشته باشم و خیلی از مسائل را به صورت آن کادر شده ببینم و اگر مطلب یا مسئلهای از کادر خودش خارج میشد، بسیار عصبانی میشدم که البته این موضوع خیلی خیلی بهتر شده است.
آیا حقارت زیرشاخه منیت است؟
زیرشاخه نیست، اینها دوروی سکه هستند. اگر انسان منیت داشته باشد، قطعاً به حقارت میرسد و این قضیه مانند بازی الاکلنگ است. در این بازی نمیتوان گفت که من فقط بالا میمانم یا فقط پایین. شما وقتی الاکلنگ بازی میکنید، همان طور که بالا میروید، همان طور هم پایین میآیید. یا مثل فنر. شما وقتی فنر را کشیده و آن را رها میکنید، یک جا فشردهشده و در جای دیگر باز میشود. اگر این فنر ظرف 5 سال بازشده و ظرف 5 سال به تعادل رسیده و ظرف 5 سال دیگر جمع شود، چون این حرکت بسیار کُند است، شما متوجه نمیشوید و گمان میکنید که همیشه باز است. زمانی که شخص منیت دارد، شاید 10 سال دیگر نشان داده شود.
توصیهای برای خوانندگان و اعضای کنگرهدارید؟
امیدوارم که در کل کنگره، بچهها بیشتر توجه خود را روی بالا بردن کیفیت آموزش شخصی خود قرار دهند و فرقی نمیکند که کمک راهنما باشند یا هر فرد دیگری. باید تمرکز اصلی و اولیه خود را روی این قضیه بگذارند که پالایش و تزکیه را از خود آغاز کنند نه اینکه سریعاً بخواهند مُصلحِ دیگران باشند. همیشه انسان باید تمرکزش روی آموزش و پالایش خود باشد و تزکیه را از خود آغاز کنند و محبت را به کوچکترها و به یکدیگر همیشه در نظر داشته باشند و این را به عنوان قطبنما در ذهن خود داشته باشید که در هر کاری اگر دیدید که ظاهراً حق با شماست اما آن را با نفرت و یا حس بد انجام میدهید، به ماهیت کار خود و خودتان شک کنید و بگردید و اشکال کار خود را پیدا کنید تا آن حس خوب به وجود بیاید و احساس محبت غالب باشد و جایگاهها پشت سر این قضیه قرار بگیرد. جایگاه خوب هستند، محترماند و لازم اما بایستی پیشنماز شما محبت باشد و تزکیه و پالایش شخصی. اگر ما بتوانیم اینها را در کنگره (به صورت جدی، نه شعار) عمل کنیم، مرتب رشد خواهیم کرد اما اگر حرف اول را رسیدن به جایگاهی بزند و من این مسائل یادم برود و جایگاه برای من خواستنی بشود، آنگاه کیفیت کار پایین آمده، از هم فاصله میگیریم و روابط ما بر اساس منافع شخصی شده و کمکم از هم دور شده و باهم بیگانه میشویم و نتایج خوبی عاید نخواهد شد و من به این مسئله ایمان کامل دارم و به همین خاطر؛ همیشه سعی میکنم مراقب اعمال و حرکات خود باشم چرا که صفت گذشته در انسان صادق نیست! ممکن است من اکنون معلم جهانبینی باشم اما 5 سال آینده اگر درست عمل نکنم و اشتباه حرکت کنم، تبدیل به انسان نامتعادلی شوم که دیگر قابل استناد و اعتماد نیست.
آقای امین بینهایت از شما سپاسگزارم که وقت خود را در اختیار بنده قراردادید.
استاد امین: من هم از شما و کار شما ممنونم و برای شما آرزوی موفقیت دارم.
««« به پاکی دریاها ژرف باشید »»»
مصاحبه: همسفر مهری
منبع: وبلاگ نمایندگی قزوین
+ نوشته شده در شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۲ ساعت 15:4 توسط سجاد اسماعیلی
|

این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .