دلنوشته یک مسافر . . .
هزاران هزار راز در دل خدمت کردن نهفته است و برای اینکه این رازها را از دل این چراغ پرنور بیرون آوریم بایستی در متن آن رفت و جوشان وخروشان بودتا بتوانیم قطره ای ازاین فعل گرانبهارادر خود نمایان کنیم.در اینجا قصد دارم از کل شروع و به جزء که خود بسیار مهم است برسم.
در سخن بزرگان شنیده میشود که دستهایی که خدمتگذارند مقدس تر از لبهایی اند که دعا میکنند.در زندگی روزمره میتوان با کمی به اهمیت تفکر کردن پی برد که چقدر میتواند در رسیدن به ارامش و آسایش نسبی در زندگی ما موءثر باشد.
ابوعلی سینا دو کتاب به نام های شفا و قانون نوشته است که اینطور که از اسم این کتابها پیداست بایستی در مورد طب و طبابت باشد ، قانون ولی در مورد قوانین جهان بینی اینگونه نیست بلکه عکس این موضوع صادق است و در کتاب شفا در مورد جهانبینی و قوانین موجود در هستی صحبت شده و این مموضوع اهمیت رسیدن به شفا و حال خوش توسط جهانبینی را میرساند ودر کتاب قانون در مورد طب سنتی صحبت شده.
نقطه شروع اخلاق نیکو نسبت به مخلوقات خود خداوند است و در نوشتارهای کنگره60 نیز این موضوع به عنوان دروازه ورود به قلب خداوند ذکر شده که چه سعادتی بالاتر ازینکه بتوانیم به قلب حق تعالی وارد شویم و بند عشق میان خود و قدرت مطلق را مستحکم نماییم وحتما در داشتن آرامش وصراط مستقیم موءثر خواهد بود.
من وقتی وارد کنگره شدم از تمامی راههای ترک نا امید و حالی خراب و نا متعادل داشتم و همین خلق نیکو (محبت اعضای کنگره) بود که من را نگه داشت و ازهمان جا متوجه شدم که باید یک فرد خدمتگذار باشم تا بتوانم در مزرعه اعمال خویش که سراسر پر بذرهای ضد ارزشی شده بود میتوانم به آرامی بذر نیکو و ارزشی بکارم و این به عنوان شفا در حال خراب من موءثر بود.با گذشت زمان متوجه شدم که باید از کارهای کوچک شروع کنم تا به جایگاه بالایی برسم تا نقطه تحمل ایجاد شود.
از اساتید کنگره شنیده بودم که همه افرادی که در جایگاههای مختلف درحال خدمت میباشند از کارهای بسیار کوچک مثل نظافت شروع کرده ولی حالا درحال احیای نفس افرادی از همه جا بریده اند که اکثرا دارای تخریب بسیار بالا هستند.همانطور که در مثلث نتیجه گیری (خواست/تلاش/فرمان) ذکر شده که فرد ابتدا باید خواست برای انجام کاری داشته باشد سپس تلاش کند تا اجازه آن از قدرت مطلق صادر شود ودر آخر امر اول امر ایجاد میشود.
در کتاب 60 درجه زیر صفر یک ضرب المثل چینی وجود دارد که برای من در انجام کارهای بزرگ خیلی موءثر بوده که صفر هزار فرسنگی با قدم اول شروع میشود.برای خدمت کردن و تمامی کارها هرچقدرهم بزرگ و دست نیافتنی باشد بایستی قدم اول را بر داریم و بعد با حرکت راه نمایان میشود و اگر تا ابد هم ما در یکجا ساکن بمانیم و حرکت نکنیم نه تنها در همانجا خواهیم ماند بلکه به عقب هم برخواهیم گشت.
خدمت میتواند مالی هم باشد:گاهی شخص از نظر مالی هیچ کم و کسری ندارد اما اذن اینکه ذره ای از اموال خود را در خدمت کردن خرج نماید را ندارد وحتی برای خودش سودی ندارد و به عنوان مثال میگویند شخص در کاخ خود کارتون خواب است.شخصی را میشناختم که در خانه ای مثل کاخ زندگی میکرد ولی اعتیاد شدیدی داشت و در یک اتاق خودش را حبس کرده بود و گاهی وسایل لوکس خانه را میشکست یا فرش قیمتی را آتش میزد و....ولی شخص دیگر در زندگی خود کاملا بر مادیات سوار است و از ثروت خویش استفاده بهینه مینماید و با کارهای خیر آرامش را در زندگی خویش حکم فرما میکند.واقعا چه سعادتی بالاتر ازاین که انسان اذن خدمت کردن در صراط مستقیم را داشته باشد.
برخی افراد کار سختری پیش رو دارند و به صورت چراغ خاموش در حال خدمت هستند وبدون اینکه کسی متوجه شود اینکار را انجام میدهند و جایگاه این افراد بالاتر و کارشان بزرگتر میباشد.
نکته دیگر از نظر من این است که محال است کسی طعم خدمت در کنگره را بچشد و بتواند ازاین لذت بزرگ بگذرد.به امید اینکه تمام افرادی که خواستار خدمتگذاری و حرکت در صراط مستقیم هستند همیشه جوشان و خروشان باشند تا به بحر اقیانوس برسند ومن جزء آنها باشم.
در سخن بزرگان شنیده میشود که دستهایی که خدمتگذارند مقدس تر از لبهایی اند که دعا میکنند.در زندگی روزمره میتوان با کمی به اهمیت تفکر کردن پی برد که چقدر میتواند در رسیدن به ارامش و آسایش نسبی در زندگی ما موءثر باشد.
ابوعلی سینا دو کتاب به نام های شفا و قانون نوشته است که اینطور که از اسم این کتابها پیداست بایستی در مورد طب و طبابت باشد ، قانون ولی در مورد قوانین جهان بینی اینگونه نیست بلکه عکس این موضوع صادق است و در کتاب شفا در مورد جهانبینی و قوانین موجود در هستی صحبت شده و این مموضوع اهمیت رسیدن به شفا و حال خوش توسط جهانبینی را میرساند ودر کتاب قانون در مورد طب سنتی صحبت شده.
نقطه شروع اخلاق نیکو نسبت به مخلوقات خود خداوند است و در نوشتارهای کنگره60 نیز این موضوع به عنوان دروازه ورود به قلب خداوند ذکر شده که چه سعادتی بالاتر ازینکه بتوانیم به قلب حق تعالی وارد شویم و بند عشق میان خود و قدرت مطلق را مستحکم نماییم وحتما در داشتن آرامش وصراط مستقیم موءثر خواهد بود.
من وقتی وارد کنگره شدم از تمامی راههای ترک نا امید و حالی خراب و نا متعادل داشتم و همین خلق نیکو (محبت اعضای کنگره) بود که من را نگه داشت و ازهمان جا متوجه شدم که باید یک فرد خدمتگذار باشم تا بتوانم در مزرعه اعمال خویش که سراسر پر بذرهای ضد ارزشی شده بود میتوانم به آرامی بذر نیکو و ارزشی بکارم و این به عنوان شفا در حال خراب من موءثر بود.با گذشت زمان متوجه شدم که باید از کارهای کوچک شروع کنم تا به جایگاه بالایی برسم تا نقطه تحمل ایجاد شود.
از اساتید کنگره شنیده بودم که همه افرادی که در جایگاههای مختلف درحال خدمت میباشند از کارهای بسیار کوچک مثل نظافت شروع کرده ولی حالا درحال احیای نفس افرادی از همه جا بریده اند که اکثرا دارای تخریب بسیار بالا هستند.همانطور که در مثلث نتیجه گیری (خواست/تلاش/فرمان) ذکر شده که فرد ابتدا باید خواست برای انجام کاری داشته باشد سپس تلاش کند تا اجازه آن از قدرت مطلق صادر شود ودر آخر امر اول امر ایجاد میشود.
در کتاب 60 درجه زیر صفر یک ضرب المثل چینی وجود دارد که برای من در انجام کارهای بزرگ خیلی موءثر بوده که صفر هزار فرسنگی با قدم اول شروع میشود.برای خدمت کردن و تمامی کارها هرچقدرهم بزرگ و دست نیافتنی باشد بایستی قدم اول را بر داریم و بعد با حرکت راه نمایان میشود و اگر تا ابد هم ما در یکجا ساکن بمانیم و حرکت نکنیم نه تنها در همانجا خواهیم ماند بلکه به عقب هم برخواهیم گشت.
خدمت میتواند مالی هم باشد:گاهی شخص از نظر مالی هیچ کم و کسری ندارد اما اذن اینکه ذره ای از اموال خود را در خدمت کردن خرج نماید را ندارد وحتی برای خودش سودی ندارد و به عنوان مثال میگویند شخص در کاخ خود کارتون خواب است.شخصی را میشناختم که در خانه ای مثل کاخ زندگی میکرد ولی اعتیاد شدیدی داشت و در یک اتاق خودش را حبس کرده بود و گاهی وسایل لوکس خانه را میشکست یا فرش قیمتی را آتش میزد و....ولی شخص دیگر در زندگی خود کاملا بر مادیات سوار است و از ثروت خویش استفاده بهینه مینماید و با کارهای خیر آرامش را در زندگی خویش حکم فرما میکند.واقعا چه سعادتی بالاتر ازاین که انسان اذن خدمت کردن در صراط مستقیم را داشته باشد.
برخی افراد کار سختری پیش رو دارند و به صورت چراغ خاموش در حال خدمت هستند وبدون اینکه کسی متوجه شود اینکار را انجام میدهند و جایگاه این افراد بالاتر و کارشان بزرگتر میباشد.
نکته دیگر از نظر من این است که محال است کسی طعم خدمت در کنگره را بچشد و بتواند ازاین لذت بزرگ بگذرد.به امید اینکه تمام افرادی که خواستار خدمتگذاری و حرکت در صراط مستقیم هستند همیشه جوشان و خروشان باشند تا به بحر اقیانوس برسند ومن جزء آنها باشم.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۲ ساعت 14:44 توسط سجاد اسماعیلی
|
این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .