شبه افیون بدن . . .
مواد شبه افيوني با بسياري از حالات ما ارتباط مستقيم دارند مثل افسردگي يا شور و نشاط، خواب، آرامش، اضطراب و عصبي بودن، مسائل زناشويي و بسياري حالات ديگر.
هرگونه نوسان در مقدار ترشح و توليد اين مواد به صورت مستقيم روي اين حالات اثر میگذارد. سيستم ضد درد نيز با استفاده از همين مواد بسياري ازسيگنالهاي درد را سركوب ميكند. متأسفانه در حال حاضر امكان سنجش و اندازهگیری سطح يا مقدار مواد شبه افيوني در بدن انسان وجود ندارد اما اگر روزي تكنولوژي و مهندسي پزشكي بتواند دستگاهي بسازد كه قادر به اندازهگیری سطح و مقدار مرفين درخون و بدن باشد، قدر مسلم بسياري از ابهامات در مورد ريشه و علل بخش عمدهاي از بيماريها از بين خواهد رفت.
يكي از نقاط كور بيماري اعتياد كه تاكنون از چشم بسياري از محققان پوشيده مانده است، اثرات ورود مرفين و مشتقات آن بر روي اين سيستم ميباشد. كنگره 60 به عنوان يك مركز تحقيقاتي فعال در حوزه اعتياد و مواد مخدر مهمترین مسئله دردرمان بيماري اعتياد را از ديدگاه فيزيولوژي، تأثیرات مخرب مصرف مواد مخدر و اعتیادآور بر روي اين سيستم میداند.
كنگره 60 معتقد است مصرف و ورود هرگونه مرفين خارجي و همین طور داروهاي شيميايي شامل آرامبخشها، ضد افسردگيها، خوابآورها، و ضد دردها يا به طور کلی هر نوع مادهای كه انسان را از حالت تعادل طبيعي خارج كند (الكل، حشيش، كرك، شيشه يا آيس يا كريستال، كوكايين و غيره) به صورت مستقيم باعث كاهش توليد مواد شبه افيوني در جسم ميشود. روند كاهش توليد مواد شبه افيوني در صورت ادامه مصرف مواد مخدر تا از كار افتادن كامل سيستم پيش خواهد رفت و در نهايت مواد وارداتي يا خارجي جايگزين مواد شبه افيوني جسم ميشود.
در اينجا اتفاقي كه رخ داده است «جايگزيني مزمن است» البته بسياري از مجامع علمي اين وضعيت، يا ورود مرفين خارجي به بدن را مسموميت مزمن قلمداد میکنند كه از نظر كنگره 60 اين نظريه به طور كامل مردود است. زماني كه بر اثر مصرف مواد مخدر و ورود مرفين خارجي، مقدار مرفين در جسم از حد نرمال بالاتر رود، شخص احساس سرخوشي و آرامش يا اصطلاحاً احساس نشئگي ميكند. در همين حال گیرندههای عصبي اين مواد، به دليل دريافت بيش از حد طبيعي اين مواد با ارسال پیامهای پي در پي به سيستم توليدكننده، مبني بر افزايش دريافت، باعث كاهش توليد اين مواد توسط سيستم تولیدکننده ميشوند. ادامه مصرف مواد و ورود مرفين خارجي و از سوي ديگر بالا رفتن نقطه تحمل و افزايش مصرف مواد مخدر باعث ادامه يافتن پیامهای گیرندههای عصبي و كاهش توليد در سيستم توليدكننده و در نهايت از كارافتادگي كامل آن میشود. نكته كليدي و بسيار مهي كه امروزه در روشهاي درماني اعتياد متأسفانه کوچکترین توجهي به آن نميشود زمان لازم براي راهاندازي اين سيستم است. كنگره 60 معتقد است اين سيستم به هیچوجه در كوتاه مدت قابل بازسازي و راهاندازی نيست. با نگاهي سطحي به طيف گسترده اين مواد و تأثیرات آنها و سيستم پيچيده توليدكننده كه در حساسترين بخشها مثل مغز، هيپوفيز، نخاع و ساير بخشهاي عصبي قرار دارند و مدت زمان طولاني كه براي تخريب و از كار انداختن آن به وسيله مصرف مواد مخدر و ورود مرفين خارجي لازم بوده است، انتظار راهاندازي آن در كوتاه مدت انتظاري بيهوده و بيجاست.
كنگره 60 قوياً معتقد است زمان لازم براي راهاندازی اين سيستم 11 ماه است. اين عدد با استفاده از تجربيات عيني و علمي و تحقيقات انجامشده و نتايج قطعي آن در طول سالها فعاليت كنگره 60 و درمان صدها و هزاران مصرفکننده مواد مخدر كه با استفاده از روش كنگره 60 اعتياد خود را درمان كردهاند، به دست آمده است.
پايان قسمت اول
منبع: وبلاگ حسن غفوری


این سـایت به هدف ارایه تجربیات درمان تدریجی اعتیـاد، ارایه مقـالات علمـی و سایر مطالب مختلف شکل گرفته است این سایت به شخص خـاصی تعلق ندارد و شما هم می توانید در بخش زیر با پذیرفتن قـوانین سـایت عضوی از نویسندگـان ما باشیـد و اخبار و مقالات خود را ارسال و با نام خود در سایت قرار دهید . . .