دستور جلسه این هفته (رابطه یادگیری با معرکه گیری (نق زدن، حاشیه)) . . .
تخریب های مصرف مواد مخدر با اولین بار به وجود میآید و به مرور با تكرار مصرف افزایش مییابد، این تخریبها به خصوص در قسمت جهانبینی و نیز علاوه بر جسم و روان تأثیرات شگرفی را به همراه دارد تا جایی كه آخرین نفری كه پی به اعتیاد فرد میبرد خود فرد مصرف كننده است، همه قیافه تابلو و چرت زدنهایش را میبینند اما خود فرد به دلیل حجابی كه بر اثر استفاده از مواد مخدر در قسمت جهانبینی و نحوه نگرش به دنیای اطرافش به وجود آمده قبول نمیکند، وقتی این فرد بعد از مدتی پی به اعتیاد خود میبرد و برای درمانش اقدام و وارد كنگره 60 میشود با تصمیمی مهم روبرو میگردد و آن مواجهه با این جمله است:
اول ندانی را بدان تا بدانی را بدانی
یعنی با ظرف خالی وارد كنگره شود و داشتهها و اطلاعاتش را بایستی بیرون درب كنگره بگذارد و به عبارتی آنها را رها كند، انجام این كار شاید در ظاهر آسان به نظر برسد اما از درگیری های درونی كه تازهواردان به كنگره 60 با این موضوع دارند مشهود است كه كار مهم و قدمی بزرگ است چون تمام دارایی و داشتههای فرد مصرفکننده مواد مخدر، ذهن و افكارش است، بدین صورت كه در ذهن خودش خوش تیپ است، در افكارش قرار است ماشین بخرد، در تصوراتش قرار است مسافرت لب دریا برود، در تخیلاتش قرار است چالههای كره ماه را پر كند، در تنهایی خودش تا تصدی پست وزارت هم می رود و ...
اما در واقعیت چه؟
بنده خدا نه پول دارد، نه آبرو، نه قیافه، نه كار نه خانواده هم اگر داشته باشد چیزی جز تخریب برای او به ارمغان نخواهد داشت، حال به این فرد گفته میشود نداشتههایت را كه به نظر خودش داشتههایش است رها كند، ابتدا نمیتواند درست تصمیم بگیرد و نیروهای بازدارنده موانعی را سر راهش قرار میدهند مثل مهم بودن دیگر مشكلات نسبت به اعتیاد.
میگوید: من بروم مدتی را اضافه كاری كنم تا وضع مالیام روبهراه شود بعد برای درمان اقدام میکنم یا من بروم همسرم را كه از من جداشده و طلاق گرفته را متقاعد كنم برگردد خانه، بعد درمانم را شروع میکنم و یا بچههایم كمی بزرگ تر شوند بعد برای درمان اقدام میکنم و هزاران دلیل دیگر برای شروع نكردن درمان میآورد و این به دلیل عدم شناخت از مهم بودن درمان اعتیادش است و در كنگره به او آموزش داده میشود كه اولویت همه مسائل با درمان اعتیادش است.
اما چگونه؟
بدین صورت كه وقتی فرد رها كردن نداشتههایش را آغاز میکند و به عبارتی ظرفش را خالی میکند کمکم حسهایش باز میشود و به واقعیت پی میبرد كه داشتههای فكرش در واقع نداشتههایش بوده و وارد یکجور فضای ایزوله نسبت به مسائل بیرون میشود و آن زمان است كه آموزش های كنگره را در طی دوره درمان بهتر درك میکند، آموزش های فنی و تخصصی در مقوله اعتیاد و مواد مخدر كه در هیچ كجای دیگر به او ارائه نمیشود. خب در اینجا یك تغییر اساسی انجام میشود و آن هم تغییر نحوه صرف انرژی است مثل عدسی مقعری كه تا امروز نورهایی را كه به سمتش تابیده می شده را به اطراف پخش می كرده اما اكنون تبدیل به عدسی محدب شده و نورها را به یك نقطه كه كانون نام دارد منعكس میکند، فرد مصرفکننده هم تا قبل از ورود به كنگره انرژی خود را صرف بازی های ذهنی و مشكلات روزمره می كرده و از اعتیاد و خلاصی فقط ترك های چندروزه را می دانسته اما اكنون همه هم و غم او آموزش گرفتن برای درمان اعتیادش است. بله آموزش که پایه و از ارکان اساسی درمان اعتیاد در کنگره 60 است چرا که در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر هم در بخش پیام لنگر کشتی هم آمده است که «انسانها برای خدمت و آموزش پا به حیات نهادهاند ابتدا آموزش و سپس خدمت درست». پس با این تفاسیر ما حالا حالاها با آموزش سروکار داریم چه گرفتن آن و چه آموزش دادن به دیگران مثل کاری که کمک راهنماهای کنگره 60 انجام میدهند.
تمام اینها نوشته شد تا به اهمیت آموزش گرفتن پی برده شود یعنی کانون عدسی باید روی آموزش گرفتن فرد برای درمان و رهاییاش از اعتیاد قرار بگیرد و این بین آفتی برای آموزش وجود دارد که از آن به معرکهگیری (نق زدن و حاشیه) یاد میشود. فردی را تصور کنید که در جنگل و در حال فرار کردن از دست شیر درنده ایست. ناگهان کلبه چوبی نظرش را جلب میکند و سراسیمه به داخل آن پناه میبرد و از دست شیر در امان میماند. فرد بعد از کمی روبهراه شدن و کاهش استرساش وقتی خیالش از بابت شیر راحت شد کمکم به اطرافش نگاه میکند و میگوید این کلبه چه سقف خرابی دارد! درب کلبه هم که صدا میدهد! باد هم از دیوارههایش نفوذ میکند! و از این قبیل نق زدنها درحالیکه همین کلبه جانش را از دست شیر درنده ایمن کرد و نیز غافل از اینکه بیرون از این کلبه هنوز شیر وجود دارد برای شکار او. از مسافر کنگره 60 هم انتظار می رود هر از گاهی به گذشتهاش رجوع کند و یادش بیاید از روزهایی که صبح با خماری از خواب بیدار میشد و آرزوی دنیا و آخرتش این بود که یک روز را بدون مصرف و نیز وسوسه مصرف مواد مخدر سپری کند.
اینجا روز اول در مشاوره به تازهواردان گفته میشود یکی از اصولی که بایستی رعایت کنی حضور به موقع است. این اصل نه برای وقتگذرانی و پاتوق بودن کنگره 60 بلکه برای کسب آموزش است ونیز آنچه مابین فرد و آموزش گرفتن را فاصله میاندازد توجه به حاشیه است. از آنجایی که حاشیه یک طیف است، نمیتوان برایش چهارچوب تدوین کرد که مثلاً این حاشیه هست اما آن نه ولی خودم بهشخصه این جمله را سرلوحه قراردادم که: «هر چیزی که فرد را از آموزش گرفتن بازدارد حاشیه است» و حاشیه نوردی خود باعث صرف انرژی در مواردی غیر از آموزش گرفتن است. اتفاقاً چند هفته پیش که برای شرکت در جلسه جهانبینی چهارشنبه به تهران آمده بودیم در راه برگشت به سمت سمنان جای شما عزیزان خالی برای صرف چای و استراحت در میانه راه توقف کردیم . با همراهانمان در مورد حاشیه صحبت میکردیم. گفتم: ببینید ما در میان ماشین های دیگر در حال حرکت به سمت سمنان بودیم و قرار بود فلان ساعت برسیم؛ اما ما اینجا برای لذت بردن از منظره و استراحت توقف کردیم. این توقف از مجموعهای فعالیتها تشکیلشده که هر کدام انرژی خودش را میطلبد از قبیل سرعت کم کردن، دنده کم کردن از 5 به 4 به 3 به 2 به 1 و ترمز و توقف و باز برای حرکت این فرآیند باید تکرار شود ضمن اینکه ما اینجا توقف کردیم و ماشینهایی که با ما در حال حرکت بودن همه رفتند. آنها هم به سمنان میرسند و ما هم خواهیم رسید انشاء الله اما آنها سروقت و ما با تأخیر و باز رجوع میکنم به پیام لنگر کشتی که «... این در ادامه و مسئولیت های ما تأخیر ایجاد مینماید که بیشتر اوقات قابل جبران نیستند»
پس لازم است یادمان باشد که از دست شیر که نه بهتر بگویم از دست چه اژدهای هزار سری به چه مکان مقدس و امنی پناه آوردهایم.
مسافر میثم جمالی، آبان 1392
منبع: نمایندگی سمنان

این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .