در خدمت سرکار خانم اشکذری از کمک راهنمایان کنگره 60 شعبه آکادمی هستم، ایشان مدت 11 سال است که به عنوان هم‌سفر در کنگره حضور دارند و مدت 9 سال و یک ماه است که از بند اهریمن اعتیاد رهایی یافته‌اند.


با خانم اشکذری مصاحبه‌ای به عمل آوردم که در ادامه ملاحظه بفرمایید.



- همسفر، همسرتان هستید، زندگی با همسر مصرف‌ کننده سخت است؟


علی مصرف کننده بود ولی انسان بدی نبود، خشمگین و عصبی و پرخاشگر بود ولی در کل ذات بدی نداشت. من همیشه از همان ابتدا به او می‌گفتم که حیفم می‌آید تو این‌طوری هستی. علی شوهر خوبی بود.


- چه وقت متوجه اعتیاد همسرتان شدید؟


ما، کم سن و سال بودیم که ازدواج کردیم و همان ماه‌های اول فهمیدم که مصرف کننده است، البته به صورت تفریحی استفاده می‌کرد. علی ظاهر خوبی داشت و خوش‌ پوش بود و اصلاً فکر نمی‌کردم، این‌ طور بشود.


- وقتی متوجه شدید چه عکس‌ العملی نشان دادید؟


نا آگاهی از یک طرف، سن و سال کم از طرف دیگر و تنها بودنم و اینکه همسرم را دوست داشتم، اجازه عکس‌العمل خاصی به من نمی‌داد و سرگردان بودم، شوهرم را دوست داشتم و اعتیاد را دوست نداشتم.


- فرزندانتان متوجه اعتیاد پدرشان شدند؟


بچه‌ها هیچ‌ وقت در رابطه با اعتیاد پدرشان صحبت نکردند. وقتی دختر اولم ازدواج کرد، ما وارد کنگره شدیم.


- یکی از دخترهایتان را از دست دادید. می‌خواهم بدانم آموزش‌های کنگره چقدر در مواجه‌ شدن شما با این قضیه یاری‌تان کرد؟


من روی این مسئله حساسم وای کاش این سؤال را نمی‌پرسیدید؛ دختر من مدت سه سال در گیر سرطان خون بود و عاقبت ...


یکی از دوستانم هم زمان با من پسرش را از دست داد و هنوز آخر شب همسرش باید او را از قبرستان به خانه ببرد و دائم بیمار است و بیمارستان می رود.


شاید  من باید به کنگره می‌آمدم، آموزش می‌دیدم و یک چنین اتفاقی برایم می‌افتاد و من با توجه به گرفتن آموزش‌ها که خیلی کمکم کرد، توانستم با این مسئله روبرو شوم و بعد از چهلم دخترم با صحبت‌های مرزبان آن دوره به کنگره برگشتم.


در اینجا می‌خواهم از عزیزانی که اجازه خدمت به من دادند تشکر کنم که همین خدمت باعث شد من حالم خوب شود والا من یک روانی بودم.


- کنار مسافرتان باشید نه مقابلش یعنی چه؟


ما قبل از ورود به کنگره روبروی مسافرمان بودیم، چون آگاهی نداشتیم. در کنگره یاد می‌گیریم اگر کسی را دوست داریم باید رهایش کنیم. من برای زندگی‌ام چیزی کم نمی‌گذارم، به همسرم وزندگی‌ام و به خودم رسیدگی می‌کنم، اجازه می دهم او هم کار خودش را بکند و آموزش خاص خودش را بگیرد.


گاهی با آگاهی می‌بینیم و یا گاهی از روی نا آگاهی نمی‌بینیم. در هردو مورد هم دیدن است وهم ندیدن، کسی که آگاه است چیزهایی که نباید ببیند نمی‌بیند و یا به روی خودش نمی‌آورد.


- چه چیزهایی را در زمان اعتیاد از دست دادید و چه چیزهایی را بعد از رهایی به دست آوردید؟


مال و اموال، آرامش و اوقات خوشمان، از دست رفت ولی بعد از درمان، شناخت جهان هستی و آموزش‌ها و در کل آرامش به دست آوردیم ما قبلاً خیلی چیزها داشتیم و در کنگره آرامش را یافتیم.


- محصول کنگره چیست و آیا همه به یک میزان برداشت می‌کنند؟


هرکس به اندازه خواسته و نیازش و درکش برداشت می‌کند و علم کنگره و آگاهی که هرکس به دست می‌آورد محصول کنگره است، رها یافتگان و انسان‌های محبوب محصول کنگره هستند.


- به جز اعتیاد، گره دیگری در زندگی‌تان با روش تدریجی درمان شد؟


وقتی در کنگره آموزش می‌بینیم، خواه و ناخواه این روش را در کل زندگی اجرا می‌کنیم.


- سخن آخر:


از اینکه اتفاقی با من مصاحبه کردید  سوپرایز شدم، سپاسگزارم.


از آقای مهندس و خانم آنی و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم.


گزارشگر: از خانم اشکذری سپاسگزارم و عذرخواهی می‌کنم که با یادآوری خاطره دخترشان باعث ناراحتی این عزیز شدم.


منبع: وبلاگ نمایندگی آکادمی